آيت الله ناصر مکارم شيرازی در پاسخ به پرسشی در باره انتصاب اسفنديار رحيم مشايی به معاونت اولی محمود احمدی نژاد، گفته است:
«تصدی چنين کسی قطعاً مشروعيت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی
بعضی از مسئولين محترم ( ! ) سر زده لازم است هر چه زودتر اصلاح گردد.»
اینجا جمهوری اسلامی جنگل است ، یعنی جمهوری اسلامی بی قانونی !
اولا دولت احمدی نژاد بواسطه تقلب گسترده با کودتای باند خامنه ای بر سر کار آمده و اصلا قانونی نیست .
دوم
: حتی اگر از دید کرنش گران مقام رهبری به این قضیه نگاه کنیم ، احمدی
نژاد بدلیل سرسپردگی به خامنه ای و با اعمال فشار و جنایت رهبری صندلی
ریاست جمهوری را غصب نموده ، بنا بر این ، ذوب شدگان در ولایت باید
بپذیرند که او حق دارد معاون اول و دیگر معاونین خود را انتخاب نماید ( از
دید معتقدین به مقام عظمای بلاهت ) .
آقای مکارم در چارت سیاسی جمهوری
اسلامی ، نه وکیل مجلس است و نه عضو شورای نگهبان ، لذا قاعدتا در جایگاهی
قانونی نیست که با این صراحت بگوید مشایی در مقام معاونت احمدی نژاد ، فاقد مشروعیت است !
نکته در اینجاست که وی فرموده " فاقد مشروعیت " !
این به معنی رد این انتصاب از سوی " شرع " یعنی دین و به بیان دیگر عدم تائید از سوی " شارع " خداوند است !
با
توجه به تعدد مجتهدین و حتی مراجع ( فقط ) در ایران ، و با عنایت به اینکه
تقریبا تمامی مجتهدین ( که اجازه و وظیفه تطبیق شرایط با قوانین اسلامی و
بویژه مذهب تشیع را دارند ، که البته این مجوز را هم خود برای خودشان صادر
نموده اند ) با هم اختلاف نظر آشکار و اصولی دارند ، خود تصور کنید در
نظام جمهوری اسلامی ، هیچ فردی قادر به هیچ کاری نخواهد بود چون کافی ست
مجتهدی آنرا مغایر با شرع مقدس ( البته از دید خود ) بخواند .
مکارم
شیرازی که متاسفانه در برابر خون های ریخته توسط عمال خونریز باند رهبری
سکوت پیشه کرده بود ، به یکباره نطقش باز شد و معاون اول رییس جمهور منتصب
رهبری را زیر سوال برد.
آقای مکارم !
بهتر نیست که از اول شروع
کنید و از شارع مورد ادعایتان در مورد تقلب و دروغگویی ، ریختن خون مردم
صاحب حق و دستگیری و شکنجه خلق الله سوال کنید که اگر شارع مورد نظرتان با
اینها کنار آمد ، مسلما مشایی را نیز تحمل خواهد کرد که نکبت تر از رهبر و
رییس جمهور نیست !
قشقاوی ، سخنگوی وزارت امور خارجه ، در توجیهی بی نمک فرموده : تحریم کنندگان ، مسئول حوادث هوایی ایران هستند !
از آقای قشقاوی باید پرسید :
1.
اولا هواپیمای سقوط کرده ، که البته این چندمین سقوط این نوع هواپیماها
بوده ، از نوع توپولوف روسی ست ، که با اشتیاق فراوان طرف روسی به ایران
فروخته ( بخوانید انداخته ) می شود و مطمئنا هیچ تحریمی از سوی روسیه صورت
نمی گیرد . فلذا ( به قول علمای حوزه ) سقوط این هواپیماها نشان از عدم
امنیت پرواز آنها داشته و خرید این هواپیماها نشان از بی تفاوتی مسئولین
نسبت به جان مردم ایران می باشد .
2. اگر نظر این مقام مسئول جمهوری
اسلامی ، تحریم کنندگان غربی ست ، باید توجه ایشان را به سخنان رهبر و
رییس جمهور ( انتصابی ) جلب نمود که بارها عنوان نموده اند که نه تنها
جمهوری اسلامی بابت تحریم ها آسیبی ندیده که حتی این غرب است که با بحران
مواجه شده است !
3. " نظر به عکس " ، دیدگاه اختراعی جمهوری اسلامی جهت توجیه چالش های اجتماعی ست !
خامنه
ای مخالفان را تعدادی انگشت شمار می بیند که بر اکثریت شوریده اند ، احمدی
نژاد معترضین را خس و خاشاک نامیده که از سر عقده نسبت به حقوق خود واکنش
نشان داده اند ، همه مسئولین جمهوری اسلامی متفق القول ، کشته شدگان را
مسبب کشته شدن خود می دانند ، استدلالی که نه از فرعون شنیده شده و نه از
شاه و نه از یزید و نه از استالین و نه از ... .
در این مورد هم سخنگوی
دولت متقلب ، با همان دید به توجیه فاجعه ای می پردازد که قاعدتا در پی
چنین حوادثی ، حداقل وزیر راه بایستی استعفا دهد اما این قوم همیشه طلبکار
، حتی ناکارآمدی و ناتوانی ( بخوانید بی عرضگی ) خود را متوجه دیگرانی می
کنند که به اعتبار سیاست و دیدگاهشان نباید توقعی از آنان داشته باشند .
آقای قشقاوی !
در
جمهوری اسلامی رسم شده برای جان انسان ارزشی قائل نباشند که مهم کیان
ولایت فقیه است و این کیان نه بر اعتقادات مردم که بر آموزه های مشتی
روحانی ست که از حجره های تنگ و تاریک ( به فرموده خودشان ) به مسند صدارت
رسیده اند .
در جمهوری اسلامی نه فقط نظر مردم که حتی جان مردم قابل
اعتنا نیست ، براحتی می کشید هرکه را بر مدار بسته خود نمی بینید ، پس
اینهمه توجیهی که حتی دوستانتان را قانع نمی کند برای چیست ؟
مگر احمدی نژاد نگفته بود ( در رابطه با زلزله ) زمین زیر پای مومن نمی لرزد !
مگر قرائتی نگفته بود زلزله بم بجهت پرداخت نشدن خمس و زکات مردم بومی آنجا بوده ؟!
مگر
رهبر شما نفرموده گناه کشته شدن مردم ، نه بر قاتل که بر عهده مقتول است !
گویی مقتول مقصر است که چرا خود را از راستای تیر رها شده نمی تواند کنار
کشد !!
راحت و آسوده بگویید گناه سقوط هواپیماها و کشته شدن مردم
بر عهده کسانی ست که سوار هواپیما شده اند که اگر سوار نمی شدند ، کشته
نمی شدند !
فرهاد : فعلا که روسیه را به رو کشیده اید !
انتصاب مشایی ، داد اصولگرایان را درآورد .
فرهاد : همیشه شعبون ، یه دفعه هم رمضون ، تا حالا حرفهای ملیجک رهبری داد ما را در می آورد ، این بار صابونش به تن خودشان هم خورد !
ده درصد از سقوط توپولوف ها در ایران اتفاق افتاده است .
فرهاد : آخه بجز ایران کسی خریدار هواپیمای از رده خارج نیست !
کیهان : بعضی نمازگزاران روز جمعه ( به امامت رفسنجانی ) با کفش نماز خواندند .
فرهاد : با کفش نماز خواندن بهتر از تیر به سینه مردم زدنه !
شیخ محمد یزدی : رفسنجانی ( در حکومت )مردم را تکیه گاه قرار داد و این غلط است .
فرهاد : تکیه گاه حکومت از دید شیخ فرتوت یزدی ، شورای نگهبانه و بس !
شیخ محمد یزدی : سکوت رفسنجانی حمایت از اغتشاشگران بود .
فرهاد : مردم بیش از سکوت به فریاد نیاز دارند !
-------------------------
بجز دو مورد آخر( که از گویا نیوز نقل شده) بقیه از سایت فرارو برداشت شده است .
-------------------------
بی بی سی : دولت ایران با بحران اعتماد در برابر مردم روبروست .
فرهاد : از نظر دولت ایران ، این بحران نیست ، وضعیتی عادی ست !
خواندنیها : وزیر اطلاعات قبلا عیسی سحرخیز را گاز گرفته بود .( سحرخیز توسط اطلاعات دستگیر شده )
فرهاد : احتمالا این بار او را خواهد خورد !
فقط به این مطلب اشاره می کنم :
خودتان این دو نقل قول را کنار هم قرار دهید :
موسوی : اجازه نخواهیم داد خون این جوانان پایمال شود .
رفسنجانی : این اقدام مقام معظم رهبری ( تمدید مهلت شورای نگهبان برای رسیدگی به تخلفات احتمالی در انتخابات ) ، برای جلب اعتماد و اطمینان مردم به روند انتخابات بسیار موثر است .
چه وجه تشابهی در گفتار دو شخصیت می توان یافت که امیدی بدست آید برای نزدیکی ایده های آنها در خطبه های نماز جمعه فردا !
رفسنجانی نیک می داند در صورت تداوم اعتراض مردم و نفی و طرد خامنه ای ، مطمئنا مردم به حذف باند ولایت فقیه ( فعلی) قانع نخواهند شد و او نیز بدنبال رهبرش باید صحنه سیاسی و البته ! اقتصادی ایران را ترک کرده و چه بسا جهت محاکمه احضار گردد .
ترس من از سازش پنهان موسوی و رفسنجانی و خامنه ای ست .
فردا رفسنجانی با سخنانی سعی می کند یکی به نعل و یکی به میخ زند و نهایتا از گروه معترض بخواهد تا با ایجاد حزب و جناح سیاسی ، دست از لجاجت با باند حاکم بردارد . موسوی نیز مردم را دعوت به حمایت از جناح سیاسی خود خواهد کرد تا شرایط برای بازی انتخاباتی آینده فراهم گردد و مردم باز هم تنور انتخابات آتی را گرم کنند تا رژیم جمهوری اسلامی پابرجا بماند .
سقوط جمهوری اسلامی بمنزله نابودی همه آنان است ، از خامنه ای تا رفسنجانی و کروبی و موسوی !
باز هم جوانان شهید می شوند و باز هم مردم به امید " خسی در خاشاک " در انتخابات بعدی شرکت می کنند . این بازی سالهاست که در ایران اجرا می شود ...
مقام معظم رهبری در پی حادثه اسف بار سقوط هواپیما ، سخنانی را در نماز جمعه بیان نمود ( اوهو .. اوهو .. ، گریه ):
بسم الید الغیب الهی و آستین مبارکمان !
ملت مسلمان همیشه در صحنه و حماسه آفرین !
بایستی از شرکت همه آحاد مردم در سوار شدن بر هواپیمای اسقاطی توپولوف
تشکر کنم و البته در این پرواز پر مناقشه اخیر ، تعدادی از بسیجیانی که
ترسیدند سوار هواپیما شوند و در خانه هایشان ماندند ، کشته شدند که بنده
به امام زمان ( اوهو اوهو ... _ گریه ) تسلیت گویم .
متاسفانه بجهت
آشوب تعدادی از سازمانهای استاندارد پرواز و اعلام خطر آنها مبنی بر
فرسودگی هواپیماهای ایرانی ، و مزدورانی که از خارج وارد کشور شده اند و
حمایت دولتهای غربی ، این دشمنان قسم خورده ، هواپیمای توپولوف حامل
هموطنان مسلمان سقوط کرد .
متاسفانه در زمانی که بنده و رییس جمهور ی
که افکارش و خیلی چیزهای دیگرش به بنده خیلی نزدیک است ،مشغول تلاش برای
مدیریت جهانی و حل معضلات اقتصادی دنیا بودیم و در مورد پاسخ به تقاضای
بیش از یکصد کشوری که خواهان الگو برداری از مدیریت ما در ایران بودند ،
مشغول شور و مشورت بودیم ، و درست در زمانی که داشتیم در زیرزمین جماران
به انرژی هسته ای یک دختر نوجوان دست می یافتیم ، و درست در زمانی که دو
نفری افتخار می کردیم به دموکراسی حاکم بر ایران که به تایید دوست و حتی
دشمن قسم خورده ما ، فعلا بیش از صد در صد است ، به ما خبر دادند
هواپیمایی سقوط کرده و چرت ما را برهم زدند !
حیف از پنج مثقالی که پرید ! .
تعدادی
از مزدوران دشمن گفته اند که بدلیل اقدامات ما از سوی دنیای آزاد بایکوت
شده ایم ، فلذا دولت دوست و هم مسلکمان ، روسیه عزیز ، تکنولوژی از رده
خارج خود را به ما قالب نموده ، می گویند روسیه از وضعیت آزاد و بی اغتشاش
ما سوء استفاده می کند تا کلیه محصولات اسقاطی و از رده خارج خود را به ما
بیندازد !
بنده اعلام می کنم همه آنچه از روسیه خریده ایم و پول خیلی
زیادی هم برای آن پرداخت کرده ایم ، سالم و سلامت بوده ، درست به اندازه
سلامت انتخابات .
اصلا جمهوری اسلامی اهل جنس بنجل خریدن نیست !
اصلا روسیه اهل جنس تقلبی به ما انداختن نیست !
خانواده های داغدار می توانند شکایت خود را نزد سازمان هواپیمایی ببرند اما بنده اعلام می کنم هیچ مسئولی مقصر نیست و طبق روال گذشته ، باید خلبان مادر مرده را مقصر اعلام کنند ، البته بنده هم مثل شما یک رای دارم که نمی گویم کی مقصر است اما اعلام می کنم خلبان باید مقصر اعلام شود .
بنده
جان ناقابل و اندکی آبرویی که البته چیزی هم از آن باقی نمانده را در کف
دست می گذارم و حاضرم آنرا برای یک مثقال جنس خوب ، .... ، ببخشید ، در
راه اسلام و منقل و ... اهدا کنم .( اوهو .. اوهو ... ، گریه !) .
نامه شما را به امام زمانتان خواندم . از آنجا که اعتقاد دارم این امام ، به فرض وجود ، هم اکنون در اوین ، همراه با مردم ایران در بازداشت و تحت شکنجه است ، وظیفه خود می دانم به نمایندگی از ایشان به مواردی که در " دردنامه " ( بخوانید آخ نامه ) بدان اعتراف نموده اید ، اشاره کنم !
نوشته اید در 13 آبان ها ، برادران دانش آموزت را به رگبار بستند اما ایستادی ! چگونه است که هیچ تیری اندام فربه شما را نشانه نرفت ؟! مگر آنکه تصور کنیم در آن روزها هم چون امروز تیرانداز بودید !
فرموده اید در مقابله با تجزیه طلبان به جنگ با آنان برخاستید و بسیاری یاران شهید شدند ، ... ، اما عجب که در آن دوران هم " دست غیب الهی " شما را از گزند تیرها محفوظ ساخت !
مرقوم نموده اید پس از جنگ با تجزیه طلبان ، منافقان و مرتدان با چماق و تفنگ بر شما تاختند اما دگر بار و مکرر در مکرر از آسیب ها در امان ماندید ! " یا خیر الحافظین ، آنهم خیرالحافظینی که ( همیشه) فقط شما را در جمعیت از دیگران جدا و حفظ می کند " !
فرموده اید " در نزاع کردستان ، هدف گلوله های سفاکان طاغوت بودید و آنانی که جان سالم بدر بردند ، سرشان بریده شد ! "، اما نه سر که حتی گرمی از شما کم نشد !
گویا باز هم " دست غیب الهی " که در انتخابات دیدیم ، شما را از شهادت و بریده شدن سر و عضله ، محفوظ می داشته !
همچنین اشاره کردید که " سپس جلاد خون آشام عراق (صدام) به ام القرای اسلام حمله کرد و شما و دوستانتان برای دفاع به جبهه ها رفتید ، چه بسیار از یاران شما که شهید شدند ، چه بسیار که معلول و چه بسیار که مفقود " اما ! ، بنازم قدرت " دست غیب الهی " را که مثل همیشه از آستین رهبر بیرون آمد و " جان ناقابل و اندک آبرو و فربه جسم " شما را در پناه خود نگهداشت !
به سال 60 اشاره نمودید که در شهرها همراه بسیجیان به مقابله با گروههای ضدانقلاب پرداختید ، آنانی که هر روز گروهی را ترور می کردند و جایی را منفجر تا بسیجیان را به خاک و خون کشند .... ، "تبارک الید الغیب الهی " که محافظ شما بود ، مبادا گوشه زخمی بر انبوه اندام شما نشیند !
باز هم قسر در رفتید !
اینهمه گفتید تا بگویید ، یا مهدی ، " بسیجی بی ادعا هستم " !!
از اینهمه جنگ و گلوله و انفجار و ترور که بدانها اشاره کردید گویا سهمیه شهادت و جراحت و مفقودیش فقط خاص همراهانتان بوده و متاسفانه به شما هیچ نرسیده الا آنچه امروز در حضرتعالی متجلی ست !
چگونه است که هر بار فقط شما از آسیبها مصون می ماندید ، شاید آنروزها هم مثل امروز خود تان " تیرانداز " بودید و...
بگذریم ...
تنها نکته درستی که در نامه شما یافتم اشاره به تنهایی آقایتان است که فقط او مانده و تعدادی که آنها را بسیجی می نامید .
الحق که در این زمینه به نکته درستی اشاره کرده اید ، آقای شما تنهاست چون مردمی نیست !
آقای شما تنهاست چون در جبهه مقابل ملت است !
امروز تنها تعدادی جبهه ندیده و از جبهه قسر در رفته دور او جمع شده اند و با مارش نظامی ، تیر بر مردم زنند و تبر بر ریشه خود !
جناب " گرد لشکر " فیروزآبادی !
سوالی دارم :
فرموده اید که :
"30 خرداد جبهه ای تحت هدایت استکبار به خیابانها (ی پایتخت) آمدند و با تخریب ، کشتار و آشوب به پایگاههای بسیج و مسجد یورش آوردند ، ... ، ماموران حفظ امنیت و مدافعان حریم قانونی کتک خوردند ، زخمی شدند ، شهید شدند ، بی رحمانه زیر چرخ ماشینها رفتند ... خساراتی بر مردم تحمیل شد .. ما شرمنده شدیم "
قبلا هم گفته بودید مزدوران اجنبی با اسلحه های امریکایی و اسراییلی مردم را ( در روز روشن و در خیابانهای پایتخت ) می کشند !
آخه کارد به اون شکمت بخوره ، این چگونه ام القرای اسلامیه که تعدادی مزدور خارجی همینجور فله ای وارد سرزمین اسلامی شما شده اند ، براحتی اسلحه ( را مثل پفک ) وارد پایتخت " ام القرای اسلام " می کنند و در حضور هزاران مامور امنیتی ، در روز روشن و در پایتخت " ام القرای اسلام " مردم را می کشند و تو و هزاران مامور حفظ نظم هیچ غلطی که نمی کنید ، هیچ ، تازه خود ماموران حفظ نظم را هم می زنند و زیر چرخ ماشینها له می کنند !
خاک بر سر تو و اینهمه مامور و آن رهبری که عرضه دفاع از مردم را ندارید ، تازه هر روز پاچه یک کشوری را می گیرید !
همین یک دلیل برای اثبات بی عرضگی تو و رهبرت و بسیجی ها کافیه !
------------------
نکته :
جناب فیروز آبادی گویا از بدو تولد در سایه " دست غیب الهی " قرار داشته . باید به مادر ایشان تبریک گفت که چنین فرزند برومند و فربه ای را بدنیا آورده و خود سالم مانده !
پ.ن. :
ببخشید اما هرکاری کردم نتونستم در مقابل بی شرمی و وقاحت این گردبی خاصیت خودم را نگهدارم !
به دعوت تلویزیون ایرانیان برلین ، گفتگویی با ایرج جنتی عطایی در استودیو این تلویزیون انجام شد .
قسمت دوم را هم می توانید در اینجا ببینید .
قسمت سوم همراه با دکلمه سروده ای از جنتی عطایی توسط ترانه سرای بزرگ ایران .از جنتی عطایی پرسیدم چرا حتی در عاشقانه ترین سروده های شما ، طعم تلخی احساس می شود !
از وی سوال کردم دلیل جاودانگی ترانه های شما چیست ؟ حتی نزد نسلی که شما را ندیده اند و حتی جوانانی که در ایران و تحت سلطه نظام جمهوری اسلامی بزرگ شده اند ...
در تظاهرات روز پنجشنبه ، در برلین ، همه آمده بودند ، با هر نوع گرایش فکری و هر سن و سالی ، مهم حمایت از مردمی بود که در اعتراض به حکومت مطلقه " بلاهت وقیح " از جان خود مایه می گذارند تا ایرانی آزاد داشته باشیم .حمایت از این مردم مظلوم و رشید ، گویی وظیفه ای ست که بر دوش همه ماست ، حالا باور کرده ایم که ما ، یک ملتیم !
خامنه ای را می توان بعنوان وقیح ترین و بزرگترین دروغگوی قرن انتخاب کرد .
دروغهای وی در مقام ولایت فقیه ، آنچنان بی شرمانه شده که گوی سبقت از گوبلز هم ربوده !
تازه خمینی دلش خوش بود که می گفت : فقیه با یک دروغ از مقام خود برکنار می شود ! (1)
خامنه ای فقط در همین چند روز بارها و بارها با توسل به دروغ و بهتان سعی نموده از جنایات رژیم دفاع کند . وی در آخرین اظهار نظر خود فرموده :
" مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را بخاطر یک خطا دشمن به حساب بیاوریم." !!
بزرگ قوم چماق !
شما مردمی را که به تعبیر خودتان حماسه آفریدند و دست آنها را بوسیده اید ، به تیر می بندید ، با دوست و دشمن چه ها خواهید کرد !
زمانی سعی می کردم خالی بندیهای مسئولین حکومتی را جمع آوری کنم ، اما مثل اینکه گردآوری دروغهای مقام عظمای " بلاهت وقیح " خود مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد . دشمنی " آقا " با مردم نه تنها بجهت عدم تبعیت محض از ایشان ، بلکه بدلیل هویت ایرانی ست که مردم سعی در حفظ آن دارند . این هویت در طول تاریخ عاملی بوده که حتی اقوام متجاوز به میهن را پس از زمانی در خود فرو برده اند و آنان را واداشتند تا هویتی ایرانی بخود بگیرند . قوم مغول و اعراب بیابانگرد چاره را در آن دیدند تا با هویت و فرهنگ مردم ایران آشتی کنند و برای حفظ خود ناچار شدند تا تغییر هویت دهند اما این از خود بیگانگان " عرب زده " پس از گذشت سه دهه هنوز نفهمیده اند برای حفظ حکومت خود چاره ای ندارند مگر اینکه تسلط هویت ایرانی را بر شعائر خود بپذیرند .
آقای خامنه ای !
حنای شما دیگر رنگی ندارد ، بهتر است بفکر رنگ موی وارداتی غربی باشید ، بزک از روی شما پاک شده و حتی دوستان دیروزتان چهره بی نقابتان را می بینند . دیگر دوران پنهان شدن پشت چهره ای شاعر مسلک و قصیده دوست گذشته . زمانی که حاکم ( به تعبیر خود شما) بخواهد حرف خود را بر ملت دیکته کند ، کهنه شده .
تا چه زمانی نداها را خفه خواهید کرد .از جریان انتخابات درس نگرفته اید هنوز ؟
مردم سعی کردند با توسل به انتخابات ، نارضایتی خود را اعلام کنند ، تقلب کردید !
سعی کردند با تظاهراتی آرام و مظلومانه مخالفت خود را با حکومتی دروغگو آشکار سازند ، به مردم ایران ، در خاک ایران حمله بردید .
فردا نوبت مقابله خصمانه آنها با ماموران ترسوی شماست ، به این مزدوران تکیه نکنید که در همین ایام هم هرگاه جوانی دست بالا برد چماقداران و قداره بندهای شما پا به فرار گذاشتند ، بترسید از وقتی که مردم بر اساس آموزه های شما ، چشم در برابر چشم و گلوله به ازای گلوله چاسخ دهند !
------------------
1 . خمينى، صحيفه امام، ج11، ص306. ، جالب است که این سخن خمینی را در سایت حبرگان رهبری می توان دید . وقاحت از این بیشتر که دروغ می گویند و به دروغ ، دروغگو را فاسد می نامند ! . با چنین گستاخی و وقاحتی ، حکومت نیاز به منتقد ندارد که خود بیش از همه " اندک آبرو " را بر باد می دهند .
ملا حسنی عزیز هم چند بار اشاره نموده که خشم مقامات ایران از بریتانیا نه بدلیل دخالت آنها در اعتراضات مردمی علیه رژیم ، بلکه بجهت بلوکه کردن پولهای مقام معظم " بلاهت وقیح زاده" است .
نکته جالب اینجاست که مقامات ایران برای بازپس گیری این پولها ، تهدید به اشغال و مصادره " باغ قلهک " نموده اند .
در این میان ، منوچهر متکی بیش از دیگران کیفش کوک است تا به فرض تبانی مقامات دو کشور بتواند در مراسم بدرقه کارمندان ، زیر چشمی ، نگاه های حریص و هیز خود را نثار کارمندان نسوان سفارت سازد .

----------------
مسئولین ایران ، به ازای تحویل جنازه های مقتولین حوادث اخیر به خانواده هایشان ، تقاضای پرداخت مبالغی هنگفت از سوی خانواده ها کرده اند .
این مقامات همچنین اعلام نموده اند که قتل مردم در خیابانها ، بدست عوامل خارجی و هواداران یکی از نامزدهای انتخاباتی صورت می گیرد .
پدر یکی از مقتولین ( شهدای ) جنبش مردمی از مامور مربوطه سوال نمود که اگر پسرم را عوامل خارجی به قتل رسانده اند ، شما چرا پول تیر را می گیرید؟
مامور با قیافه ای حق به جانب پاسخ داد که همه این پولها پس از طی مراحل اداری سهمیه بندی و کسر عوارض آقازاده ها ، یکجا به حساب عوامل ذی ربط در لبنان و وزارت اطلاعات واریز خواهد شد تا حق به حقدار(!) برسد !
---------------
آقای رفسنجانی بالاخره به حرف درآمد اما طبق معمول ، حرفی از جنس زبان ! نزد .
رفسنجانی که برخلاف مقام عظمای " بلاهت وقیح " حتی " اندک آبرویی " هم برای خود متصور نیست ، فرمود : هیچ وجدان بیداری از این وضع راضی نیست . معمولا آقای رفسنجانی که فارسی را خوب درک نمی کند ، در معنی پاره ای از کلمات ، دچار اشتباهاتی فاحش می گردد .
نزدیکان ایشان در توضیح سخنان بزرگ قومشان اعلام نمودند کسی که در مهمترین و حساس ترین روزها خود را به خواب زده باشد واضح است که نمیداند وجدان چیست ، چه رسد از نوع بیدارش !
----------------
و اما خبرگزاری دولتی ایرنا : احمدی نژاد قانون تجدید نظر در روابط اقتصادی با کشورهای حامی تروریسم را ابلاغ کرد !
خامنه ای هم گفته : در انتخابات اخیر هیچ تقلبی صورت نگرفته ، اگر این دو اظهار نظر وقیحانه را با هم بخوانیم ، متوجه منظور خامنه ای خواهیم شد که گفته : نظرات رییس جمهور با من بسیار نزدیک است !( البته از جهت وقاحت !) .
نکته : دولت آقای ا.ن. تا بحال فقط با کشورهای روسیه ، چین ، ونزوئلا ، سریلانکا ، جزایر کورمور توانسته ارتباط تنگاتنگ و البته یکسویه اقتصادی برقرار کند !
با توجه به حمایت اکثر این کشورها از خشونت و کشتار مردم بدست عوامل حکومتی ، قاعدتا منظور ملیجک رهبری ، اروپا و بویژه آلمان است که ( فعلا ) اعلام نموده اند در کنار مردم ایران قرار خواهند داشت . فلذا دولتی که مردم خود را تروریست می خواند ، نهایتا بایستی خود را هم سرکرده تروریستها بداند و ... بگذریم ، تفسیر جملات ا.ن. فقط از الهام و همسر سلیطه اش بر می آید !
----------------
گویا ماموران دولتی سراغ خانه های مردم میروند و به ساکنین می گویند که همسایگان از دست کسانی که الله اکبر می گویند شکایت کرده اند !
رندی می گفت این همسایگان چطور تا بحال از دست اذان گویانی که با بلندگو نعره می زنند ، شکایت نکرده بودند و به یکباره گوششان به ذکر خدا حساس شده !
-----------------
و اما آخرین خبری که هم اکنون بدستم رسیده :
حضرت خدا در تازه ترین آیه ای که توسط جبرییل نازل کرده رسما از بندگانش و بویژه مسلمانان ایرانی بابت خلق خامنه ای و احمدی نژاد عذرخواهی نموده و قول داده تا اگر پس از یان بازهم دچار چنین اشتباهات غیرقابل بخششی شود ، از مقام خود استعفا داده و امور را به شیطان ، ببخشید ، ابلیس بزرگوار تفویض نماید .
در همین رابطه قبلا احادیث معتبری نقل شده بود که خداوند منکر آفرینش این دو نفر شده اما پس از بازشماری آرا و بازنگری پرونده ها ، شورای نگهبان آفرینش خبر از ... متاسفانه این قسمت از گزارش از سایت الهی حذف شده .
این گفتگو در 3 قسمت در سایت یوتیوب قرار دارد .
این گفتگو در استودیو تلویزیون ایرانیان برلین برگزار شده ، دیگر ویدیوهای این تلویزیون را می توانید در اینجا ببینید .
بخش اول ، دوم و سوم این مصاحبه را می توانید در یوتیوب ببینید .
امیر فرشاد ابراهیمی می گوید در زمانی که وی بر صندوقها نظارت داشته ، می دیده که چگونه اعضای شمارش آرای صندوقها بر اساس میل خود اسامی را می خواندند و یا اصلا برگه ای را که (مثلا) زیاد تا خورده بود ، باز نمی کردند !
همچنین از زمان شمارش و نیز نحوه ی ثبت آرا خاطراتی بسیار شنیدنی نقل می کند .
بد نیست آقای خامنه ای که گفته جمهوری اسلامی اهل دست بردن در آرای مردم نیست هم این گزارش را ببیند تا بفهمد کاش فقط دست می بردند ، گاهی با دو پا روی آرا ی پرند !
سوال اول :
با توجه به رفع مسئولیت دولت از خود در مورد دستگیریها ( و کشتار و ضرب و جرح مردم ) در خیابانهای تهران و دیگر شهر های ایران ،چه شخص یا ارگانی مسئول ( تیراندازی، کشتار و) دستگیری مردم است :
1. سید حسن نصراله ، چون اعضای حزب اله لبنان بعنوان ضاربین ملت در خیابانهای تهران قداره می بندند و می کشند و ...
2. سربازان گمنام امام زمان که همچون خود ایشان از نظرها غایبند و فقط صدای تق و تق تیرشان می آید و هرکه را دستگیر می کنند همچون وجود شریف ایشان از نظرها مخفی می مانند .
توضیح : این سربازان که تحت عنوان وزارت اطلاعات فعالیت دارند برخاف تصور عامه از رییس دولت دستور نمی گیرند که حتی رییس دولت را پشم ( گوسفند ) هم حساب نمی کنند و فقط از مقام عظمای " بلاهت وقیح " فرمان می برند .
3. سپاه پاسداران منافع روحانیت ( از جنس هوادار رهبری ).
4. مرحوم لاادری که پس از قرنها هنوز شناخته نشده .
5. دولتهای متجاوز خارجی ، بویژه غربیها و اسراییل و امریکا ، احتمالا دستگیر شدگان هم اکنون در زندان گوانتامانو به سر می برند .
سوال دوم :
اگر دولتی قادر به حفظ نظم و اداره ماموران و پرسنل تحت فرمان خود نباشد ، چه نامی باید بر آن نهاد :
1. دولت ملیجک رهبری
2. دولت " تو فقط حرف بزن ، بقیه اش با من "
3. دولت بی عرضه
4. دولت مجتبی خامنه ای
5. همه موارد فوق بعلاوه نام احمدی نژاد
سوال سوم : دولتی که نمی تواند پاسخگوی آبرو و جان شهروندانش باشد باید :
تنها یک پاسخ وجود دارد : چنین دولتی باید برود ، بمیرد !
فیلمهایی که از ایران می رسد را می بینم ، من کجایم ؟ اینجا در غربتی که غریبان هم نگاهی دلسوزانه به مردم قهرمان وطنم دارند ، مردمی که در وطن خویش غریبند و عربهای وارداتی با چماق و زنجیر بر سر و رویشان می کویند که چرا وطن را آزاد می خواهید .
من اینجا بس دلم تنگ ست و هر سازی که می بینم بد آهنگ ست ...
حتی همراهی مردم انسان دوست آلمان هم نمی تواند مرهمی بر دل زخم دیده ام باشد ، بیگانگانی که به خویش ستایی مشهورند ، به ستایش مردم ایران برخاسته اند اما این مردم زیر ظلم و خشونت حکومتی قرار دارند که داعیه رهبری ایران را دارد.
من اینجا بس دلم تنگ ست و هر سازی که می بینم بد آهنگ ست ...
فردی که مشروعیت رهبری خود را از دینی آسمانی می داند با دروغ و فریب حکومتش را حاکمیت می بخشد و دین می فروشد تا دنیا بدست آورد ....
بت زمانشان گفته بود که اگر فقیه حتی یک دروغ بگوید از مقام خود ساقط است .... حرفهایشان فقط برای مردمی ست که می کوشند کورکورانه بدنبال خود کشند و الا کجاست مدعی این ادعا تا ببیند که ولی فقیهش نه تنها دروغ که گناهی کبیره می کند ، خون بی گناه می ریزد و ریا ترویج می دهد تا بساط ظالمانه دین بر دنیای مظلومانه خلق بسط دهد .
من اینجا بس دلم تنگ ست ...
خبرگانی که از تشخیص خلف وعده و مسئولیت مسئولان غافلند در مسجد ( مجلس ) خبرگان چرت می زنند و مراقبند مبادا ناله سینه مجروجی و فریاد گلوی دریده شده ای ، خواب نیمروزشان را آشفته سازد .
مردم را می بینند و می گویند به زبان دغل باز ما بیش از چشم روشن بینتان ایمان آورید .
ای قوم بخود رفته کجایید ؟
مردم وطن من برای وطن از خون خود لاله پرورش داده اند ، شما به فکر انکار بهار دلهای عاشقی هستید که برای نابودی دگم اندیشی بپاخاسته ؟
ای قوم غرقه در جهالت !
مردم را از چه می ترسانید ؟ از مقام ولایتی که گویا خود بیش از دیگران ، مقامش باورش شده و تصور می کند حکمش صائب تر از آیات قرآن است ؟
من اینجا غریبم که غربت مجال هم نوایی با ملتم را نمی دهد ، حتی اگر مردمی شریف و غریبانی آشنا بیش از آشنایان غریب در پاسداشت جنبش مردم وطنم اشک می ریزند و از آسایش خود می زنند مبادا ملتی مظلوم در حصار تهدید ها و تحدید ها تنها بماند .
در مجلسی که در برلین برگزار شد ، به چشم خود دیدم نه فقط مردم برلین که حتی نیروهای پلیسی که برای مراقبت از به خشونت کشیده شدن تظاهرات گرد می آیند ، از این مظلومیت مردم ، اشک در چشمانشان هویدا ست .
می دیدند که تنها سلاح مردم ایران ، فریادی ست برای آزادی . اما درک نمی کردند که چگونه در عصر آگاهی می توان حکومتی را یافت که در قبال احقاق حق مردمش ، تیر از اسلحه بیگانگان شلیک کند .
افتخار حکومت ایران این ست که هوادارن شیخ نصراله مردمش را می زنند و خون از سینه ها جاری می کنند ....
به کجا چنین شتابان !
فرض کنیم که شما صدای مردم را خاموش کنید ، فردای آرامش چه می گویید ؟!
" مردمی را که با حضور در صندوقهای رای حماسه آفریدند ، کشتیم تا فردایی دیگر به سازی دیگر به رقص درآوریم ؟" .
شمایی که پاسخ محبت را با زنجیر و سیلی و گلوله می دهید ، نمی ترسید از طغیان غیرقابل کنترل احساسات مردم ؟
نمی ترسید بر سر هر شاخه ای ، عاملی از مزدورانتان بر دار کشید شده شود ؟ ( رسمی که خود جاری ساخته اید ).
تصور می کنید صبر این مردم تا کجاست ، تا چه زمانی تحمل دیدن داغ عزیزان دارند ؟ تا چه زمانی خون با خون نخواهند شست ؟
به خدا که حتی خدا نیز ارزش آنرا ندارد تا خون بی گناه خداوندیش را تحکیم بخشد !
به کدامین گناه می کشید و خون می ریزید ؟
ای مزدوران " بلاهت وقیح " !!
نمی ترسید که روزی آشنایان و دوستانتان از شرم حضورتان در جمع خود ، بر سر و رویتان بریزند ؟
آن روز دور نیست ،...
تویی که مفتخری از بالای بام بر مردم بی پناه تیر کینه می فرستی تا سینه را بشکافد و فریادش از زمین به زمان رسد و جهانگیر شود و ابدی ، بر کدام تکیه گاه تکیه می دهی و بر کدام پناهگاه امید پناه داری؟
رهبرانت اولین کسانی خواهند بود که تو را تحویل مردم می دهند تا خود زمان بخرند و بگریزند ...
انقلاب سال 1357 ، درسها به ما داد و شما کودنان آن را فرا نمی گیرید .
شما برای مقام رهبراتان ، ازهویدا زد شاه عزیزتر نیستید ، شاه او را هم فروخت تا خود به سلامت بگریزد ، شما تصور می کنید قیمتتان چند است ؟
همین آمران ، عاملان را به تیر می بندند تا خطای خود موجه جلوه دهند .
مردم ایران با گذشت هستند اما فراموشکار نیستند ، ...
با حضور در هر جمع معترضی ، خود را بیشتر به مردم می شناسانید و عکس خود به یادگار در آرشیو خاطرات ملت بایگانی می کنید تا بوقت انتقام ، راه گریزی نداشته باشید ، تک تک شما شناخته می شوید ، حتی روسای امروزتان شما را می فروشند تا خود زمان بخرند و بگریزند....
روزگار غریبی ست نازنین ، که عده ای خود را بدام فتنه گر می اندازند و می کشند مبادا قاتل از مقتول بازشناخته شود !
برای خامنه ای که منطقش گریه ست ، و بقایش به ریش رییس جمهورش وابسته است ، خون مریزید !
من از 3 سال پیش تاکنون چنین نموده ام و تصور می کنم این واژه به درستی بیان کننده نهایت بلاهت و حماقت خامنه ای را به مخاطب می رساند .
گفتگو در اینجا (روز آنلاین ) منتشر شده :
صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت، چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر شد. این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید "به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این مقدار" در روز پرداخت می شود. چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.
این گفت و گوی ویژه در پی می آید.
از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی لباس شخصی اما با کلاه کاسکت نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست. برخی از شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان شان عربی بوده است. دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس شخصی ها صحبت کنم.
من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در حالیکه چماقش را به همراه داشت. سر صحبت با وی را باز کردم.
سلام برادر خسته نباشی
خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد)
اهل کجا هستی؟
تربت
تربت؟
تربت جام.
چند سال داری؟
36 سال
زن و بچه هم داری حتما؟
نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم.
بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟
نی. بسیجی نیستم که. بیکارم.
ولی الان که سرکاری؛ نه؟
ها!
چوبدستی چرا دستت گرفتی؟
ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما داده اند.
چه کسی داده؟
حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند.
خودت چه فکر می کنی؟
من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم.
پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.
ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟
حالا چقدر می دهند؟
روزی 200 تومان. [خنده ای می آید توی چشم هایش]200 هزار تومان
خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟
می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند.
چند روز است آمده ای تهران؟
3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم.
کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟
همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از تربت حیدریه و خواف هم هستند. [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ]
عرب هم هست بین تان. نه؟
آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند.
آسایشگاه شما کجاست؟
نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد).
تا حالا تهران آمده بودی؟
نه ؛اولین باراست.
نماز هم می خوانی؟
بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی.
ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟
مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید. [در این موقع مرد هیکلمند و چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد. ]
می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟
مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم.
برو سر پست خودت. یا الله.
مرد چماقش را بر می دارد و می رود. نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده. هفت روز دیگر که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟
صبح امروز پزشکان معالج وی از سلامتی معظم له خبر دادند .
جراح متخصص بیمارستان در گفتگوئی با خبرنگاران اعلام نمود:
در آزمایشات معمول و پس از عکسبرداری از سر بزرگوار غده ای کوچک در سر ایشان مشاهده شد که بلافاصله استدعا نمودیم تا بیمارستان به حضور ایشان مزین شود .
وی آخرین بررسیها و عکس از ناحیه سر حضرت آیت اله را در اختیار خبرنگاران قرار داد .

