تبليغاتX
تقویم تبعید Image and video hosting by TinyPic

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

شکر بی پایان خداوند تبارک و تعالی را که بر من حقیر ثابت شد ، سید محمود کاشانی فرزند حلال زاده پدرش ، مرحوم آیت اله کاشانی ست .
این جناب حلال زاده در گفتگویی با روزنامه خبر فرموده : 28 مرداد اصلا کودتایی نشد !
استدلال این بزرگوار همان توجیهی ست که امروزه حکومت جمهوری اسلامی برای حقانیت ! کودتایش بکار میبرد :
" فرمان برکناری مصدق روز 24 مرداد به وی ابلاغ شد و وی با دریافت فرمان شاه رسید داد ...بنابراین دوره نخست‌وزیری مصدق در روز 23 مرداد که شاه فرمان نخست‌وزیری زاهدی و فرمان برکناری مصدق را صادر کرد، تمام شد، نه 28 مرداد، بنابراین کودتای 28 مرداد یک دروغ تاریخی است که کوچک‌ترین مبنا و پایگاهی از نظر سیاسی و نظامی ندارد. ." !!
بعبارت دیگر در این زمان هم بدلیل حکم خامنه ای ، می توان آرای مردم را نادیده گرفت و بواسطه همین حکم ، دولت کودتا را به رسمیت شناخت !
فقط این سوال بی پاسخ می ماند که اگر مبنا چنین است که شما می گویید ، پس چرا 1400 سال برای غصب حکومت از حسین بن علی سینه می زنید و حکومت خلفای پیش از علی را برسمیت نمی شناسید ؟!
ابوبکر و عمر و عثمان و مهمتر از همه ، یزید هم بواسطه حکم حکومتی بر مسند خلافت نشستند ، دلیل اعتراض شما چیست ، آنهم پس 14 قرن که هنوز دست از لعن آنها بر نمی دارید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:30  توسط فرهاد حیرانی  | 

تلویزیون ایرانیان برلین :

"درک شرایط مردمی که در وطن خویش غریبند و بی پناه ، برای دیگرانی که در محیطی امن زندگی می کنند ، آسان نیست .
نگاه اینان برگرفته از باورها و واقعیتهای حاکم بر جامعه ای ست که وظیفه مسئولین آن حفظ شان انسانی ، ترویج رفاه و گسترش امنیت و آزادی شهروندان است .
قبول حقایق مشهود برایشان دشوار است که نامردمانی حاکم ، مردمی را محکوم و مصلوب می کنند به جرم وطن دوستی و آرمانگرایی .
در این فضای مسموم ، بسیاری از ایرانیانی که از جور حکومت به تنگ آمده اند ، به امید یافتن هوایی برای تنفس ، جان از جانان بر می کنند و همه تلخی ها را بجان می خرند تا فردایی بهتر برای خود و کودکانشان ترسیم کنند و در این ترسیم مجاز به انتخاب باشند .
رسمی که در ایران مرسوم نیست !
اما گذر از این گذار همیشه آسان نمی باشد . کودکانی که قادر به درک دشواریها و لزوم تغیر شرایط نیستند ، با سوالات بی شمار و بی پاسخی مواجه می شوند که تاثیری عمیق و دردناک بر روحیه پاک و زلال آنها وارد می آورد .
کودکی که از پدر و مادر به دور افتاده ، در تلاش وصل به اصل از خود می پرسد چرا برای دیدار با مادر ، نیاز به کاغذی دارد که بیگانه باید بدستش دهد !
کودکی دیگر از پدردر وطن مانده می پرسد اگر کاغذ سفر برایت مهیا نیست ، لااقل به خوابم بیا ، دیدار در خواب که نیاز به کاغذ تایید ندارد !
همه را می بینند وباور نمی کنند . باور کردنی نیست برای اینها ، که مردمی برای سفر به " دیار دور از یار " چنین رنجی را مشتاقانه و به قیمت جان خریدار باشند .
فیلم " برای یک لحظه آزادی " با بازی تحسین برانگیز " نوید اخوان " و کارگردانی " آرش ریاحی " ، سعی در به تصویر کشیدن حقایق آشکاری دارد که آشکارا حقانیت مردمی مورد تردید واقع می شود ! "
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 20:13  توسط فرهاد حیرانی  | 

پس از اتمام دوره ریاست شاهرودی بر قوه قضائیه ، خامنه ای صادق لاریجانی را بجای وی منصوب کرد . بسیاری از این تغییر استقبال کردند و از رفتن شاهرودی شاد شدند ، اما اگر نگاهی کوتاه به گذشته و حال بیندازیم ، می بینیم که باید در انتظار روزهایی بسیار تاریک برای قوه قضائیه و درنهایت مردم مظلومی بود که قرار است در محکمه های جمهوری اسلامی ( و نه دادگاه ) به اتهامات بی اساس پاسخ گویند .
در مواردی که بیان خواهد شد نظر به تطهیر شاهرودی از جنایات رژیم و بویژه قوه قضائیه نیست ، بلکه تلاشی ست برای واقع نگری : آینده ای بسیار وخیم تر و ظالمانه تر در پیش روست .
1 . شاهرودی از نظر علم ( حوزوی ) در مقامی بسیار فراتر از خامنه ای قرار داشت ، از همین رو هیچگاه خامنه ای و یارانش جسارت آنرا نداشتند تا در مقابلش موضع گیری علنی نمایند یا حکم حکومتی صادر کنند .
در موارد لزوم قاضی مرتضوی بعنوان عامل اعمال نظریات باند رهبری عمل میکرد .
2. شاهرودی از جهت شخصیتی ( کاراکتر ) مستقل بود و تحمل کمترین انتقادی را نداشت ، حتی شاهد بودیم نمایندگان مسجد ( مجلس ) شورای اسلامی را بدون توجه به مصونیتشان و فقط بدلیل انتقاد از قوه قضائیه دستگیر و حبس نمود .
3. از همین رو در مواردی ( ولو بسیار اندک ) حکم قضات را نقض می کرد و از سنگسار و اعدام تعدادی جلوگیری می نمود . بدون اینکه باند رهبری که به اسلام افراطی روی آورده اند ، بتوانند وی را متقاعد به پس گرفتن احکامش نمایند .
4.شاهرودی اعتقادی راسخ به کاهش تعداد زندانیان و محدود نمودن جرایمی داشت که به زندانی شدن متهم منجر می شد . بارها اعلام نمود باید قوانینی تازه به تصویب برسد تا با هر اتهامی نتوان متهم را روانه زندان کرد .

اما صادق لاریجانی :
1.صادق لاریجانی عضو فقهای شورای نگهبانی ست که خزعلی و جنتی تصمیمات آن را اعلام می کنند و به غلط تصور می شود بازگو کننده افکار خودشان هستند ، در حالی که این تصمیمات توسط هر 6 نفر عضوی که توسط رهبری انتخاب شده اند به تصویب رسیده ، بنابراین می توان اندیشه های دگمی که توسط جنتی و خزعلی اعلام می شود را افکار صادق لاریجانی هم دانست .
2.صادق لاریجانی در بحبوحه دادگاه های نمایشی رژیم ( جنایت علیه شان انسانی ) وارد عرصه عملی کارزار شده ، که از این بایت با شاهرودی برابر است . اما در فضای امروز که انتقاد از روش حکومت در سرکوب مردم حتی از سوی روحانیون نیز شنیده می شود و تعدادی حتی نظر به برکناری خامنه ای دارند ، تنها کسانی در خدمت باند قدرت قرار می گیرند که از هر جهت مطابق میل و سلیقه آنان رفتار کنند .
خامنه ای در اوایل حکومت سعی داشت تا چهره ای متفاوت از خود به نمایش بگذارد ، از همین رو به جای شیخ محمد یزدی ، شاهرودی را گزینش کرد . اما امروز ، فاصله ای ست بعید بین خامنه ای آنروزها و اینروزها . شاید این جمله بیان کننده تفاوت ها باشد : بد ، بد است و بدتر از بد ، بد تر است اما غیرقابل تحمل از هر دو بدتر است !
3. صادق لاریجانی نه تنها در مقامی همطراز با شاهرودی قرارندارد ، بلکه با توجه به خوی افراطی لاریجانی ها ، خود عاملی خواهد بود برای شتاب بخشیدن به اعدامها و سنگسارها و نقض بیش از پیش حقوق بشر .
توجه به این نکته ضروری ست که این برادر هم مانند دیگر اخوان زبانی پویا و کوشا در توجیه دارد ، لذا باید منتظر باشیم با بیانی آرام و آرامشبخش و با توجیهاتی بظاهر منطقی ، تیغ بر بر گلو و تیر بر قلب زند .
4.باند خامنه ای از مدتها قبل ( حدود 5 سال پیش ) تصمیم به یکدست نمودن مسئولین در همراهی با تندروهای اسلامی حاکم نمود .
ظهور احمدی نژاد ، عزل و نصب گسترده مسئولان که در اکثریت قریب به اتفاق آنها ، سرداران بر مسند نشسته اند ، فضای حاکمیت را به شدت نظامی و مناسب برای اجرای تئوریهای (1) مصباح یزدی کرده . انتخاب لاریجانی در همین راستا صورت گرفته .

اقدام بعدی حکومت ، پس از قلع و قمع مخالفان کودتا ، مطمئنا ، تصویه مسجد خفتگان ( مجلس خبرگان ) رهبری ست تا تمامی مجراهای خطر علیه رهبری را کور نمایند . غافل از آنکه سرنوشت حکومتها در خیابانها و بدست مردم تعیین می شود . تمامی این تلاشها بر خفقان بیشتر است و محرکی برای به صحنه آمدن اکثریت خاموشی که در جلسات آمران و عاملان کودتا ، از آنها به عنوان قشر سنتی و مذهبی یاد می شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 20:13  توسط فرهاد حیرانی  | 

بسمه تعالي

محضر حضرت آيت الله خامنه اي دام ظله العالي

رهبر معظم انقلاب اسلامي

سلام عليكم

1. شما در حکم حکومتی که دستور عزل مشایی را صادر نمودید ،فرموده بودید که انتصاب آقای مشایی به معاونت ریاست جمهوری برخلاف مصلحت بنده است !
یعنی من که خدمت گذار مردم هستم ، مصلحت خود را نمی دانم اما به مصلحت هفتاد میلیون ایرانی واقفم !

2. در زمان تقلب در شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری ، گفتید که آب از آب تکان نخواهد خورد ، چون شما بلافاصله بنده را بعنوان برنده معرفی و تایید می کنید و کسی جرات نخواهد کرد بر خلاف دستور شما عمل کند ، اما دیدیم اشتباه کردید .
3. گفتید با سرکوب مردم و کشتن تعدادی ، می توان دهان همه را بست ، اما باز اشتباه کردید .
4. گفتید هیچ مرجعی جرات نمی کند روی حرف شما حرفی بزند .
5. فرمودید در بازداشتگاهها از خجالت بازداشت شدگان در آیند و اطمینان دادید هیچ خبری به بیرون درز نخواهد کرد .

با توجه به موارد فوق تصور می کنم این شما هستید که مصلحت خود را نمی دانید ، نه بنده !
فلذا استدعا می کنم اجازه دهید آقای مشایی که از ذخائر جمهوری اسلامی ست به معاونت بنده دوباره انتصاب شود.

ایام عزت که چه عرض کنم ، فعلا علی الحساب ، ایام عمر مستدام باد

محمود احمدی نژاد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 2:11  توسط فرهاد حیرانی  | 

شیخ مصباح یزدی فرموده : پس از تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبری ، اطاعت از رییس جمهور ، اطاعت از خداست !
اولا افزایش تعداد خدایان را به شیوخ حوزه و مراجعی که ختم " ذکر سکوت " را گرفته اند تبریک می گم.
دوم : مگه حکم خاتمی را شیطان امضا کرده بود که مخالفت با خاتمی از واجبات شمرده می شد ؟!
تنفیذ حکم ریاست جمهوری خاتمی ، زایش خدا نبود اما در مورد رییس جمهوری که با تقلب و کودتا به این مقام منصوب شده ، خدایی دیگه متولد شده !
تازه مگه این شیخ مقلوک یادش رفته که اگه اطاعت از رییس جمهوری مثل اطاعت از خداست ، پس چرا اولا دوستاش به حکم مشایی اعتراض کردند ؟
مگه با اعتراض به حکم معاون اولی مشایی که توسط رییس جمهور صادر شده بود ، معترضین کافر و مرتد نشدند ؟ چرا این جماعت مرتد را دستگیر نمی کنند تا به کهریزک بفرستند و برای یکبار هم که شده ، بازجو ها طعم خودی ها را هم بچشند ؟!
درضمن این چه خدا بازیه که بین خدای اول ( خامنه ای ) با خدای ثانی ( رییس جمهور ) دعوا شد و خدای اول حکم خدای دوم را باطل کرد ؟!
بر همین اساس و بنا بر نظریه شیخ مصباح یزدی می توان نتیجه گرفت که خدای این جماعت هم از همین قماش است ، متقلب است و متجاوز به دختر و پسر در بند . با چنین حکایتی بنده برای حفظ ماتحت مبارکم از دست و باتوم خداوند تعالی ، ترجیح میدهم به جهنم بروم که نزد شرابخواران و رقاصان امنیت بیشتری خواهم داشت . فلذا : السلام علیم یا جنیفر جون لوپز ، السلام علیک یا نادیا بورلین ، الدخیل یا شیطان الکریم و الرجیم ، الغیاث الغیاث ، اعوذ بالشیطان من الخداوند تبارک و تعالی بجهت حفظ الماتحت ، ... خلاصه شیطان هرچه باشه ، کاری به ...ون ما نداره !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 18:6  توسط فرهاد حیرانی  | 

امروز امتحانات تمام شد ، رفت تا حدود یکماه دیگه ، البته برنامه روزانه همان ست که بود ، ....
فقط به چند خبر اشاره می کنم :

آیت الله صانعی : منتشر کنندگان اعترافات خواه ناخواه در زمانى نه چندان دور، قبل از جزاى آخرت، كيفر و جزاى عمل خائنانه خود را در اين دنيا و در محكمه اى صالح و عادلانه خواهند ديد.
توجه به تاکید آقای صانعی در مورد کیفر خائنین در همین دنیا و در دادگاهی صالح بسیار دلگرم کننده و شیرین است .
وقتی یک روحانی طراز اول چنین بی محابا از خیانت حکومت اسلامی سخن گوید و وعده مجازات عاملین را دهد ، مسلما نظرش محدود به بازجویان نیست و فراتر از آن ، نظرش به سران رژیم است .
و همه اینها وقتی شیرین است که بدانیم یک مرجع تقلید شیعه در ایران اینچنین منتقد ولایت فقیه فعلی ست .قطعا مردم توجهی به این صحبتها ندارند و اهدافشان بسیار فراتر از این مواضع است اما شکاف میان روحانیون حکومتی نشان از تزلزل رژیم و تاثیر جنبش مردم بر جمهوری اسلامی دارد .
در همین رابطه می توان صحبتهای امامی کاشانی را بازخوانی کرد :
" نور ولایت فقیه کم شده و وی نمی تواند مشکلات کشور را حل کند " ...وی سپس با اشاره به کم سو شدن نور ولایت فقیه در ایران ادامه داده است: "او که نمی تواند مشکل را حل کند، این است اوضاع کشور، این است اوضاع دنیا، تو باید بیایی، تو باید مشکل را حل کنی."(!)

حال تصور کنید در چنین معرکه ای که همه آخوندها به فکر نجات حکومت اسلامی و دین هستند تا مبادا انقلاب مردم ایران همان راه انقلاب فرانسه و نهایتا عزلت کلیسا را دنبال کنند ، آخوند حسین اسلامی فرموده : ( در حمایت و توجیه طرح تعدد زوجات )
مرد ، صبح ها می رود سرکار ، زنانش هم در خانه با هم میزنند و می رقصند و خرید می روند . شب هم که آقا برگشت خانه چهارطبقه ، هر زنی این را صواب می داند که حقش را به زن دیگر بدهد و آقا به یکی از این طبقات برود (!)

حجه الاسلام قزوینی : هرکس خامنه ای را قبول نداشته باشد ، نمازش باطل است !
گاهی اوقات قلم از بند ادب رها می شود ، در مورد ابراز فضل آخوند قزوینی چه باید گفت ؟ من مانده ام چرا قزوینی ها حتی وقتی در مورد نماز هم حرف می زنند باید اشاره به قسمت پایین کمر کنند .

تشابه آقای خامنه ای با باد معده و تاثیر هر دو در ابطال نماز از شاهکارهایی ست که فقط از ملایی ولایت مدار بر می اید و بس !

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:26  توسط فرهاد حیرانی  | 

بعضی وقتها باور گذشت زمان سخته ، مخصوصا اگه از نشانه ها به دور باشی .
رضا نه فقط برای من که حتی برای سه برادر دیگرمان هم هنوز همان پسر جنجالی و ...(محفوظ!) و شیطونه که باید چهارچشمی مراقبش بود .
وقتی کتابهایش بدستم رسید با علاقه فراوان شروع به خواندنش کردم اما دروغ چرا ، چیزی نفهمیدم ، من اهل ( محفوظ !) هستم و نهایتا اگه شعر نو بخونم ، میرم سراغ ( محفوظ ! ) . این نسل جدید شعرای ایران ، یه جوری از کلمات استفاده می کنند که انگار تک تک کلمه ها زنده اند و در متن می رقصند ، هویتی بیش از آنکه من قادر به درکش باشم ، از خودشان بروز میدند .
خلاصه من که چیزی ازشون نفهمیدم ، اولش خیال کردم لابد خودشون هم نمی فهمند چی میگند اما وقتی نامه اسماعیل نوری علا به رضا را خوندم ، متوجه شدم ، نخیر ، انگار من یه کمی کند ذهنم !
خلاصه خیلی سعی کردم در مورد جایزه نیما چیزی ننویسم مبادا (محفوظ !) ، اما نهایتا علاقه برادری بر من فائق آمد . بالاخره باید یه جوری می گفتم که من آنم که داداشم جایزه گرفت !

گزارشی از جایزه نیما :

"نخستين جايزه نيما با اهداي جوايز به برگزيدگان خود که عبارت بودند از رويا زرين، رضا حيراني و بهزاد خواجات و نيز تقدير از اعضاي هيئت داوران شامل شمس لنگرودي، حافظ موسوي، عليشاه مولوي، علي باباچاهي و شمس آقاجاني به کار خود پايان داد."
( جام جم آنلاین )

"
پیشتر قرار بود مراسم پایانی جایزه شعر نیما در روز ۳۰ خرداد برگزار شود، اما برگزارکنندگان این جایزه به دلیل ناآرامی ها و درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری در روز ۳۰ خرداد، برگزاری آن را به زمانی دیگر موکول کرده بودند."
( رادیو فردا )
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 18:19  توسط فرهاد حیرانی  | 

رسول خادم و علیرضا دبیر ، هر دو از اعضای شورای شهر تهران هستند .
هردو در صحنه ملی و جهانی مدال های بسیاری کسب نموده اند و به هیچ کدام انگ بد اخلاقی نمی چسبد اما چه سود که نه خادم ، خادم ملت است و نه دبیر ، مدبری در خور شهروندان ....
خادم و دبیر شاید به شوق خدمت ، نامزد عضویت در شورای شهر تهران شدند و شاید تصور اولیه این بود که با حضور این ورزشکاران ، روحیه جوانمردی به سیاسیون تزریق شود ، اما چه سود ....
زمانی که مادر شهید سهراب اعرابی در شورای شهر از ظلم و جنایتی که بر او و فرزندش رفته سخن گفت ، دبیر صبورانه و خاموش به درد مادری داغدار گوش فراداد ، اما چه سود ...
از دیگر اعضای شورای شهر تهران انتظاری نمیرفت ، رسم است در ایران که سیاستمداران برای نیل به هدف و خواسته های گروهی خود ، از رود خون جوانان عبور کنند ، اما از ورزشکارانی که قاعدتا باید روحیه جوانمردی در آنها تبلور یافته باشد، توقعی دیگر بود ، اما چه سود ...
انتظار داشتم علیرضا دبیر با شنیدن ظلم و ستمی که بر این مادر رفته ، به فریاد درآید اما چه سود ...

آقای علیرضا دبیر، آقای رسول خادم !
سهراب اعرابی در خیابان کشته نشد تا امثال فیروزآبادی قتل او را به گردن مزدوران خارجی بیندازد !
سهراب اعرابی در بازداشتگاهی در شهر تهران که شما ادعای عضویت در شورای شهرش را دارید شهید شد . سکوت شما به معنی مشارکت در قتل سهراب و سهرابهای دیگری ست که در تهران به جرم هواداری از قانون اساسی ، همان قانونی که به اعتبارش شما و امثال شما مسئولیتی کسب نموده اید و قدرتی بهم زده اید ، ناجوانمردانه به قتل رسیده اند .
می گویم ناجوانمردانه ، چون در بازداشتگاه با دستهای بسته اسیر بودند و بازجویان چنان بلایی بر سر این جوانان آورده اند که حتی از تحویل اجساد آنها به خانواده هایشان هراسان هستند .
آقای دبیر ، آقای خادم !
کاش به سوال مادر سهراب پاسخ می دادید :
به کدامین گناه کشته شد ؟
به دست و به دستور چه کسی او را کشتند ؟
تمام این اتفاقات در حوزه مسئولیت شما اتفاق می افتد ، حذر کنید از همکاری با قاتلین جوانان .
آقای شورای شهر ! بترسید از آغشته شدن دستتان به خون شهروندان !

آقای شورای شهر !
تو و دیگر ورزشکارانی که مدالهای رنگارنگی برای مردم به ارمغان آورده اید ، هیچگاه اسطوره نشدید و هرگز نمی شوید، می دانید چرا ؟!
تو بهتر از من می دانی که جهان پهلوان تختی مدالهای فراوانی کسب نکرد اما بواسطه همراهی با مردم و فتح قلوب مردم ، اسطوره شد ، ... اما آیا از خود پرسیده اید : مردمی که هر سال مزار تختی را گلباران می کنند ، چرا برای زنده تو و دیگر ورزشکاران حتی سلامی هم نمی فرستند !
کاش می توانستی لحظه ای تجسم کنی اگر بجای تو ، تختی جوانمرد در شورای شهر تهران بود و صحبت مادری داغدار را می شنید ، چه عکس العملی نشان می داد .
مطمئنم اگر تختی زنده می بود ، زنده نمی ماند چرا که او در این ایام سخت ، در صف نخست مبارزات مردم قرار می گرفت و اولین گلوله دژخیمان ، سینه ستبر او را می شکافت .
راز ماندگاری تختی بهمین سادگی ست ، مردمی بود نه مردم ستیز !
آقای قهرمان !
جوانمرد بودن ، شجاعت می خواهد ، پهلوان مردم شدن ، لیاقت می خواهد ، اسطوره شدن به سادگی کسب مدال زرین نیست ...
تختی اعتبارش را از سینه مردم گرفت ، تختی در دل مردم است ، اما ...
تو کجایی قهرمان جهان ؟!

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 23:18  توسط فرهاد حیرانی  | 

نامه هویدا و ژنرالهای شاه به همکاران امروزشان در ایران:
همکاران عزیز ایرانی !
امروز شما در مقابل مردمی هستید که 30 سال پیش ما را به جایی فرستادند که فردا شما را هم به همینجا روانه خواهند کرد !
از همین رو نصیحتی برادرانه به شما می کنیم ، از عاقبت ما درس بگیرید ، بی جهت برای حفظ مقام اول مملکت ، خود را به دردسر نیندازید ، ما هم با اعتماد به اعلیحضرت همایونی شاهنشاه ایران که زمانی قدرتی همپایه ولی فقیه امروز شما را داشت ، تمامی مساعی خود را بکار بستیم تا حکومت او را حفظ کنیم .
ما نیز در مقابل مردم خشمگین از بی عدالتی ها و ظلم های رژیم ، دست به سلاح بردیم اما نهایتا ما ماندیم و شاه رفت !
مطمئن باشید شما نزد رهبرتان عزیزتر از ما نزد اعلیحضرت نخواهید بود ، شاهنشاه ایران به وقت تنگنا ما را کت بسته تحویل مردم داد تا زمان بخرد و از ایران بگریزد . فردایی نه چندان دور ، مقام عظمای ولایت نیز شما را دست بسه تحویل مردم می دهد تا بتواند از ایران بگریزد .
البته شاهنشاه آریامهری که تمامی دنیا خواستارش بودند ، نهایتا دربدر شد و تنها انور سادات بود که مردانگی کرده و او را در مصر تحویل گرفت ، گمان نمی بریم مقام عظمای ولایت شما را حتی حسن نصراله ، چاکر همیشه دست بوس جیب خالی کن ، خواهانش گردد و به استقبالش رود ، این بازی روزگار است که بر سر تمامی مستبدین می رود و باز دیکتاتوری ظهور می کند و بازی را جدی نمی گیرد !
همکاران عزیز و قاتلین محترم !
شاهنشاه آریامهر می گفت رهبر ایران است و مقام عظمای ولایت داعیه ولایت امر مسلمین جهان را دارد!
شاهنشاه آریامهر آرزوی ژاندارمی منطقه (خلیج فارس) را داشت ، مقام عظمای ولایت شما ، ادعای مدیریت و آقایی بر جهان را دارد !
شاهنشاه آریامهر پشتیبانی تقریبا تمامی قدرتهای جهان را همراه داشت و مقام عظمای ولایت شما تنها پشتیبانش حسن نصراله فلک زده است و چاوز جیب بر !
مقامات ایرانی در زمان بزرگ ارتشداران ، در همه جهان مورد استقبال مقامات عالیه قرار می گرفتند اما خودمانیم ، به مقامات ارشد نظام شما ویزا نمی دهند و اگر بدهند ، مطمئنا دامی ست برای دستگیر کردنشان ! ضمن اینکه آقای رییس جمهور منتخب رهبر برای سفر به عربستانی که همیشه مداهنه گوی اعلیحضرت بود ، باید دریوزگی کند و وعده تغییر نام خلیج همیشه فارس را بدهد ، گویی نام این " خلیج همیشه فارس " پشت قباله مادرش بوده که اجازه بذل و بخشش آنرا دارد !
خودتان قضاوت کنید که اعلیحضرت با آنهمه امکانات نتوانست خواسته های کوچکش را برآورده سازد ، شما چگونه توقع دارید با هذیان گویی رییس جمهور منتخب رهبر و نعره های گروهبان فیروزآبادی بتوانید به آرزوهایی که برای حضرت علیه فاطی بانو تنبان نمی شود و دست نیافتنی می نمایند ، دست یازید !
همکاران گرامی و جانیان عزیز !
توجه داشته باشید که ما ارکان حکومت شاهنشاهی بودیم که این حکومت از سوی تمامی قدرتهای آن روز جهان حمایت می شد و چون شما هم اینگونه بی محابا خون مردم را نریختیم و آنانی که چنین بلایی را بر سر ما آوردند ، مدعی دیانت و رافت اسلامی بودند .
رژیم جمهوری اسلامی شما نه از حمایتی برخوردار است و نه بدنه اش استوارتر از حکومت شاهنشاهی ست ، ضمن اینکه مخالفان شما ( مردم ایران ) نه تنها ادعای دیانت اسلامی ندارند که بر ظلم دینی و ریای مذهبی شوریده اند و مطمئنا رفتاری که با شما خواهند کرد ، آنچنان خواهد بود که درخور رفتار امروز شما با ایشان باشد !
در زمان ما نه اینترنتی بود و نه حتی دوربین فیلم برداری وسیله ای عمومی ، اما باز هم تقریبا همه مایی که عوامل «نظام شاهنشاهی " بودیم گیر افتادیم ، امروزه مردم بوسیله ماس ماسکهایی که گویا موبایل نامیده می شود ، عکس شما را در هر تظاهرات و بگیر و ببندی ثبت کرده اند و هر جوانی در اقصی نقاط دنیا آرشیوی از عکس های شما را که در حال ضرب و جرح مردم و شلیک گلوله به سوی ندای ملت و سهرابی که از شاهنامه بیرون آمده تا اکوان دیو را رسوا کند ، ذخیره نموده تا در روز مبادا به دادگاه عرضه نماید .

توجه داشته باشید که ما یک 17 شهریور خلق کردیم ، شلوار از پایمان بدر آوردند ، شما که تقویمتان انباشته از 17 شهریورهاست !
هویدا 13 سال نخست وزیر شاه بود ، اعلیحضرت حتی 13 دقیقه هم به او مجال نداد تا از دست مردم بگریزد ، تیمسارها و سپهبدهای ارتش که سالیانی دراز به شاهنشاه خدمت کرده بودند ، حتی به اندازه وزن درجات نظامیشان نزد بزرگ ارتشداران اعتبار نداشتند تا از کشور بگریزند و جان سالم بدر برند .
شما هم از دید مقام عظمای ولایتتان ، تنها ابزاری هستید که فقط بکار قتل و سرکوب و جنایت می آیید و هرگاه تاریخ مصرفتان به سر رسد ، یا بدست خودش و یا بدست مردمی ویزای سفر به نزد ما را دریافت می کنید .
هرگاه گوش رهبرتان آماده شنیدن صدای انقلاب مردم خشمگین شود ، شما را یکایک به سلولها می فرستد تا خود و فرزندانش ( بویژه آقا مجتبی ) بتوانند چمدانها را ببندند و با هواپیمایی که الزاما اینبار توپولوف روسی نیست ، از مرزها خارج شوند .
امید است همکاران و دوستان توصیه های ما را جدی بگیرند ، بویژه گروهبان عزیز ، فیروزآبادی که در وقت فرار نه هواپیما قادر به حمل او خواهد بود و نه کشتی !
به پیوست عکسهایی از سرنوشت خود را برای شما دوستان و همکارن ارسال می کنیم ، شاید به مشاهده آنها بخود آئید و از سرنوشت دردناکی که در انتظار شماست ، آگاهی یابید .
با احترام فراوان :
امیر عباس هویدا ، تیمسار سپهبد رحیمی ، تیمسار سپهبد اویسی ،تیمسار نصیری ، تیمسار خسروداد ، تیمسار ناجی
عکسهای ارسال شده توسط نامبردگان در معرض دید همکاران ایشان قرار داده می شود :


http://farhadheyrani.blogspot.com/2009/07/blog-post_2449.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 19:39  توسط فرهاد حیرانی  | 

در روزهایی که احمدی نژاد نامه خامنه ای مبنی بر عزل مشایی را دریافت کرده بود و به آن بی توجهی می کرد ، در یکی از جلسات دولت ، وزرا خواستار عزل مشایی از معاون اولی ریاست جمهوری شدند .
احمدی نژاد با ترک جلسه و سپردن ریاست آن به مشایی خواست تا به وزرا بفهماند اهمیتی به نامه رهبر نمی دهد و بر انتخاب خود پافشاری خواهد کرد . وزرا پس از رفتن احمدی نژاد ، حاضر نشدند در جلسه ای که ریاست آن را مشایی بعهده دارد ، بنشینند و ...
البته با افشای " حکم خامنه ای " و درج آن در رسانه ها ، مشایی ناچار به استعفا شد .
نکته مهم در این تحول این بود که بازهم احمدی نژاد حاضر به برکناری مشایی نشد و مشایی استعفا نمود .
رییس جمهور کودتا در نامه ای کوتاه ، ضمن اشاره به استعفای مشایی ، به اطلاع خامنه ای رساند :بضمن ارسال رونوشت کناره گیری (!) مشایی ، بر اساس اصل 57 قانون اساسی خواسته شما اجرا شد !
گویی نه خامنه ای ولی فقیه است و نه او همانی ست که ادعای ذوب شدن درولایتش را دارد !
احمدی نژاد دست خامنه ای را در مورد خود بسته می بیند ، که اگر رهبر به او تلنگری بزند ، بمثابه مشتی ست بر مقام ولایتش (!) که با صراحت از نزدیکی آرای رهبری و رییس جمهورش گفته بود و نشان داد برای حفظ احمدی نژاد و پیشبرد سیاست حذف روحانیون و مسئولین سابق و سپردن کشور به سپاهیان هوادارش حاضر به پرداخت هزینه هایی گزاف حتی به خطر انداختن جایگاه خود است .
بر اساس همین نوع تفکر ، احمدی نژاد از فرصت بدست آمده برای اعلام کابینه اش بهره برده و تمامی وزرایی که نامه خامنه ای را بر نظر شخصیش ارجح می دانستند ، یک به یک از کار برکنار می نماید .
توجه به این نکته ضروری ست که تمامی وزرا برکنار شده اند ، درحالیکه در این گونه موارد مرسوم است از وزرا بخواهند استعفا دهند اما احمدی نژاد برای نشان دادن قدرت خود و تخریب وجهه وزرا ، دستور خلع آنها را صادر نمود تا بار دیگر به همه بفهماند در دیدگاه وی ، دیگران اهمیتی ندارند .
چنین برخوردی قبلا هم از سوی رییس جمهور منتخب باند کودتا در مواجهه با اعتراضات مردم دیده شده بود ، آنجا که وی از الفاظی مانند : خس و خاشاک ، بزغاله ، اینها نمی فهمند ، من مهندسم و ... استفاده می کرد تا به مخاطب القا نماید وجود شما بی اثر و بی اهمیت است .
در رفتارهای بین المللی رییس جمهور منتخب رهبر نیز بارها شاهد چنین روالی بوده ایم ، آنجا که در سخنرانی هایش در جمع خبرنگاران و نمایندگان سیاسی کشورها ( در حالی که هرکدام از آنها پرونده ای قطور از نام زندانیان سیاسی ، زنان مبارز و نقض آشکار حقوق بشر در ایران را همراه می داشتند ) احمدی نژاد با لبخند می گفت در ایران زنان از صد در صد آزادی برخوردارند و یا اینکه آزادی در ایران بیش از صد در صد (!) است .
مسلما وی بیش از هرکسی آگاه به واهی بودن گفته هایش بوده و هست اما اینهمه دروغ و توهین فقط برای القای این معنی ست که مخاطب بداند از نظر وی ، دیگران وجود و اهمیتی ندارند و بی جهت تلاش نکنند .
باید دید مبارزه پنهان رهبری و رییس جمهورش تا کجا ادامه خواهد داشت .
----------------
تا این لحظه صفار هرندی ، وزیر ارشاد و محسن اژه ای ، وزیر اطلاعات از کار برکنار شده اند و زمزمه برکناری جهرمی و باقری لنکرانی به گوش می رسد .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 15:7  توسط فرهاد حیرانی  | 

بازپرس: اعتراف کن با اغتشاش سعی در براندازی جمهوری اسلامی داشتی.
مهتم: مگه من چیکار کردم ؟ تو خیابون بودم ، میرفتم سرکارم که مامور شما منو بازداشت کرد.

بازپرس: ببین از لباست معلومه اغتشاشگری.
مهتم : مگه لباس من چشه ؟ نه رنگ سبز داره ، نه مچ بند بستم ، نه ..

بازپرس : حرف زیادی نزن ، ببین لباست خیلی اتو کشیده ست ، دیشب ساعت نه شب چیکار میکردی ؟
متهم : داشتم شام می خوردم.

بازپرس : غلط کردی دروغگو ، مزدور ، خوار مادر ... ، داشتی لباست رو اتو می کردی !
متهم : نه واله ، من لباسم رو میدم خشکشویی.

بازپرس : به به ، خودت اعتراف کردی در تجمعات و کارهای جمعی برای براندازی نقش داری ، پس با بقیه هماهنگ میکنی تا لباس هاتون رو بدین حشکشویی تا ساعت نه شب مصرف برق زیاد بشه ، همه شما خس و خاشاک رو آتیش میزنیم ، اعتراف کن امریکا و اسراییل بهت دستور دادند لباست رو اتو کنی ...

-----------------------
باور نمی کنید ؟ اینجا را بخوانید !
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 10:33  توسط فرهاد حیرانی  | 

فرمانده‌ كل سپاه:
تمام خاك اسراييل زير پوشش موشكي ماست.

فرهاد : به شرطی که موشک ها از جنس هواپیماهای اسقاطی و سقوطی توپولوف نباشه !

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 10:32  توسط فرهاد حیرانی  | 

نمایندگان مسجد خفتگان رهبری در اعلامیه ای اعلام نموده اند که ما هیچیم ، هرچه هست تویی و جز تو هیچ نیست :
قولو لا اله الا خامنه ای تفلحوا !
یکبار اعلامیه این حضرات اسلام شناس را بخوانید و با آیات قران در باب سرپیچی ابلیس از دستور خدا .
بيانيه ای با امضای "اکثريت نمايندگان مجلس خبرگان رهبری" منتشر شد. در اين بيانيه آمده است: "اعتبار همه مناصب و مقامات حکومتی و مشروعيت تصرفات و تصميم‌ها و اقدامات آنان در قلمرو مسائل عمومی و وظايف قانونی، ناشی از نصب مستقيم و يا غيرمستقيم و تاييد ولی فقيه است."
خدا به ابلیس مهلت داد و او را فقط از درگاه خود راند ، نه آسیبی بر او وارد کرد و نه حتی قدرت و امکاناتش را از او سلب نمود ، اما ...
خامنه ای و باند مطیعش اعتراف نموده اند که رهبر در نظام اسلامی از خدا هم بالاتر است !
جالب تر آنکه آخوندهای مسجد خفتگان به صراحت از بی صلاحیتی خود گفته اند که اگر خم ابروی موافق خامنه ای بکار نیاید ، همه هیچند و پوچند !
حضرات آیات عظام ، نا سلامتی خود را آیت اله می خوانید ، خود را نشانه خدا می نامید ، خاک بر سر شما و خدایی که آیاتش بواسطه قهر مستبد و خونخواری چون خامنه ای بی اعتبار گردد .
در بی اعتباری و جهل و حماقت شما شکی نیست اما کاش برای ریش خود ارزشی بیش از دستمال قائل می شدید !
این چه دینی ست که ایمانش را باید بی ایمانی چون رهبر تایید کند ؟
این چه آیینی ست که تخصص و تعهد معتقدش بسته به سرحال یا کسل بودن شخصی ست که خودتان او را بر این مقام گماشته اید .
این چه گماشته ای ست که از آقای خود بیشتر می ارزد ، این چه وکیلی ست که از موکلش سهم و حق افزونتری دارد ؟!
نه فقط خود را که حتی خدا و دینتان را در حد " دستمالی از جنس یزد پایین " آوردید !
این دیگر دین نیست ، آیین مالش است ، نمازتان : دو رکعت مداهنه ، ذکر یومیه شما : الحمد الخامنه ای ، فاتح البیت المال و النفوس الناس !
سجده کنید بر او و برانید هر که را با شما به پایش نمی افتد .

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 19:39  توسط فرهاد حیرانی  | 

خامنه ای که از جهت حمایت روحانیت تشیع سخت در مضیقه است ، با تمسک به هر وسیله ای می کوشد اندک کسانی که هنوز رو در رویش قرار نگرفته اند را حفظ کند .
در همین راستا فقط و فقط بخاطر گل روی مکارم ، به ملیجکش فرمود تا مشایی را برکنار کند !
متن حکم حکومتی به شرح زیر است :
جناب آقای احمدی نژاد ، رییس جمهور خودم و خانواده
هرچند بارها تاکید نموده ام که نظرات شما به نظرات بنده بسیار نزدیک است اما گویا باز هم پا را از گلیم خود درازتر نموده اید .
از آنجا که تمامی اعضای مجلس خفتگان و مسجد شورای اسلامی و دیگر مسئولین محترم ، پس از تاثیر سخنان ما در نماز جمعه و وثیقه قرار دادن اندک آبرو و جان ناقابلمان و از رو کشیدن شمشیرها و رها کردن تیرها ، جرات اعتراض ندارند و اندک مسئولین لباس شخصی مانند برادر حسین ( اعلی مقامه فی الکیهان ) و... را هم به سیاق ما به اندک ریش و ..شم خود نمی گیرید ، ما چرتی زدیم تا سر و صداها بخوابد .
لکن توجه دارید که ما مانده ایم و این مصباح و مکارم ، گویا آقای مکارم از شما خواسته تا مشایی را برکنار نمایید ، بالام جان ، من گفتم تو دهن هر منتقد بزن ، اما نه این یکی دو تا آخوند از همه جا رانده و بر در درگاه ما مانده ، بالاخره وقتی ما مجلسی می آراییم باید چند تا آخوند عمامه دار در آن شرکت بکنند یا خیر ؟
فلذا حکم حکومتی می دهیم تا یکی دیگر از اقوام خود را بر جایگاه بی خاصیت معاونت بنشانید . از بابت ریاست جمهوری آقای مشایی ، بعد از اتمام دوره خودتان هم نگران نباشید که دست غیب الهی باز هم بکار ما خواهد آمد و نام او را اعلام خواهیم کرد .
هرچه باشد از تو که منفورتر و نکبت تر نیست !
مقام معظم رهبری ، سید علی خامنه ای فاقد جان ناقابل و اندک آبرو

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 19:39  توسط فرهاد حیرانی  |