تبليغاتX
تقویم تبعید Image and video hosting by TinyPic

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

آقای خامنه ای با سخنرانی روز جمعه خود اعلام حکومت نظامی از نوع لباس شخصی ها نمود !
وی در فرازی از سخنان خود گفت :
" من جان ناقابل و اندک آبرویی دارم و همه اینها را در کف دست گرفتم و در راه انقلاب و اسلام فدا خواهم کرد."
جناب اقای خامنه ای !
چه شد که پس از سالها که بر مسند ولایت فقیه بودید بیکباره اسلام و انقلاب را در خطر دیدید ؟
اگر برای اسلام و انقلاب احساس خطری بود ، می بایست همان روز تصویب قانون اساسی بر اساس ولایت مطلقه و تامه فقیه دم بر می آوردید .
اگر جان ناقابل خود را می خواستید به اسلام اهدا کنید ، می بایست دروس حوزوی در باب ماه کامل دیدن را فرا می گرفتید تا هر سال رمضان و عید فطر چنین آلوده یکدیگر نگردند .
اگر به اسلام توجهی می داشتید باید رسم مخدوش کردن آرای مردم را روا نمی داشتید .
اگر از اندک آبروی خود می ترسیدید ، دستور قتل مردم را صادر نمی کردید !
اگر حرمتی برای اندک آبروی خود قائل بودید مسئولیت قتل کسانی را که به دستور شما کشته می شوند را به گردن مقتول ! نمی انداختید .
آقای خامنه ای
عکس دختر مظلومی که به فرمان شما کشته شده را دیدید؟
عکس شهدای همایش عظیم ملت را به نظر مبارک رسانده اند ؟
فیلم تهاجم نیروهای مومن به خود را در هنگام لت و پار کردن مردم می بینید ؟ باید احساس غرور کنید از داشتن چنین نیروی وحشی و مطیعی که برای بر باد دادن اندک آبروی شما ازهیچ فروگذار نمی کنند .
تو نه تنها اندک آبروی خود که آبروی همه آنانی که تا امروز بنام دین لباس روحانیت بر تن کرده اند را بردید .
آیا حکومت شما اینچنین بدنبال ایجاد حکومت امام زمان است ؟
شما که خود را جانشین او می دانید چنین گستاخ و بی پروا بر ملتی که تنها سلاحش فریاد الله اکبر است می تازید و دهان تکبیر گو را خونالود می کنید ، اگر امام زمان هم بر رویه شما بیاید ، با مردمان چه ها خواهد کرد ؟
چه تصوری در ذهن شماست ؟ مدینه فاضله ای که مردمش حق رای ندارند ، حق انتخاب ندارند ؟
چنین مدینه ای نه فاضله که بیشتر به آغل گوسفندانی مطیع شباهت خواهد داشت ! گوسفندانی که پای سخنرانی شما می نشینند و گرگ برمی خیزند !
رهبری شما منجر به تنفر همه ( نه فقط مردم ایران که همه ملتها ) از دین و آیین شما گشته !
حکومتی دارید که رهبرش شمایید ،به زور گریه و ناله سعی می کنید تا وفادارن به خود را تحریک به قتل عام مردم کنید .
رییس جمهورش فردی ست دروغگو که در همه دنیا به دروغگویی شهره است و وزرایش بدلیل جعل و دزدی و بی سوادی ضرب المثل مردم جهان شده اند !
علمای هوادارتان هم که دست در شکر شیرین می کنند و بیت المال به یغما می برند .
با عالم غیبی که ادعای رابطه اش را دارید تماس بگیرید :
بزرگانی چون محمدرضا شاه ، استالین ، هیتلر ، چنگیزخان ، نرون ، آتیلا و ... به استقبال شما آمده اند ، فرصت چندانی برای پیوستن به آنها باقی نمانده ، بشتابید تا با کشتار مردم نزد آنها روسفید شوید !
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 4:28  توسط فرهاد حیرانی  | 

خامنه ای : من توی دهن این ملت می زنم !

حمایت رهبران بزرگ دنیا از بیانات آیت اله خامنه ای :
چنگیز خان ، استالین ، شاه فقید ایران و صدام حسین در پیام های جداگانه ای از پیوستن قریب الوقوع ایشان به جمع خود استقبال کردند .
سید حسن نصراله : من هم به حمایت از ولی امر مسلمین توی دهن ملت ایران می زنم !
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 4:27  توسط فرهاد حیرانی  | 

خداوند پس از خلقت آدم نگاهی به او انداخت و گفت : فتبارک الله احسن الخالقین !
سپس به خلقت حوا پرداخت و الحق و الانصاف سنگ تمام گذاشت (مرسی خدا ! ) .
اما گویند پس از خلقت احمدی نژاد ، روی به فرشتگان مقرب نموده و گفت : پس از هزاران سال خلقت بشر ، امروز ریدم ، انگار پیر شدم ، لذا از کار کناره گرفت و زمام امور به شیطان سپرد....
واینچنین بود که آخوند به حکومت رسید .
بزرگی فرموده : بهترین توجیه خدا برای خلق احمدی نژادو خامنه ای این است که وجود نداشته باشد !
----------------------------------------------------
جمله فوق ، البته بدون نام دو خبیث ، از بزرگی ست که نامش را فراموش کردم و بهمین دلیل هم در جمله اش دست بردم .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 20:24  توسط فرهاد حیرانی  | 

همسایه های خوبی داریم ، از همه رقم ، جنس ما جوره جوره !
امروز یه خانم آلمانی جوان تا من رو دید بهم گفت ، تو ایران چه خبره ؟!
گفتم هیچی ، انتخابات ریاست جمهوری بوده ، مردم اعتراض می کنند که تقلب شده ، این یه امر عادیه در حکومت ایران !
میگه : خب اینکه اینهمه شلوغی نیاز نداره ، می تونند برند شکایت کنند .
گفتم : آخه شکایت باید به کسی کنند که خودش انتخابات را زیر نظر داره !
میگه : خب برند به مقام بالاتر شکایت کنند ، نباید درگیری بشه !
میگم : آخه ببین ، ما یه مقام خیلی بالا داریم ، اون بقیه را عزل و نصب می کنه ، حالا اون بالا بالایی گفته انتخابات درسته و بقیه هم باید قبول کنند .
میگه : یعنی چی ! وقتی همه دنیا می گند تقلب شده ، چطوری مقام بالایی که خودش در ایرانه و تو میگی بقیه هم زیرنظرش هستند ، هنوز نفهمیده !
میگم : بابا جان (البته این باباجان به زبان آلمانی خیلی سخت بود ، بهش گفتم خانم محترم ، البته با آوایی بسیار دلنشین ! ) این مقام همون رهبره ، خودش اصلا گفته در انتخابات تقلب بشه !
میگه : وقتی خودش می خواد تقلب بشه ، پس چرا انتخابات برگزار کرده ! مگه انتخابات در ایران خرج نداره ، کلی هزینه اضافی برای چی ؟!
میگم : جون مردمه که ارزونه ، آخه در ایران رسمه ، انتخابات برگزار می کنند ، اما اول میگند چه کسانی باید نامزد بشند ، اما قبل از اینکه رای ها شمرده بشه ، برای اینکه همه تکلیف خودشون را بدونند ، نتیجه را اعلام می کنند .
میگه : ببین ، من خیلی برات متاسفم ، من اصلا شوخی نمی کنم ( یعنی به زبان خودشون گفت : من جدی جدی حرف میزنم ) من در مورد ایران امروز حرف میزنم نه صد سال پیش !
گفتم : ببین ، من آلمانی بیلمیرم ! برو اشپیگل خودتون را بخون ، بیین چی نوشته ! ( آخه چطوری بهش بگم در قرن 21 در کشور من در ملاء عام تقلب می کنند و معترضین را به خاک و خون می کشند ، آنهم به این آلمانی هایی که فکر می کنند هرکس آمده اینجا بخاطر فقر فرهنگی و اقتصادیه ، بعضی وقتها بعضی هاشون می پرسند در کشور شما هم با قاشق چنگال غذا می خورند !! یعنی شما هم مثل بسیاری از اتباع کشورهای دیگر در اینجا رسم و رسوم تمدن را یادگرفته اید ؟!)
البته بسیاری از این آلمانی ها بین ایرانی ها و دیگر اتباع خارجی تفاوت قائلند ، دوست عزیزی برایم نقل می کرد که یکی از سیاسیون آلمان به او گفته نمیدانم چرا در هر خانواده ایرانی باید حتما یکی از فرزندانش یا دکتر باشه یا فوق تخصص در رشته ای دیگه .
همین دوست حکایت می کرد که از جهت آماری ، ایرانیان بیش از دیگران در عرصه های مختلف موفقیت بدست آورده اند ، اما چه سود که بهرحال مردم عادی اینجا ایران را بنام مسئولین می شناسند !
حال خود تصور کنید که برداشت این جماعت از ملتی که حکومتش در روز روشن آرای 40 میلیون نفر را ندید می گیرد ،چه خواهد بود !(بیچاره ایرانی هایی که در اینجا حسابرس و بازرس هستند ! ) .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 20:23  توسط فرهاد حیرانی  | 

آقای خامنه ای برگزاری رفراندوم و انتخاب آقای احمدی نژاد را یکی از بزرگترین پیروزیها و دستاوردهای جمهوری اسلامی خواند .
در همین رابطه سردار رادان ، معاون نیروی انتظامی اعلام نمود تجمع مردم در خیابانها غیرقانونی ست و با آنها برخورد نزدیک از نوع چماق و گلوله خواهد شد .
راستی این چگونه جشنی ست که میزبان ، مهمانان را از حضور در آن می ترسانند و خود نیز می هراسند ؟
اگر براستی 85 در صد مردم در انتخابات شرکت داشته و بیش از 24 میلیون نفر به احمدی نژاد رای داده باشند ، قاعدتا خیابانها نیز باید مملو از افرادی گردد که پیروزی آرای خود را جشن می گیرند !
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:27  توسط فرهاد حیرانی  | 

سایت تابناک : 6 در صد آرای ماخوذه باطله است !
سایت جام جم آنلاین : تعداد آرای باطله : صفر عدد !(از 24 میلیون رای !)
هردو هم از ستاد انتخاباتی ارقام را دریافت کرده اند . آقایان دم خروس را پنهان کنید !
هرچه گفتیم آقای خامنه ای اجازه نمی دهد هزینه 4 سال گذشته بر باد رود ، گفتند مشارکت میلیونی جلوی تقلب را می گیرد .
لطفا پست قبلی را بخوانید تا ببینید این جماعت وقاحت را به حد اعلا رسانده اند : وقتی سایتهای هوادار دولت آمار را ساعتها قبل از ستاد انتخابات اعلام می کند !
مهم نیست من به چه کسی رای می دهم ، مهم این است که چه کسی آرا را می خواند !
ابله کسی ست که با تکرار یک اشتباه بدنبال نتیجه ای دیگر باشد.
خامنه ای با اصرار بر حفظ احمدی نژاد ، ایران را به چالشی می برد که رهایی از آن ممکن نیست . امروز حتی خوشبین ترین افراد هم اعتمادی به حکومت نمی کنند !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 3:8  توسط فرهاد حیرانی  | 

خبرگزاریهای دولتی خبر پیروزی قطعی احمدی نژاد را اعلام کردند .
سبک اعلام خبر نشان از تقلبی آشکار می دهد ، یعنی گویی صندوق های رای قبل از وزارت کشور ، در این خبرگزاریها شمارش شده بود !
در ساعت یازده و چهل و پیج دقیقه شب (جمعه شب ) رییس ستاد انتخابات گفته بود فقط 5 میلیون از آرا شمارش شده و در ساعت 20 دقیقه بامداد اعلام نمود 10 میلیون رای شمارش شده اما خبرگزاری فارس به یکباره در ساعت یک و 27 دقیقه بامداد خبر از شمارش 31 میلیون رای داد و گفت احمدی نژاد 21 میلیون را کسب نموده !
یعنی در عرض 35 دقیقه ابتدایی فقط 5 میلیون رای اضافه شمارش شده بود اما در طی زمانی حدودا یک ساعت 21 میلیون رای به آرای شمارش شده اضافه شد.

از طرفی قبل از اعلام نتایج آرا توسط آقای دانشجو ، رییس ستاد انتخابات ، خبرگزاری فارس میزان دقیق آرایی که قرار بوده توسط این ستاد اعلام شود را منتشر نمود . یعنی همانطور که گفته شد ، انگار صندوق آرا قبل از ستاد انتخابات ، در این خبرگزاری شمارش می شده است .
تا همینجا ما را بس !
حالا باید به دوستانی که اصرار بر شرکت در انتخابات داشتند بگوییم ، دیدید ما حق داشتیم و شما دوستان عزیز ، متاسفانه همان نقش سیاهی لشکر را برای رژیم بازی نمودید . جدا متاسفم که صداقت و دلسوزی این عزیزان دستمایه بازی حکومت بلاهت وقیح قرار گرفت .

نکته دوم مصالحه باندهای قدرت در ایران است ، یعنی رفع اتهام از رفسنجانی و ابقای احمدی نژاد .
در این روزها می بینیم که بسیاری از مقامات ، حتی مقامات هوادار رییس جمهوی از بی گناهی (!) خاندان رفسنجانی گفته اند .
باز برمی گردیم به همان نکته که قبلا اشاره نموده بودم : تقسیم وظایف سران نظام :
قدرت سیاسی از آن باند خامنه ای و چپاول مالی توسط رفسنجانی ، مصباح یزدی و آخوندهای شاخص نظام ( به شرط عدم دخالت در امور سیاسی ) . مبارک ست این خباثت بر علمای ریاکار.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 23:32  توسط فرهاد حیرانی  | 

روز جمعه ، روز انتخابات ریاست جمهوری ایران است .
با دیدن مناظره نامزدهای این مقام پوشالی ، آنچه همه در نهان می دانستند ، عیان شد تا دنیا نیز شاهد باشد که مقامات چه وظایف خطیری دارند !
فردی که میلیاردها دزدیده ، اما ! در گوشه زندان نیست که رییس حراست دفتر مقام معظم رهبری ست !
دیگری نیز میلیاردها چپاول کرده ، اما در اوین بدنبالش نگردید که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است ! و چه تشخیصی دهد او برای مصلحت نظام !
آن یک دیگر هم در دوره های مختلف از سیصد میلیارد تومان تا یکصد میلیارد دلار بالا کشیده اما در رجایی شهر کرج نیست ، سه سال ست که رییس جمهورایران است و باز طمع بر این مقام دارد!
پس زندان برای کیست ؟اگر دزدان بر صندلی ریاست تکیه زده اند ، قاعدتا می بایست زندانها خالی باشد ، اما ! نیست !
زندان پر از دانشجویانی که صدایی بجز تکبیر تایید از گلویشان جاری ست !
دانشجویان در زندانند اما دانشگاه خالی نیست ، چرا که بسیج جبهه ندیده و ماموران سپاه در آن ماوا گزیده اند !
اگر بسیجیان و سپاهیان در دانشگاهند ، چه کسی مرزها را باید حفاظت کند و به وقت نیاز کشته دهد ؟
صدایی از دفتر رهبری برآمد که : پس مردم چکاره اند ؟ به وقت کشته دادن ، مردم باید وارد عمل شوند و ادای دین به حکومتی کنند که حق و حقوقشان به جیب های پر نشدنی عمامه داران سرازیر شده.
------------------------------------
1. هرچه می کشیم از دست این محمد پاسدار ، مدیر تلویزیون ایرانیان در برلین ست . چندین و چند بار از او خواهش کردم که بیا و خود را نامزد این انتخابات کن بلکه این بساط ریا و دزدی جمع شود ، قبول نکرد که نکرد.
در این وانفسایی که هر کاندیدا برای جمع آوری آرا ، عکسی را نشان میدهد از خمینی و می گوید آنکه در پشت ستون ، گوشش پیداست منم ! مطمئنا انتخاب خواهی شد که خمینی در زمان حیاتش بارها گفته بود :
ای کاش منهم یک پاسدار بودم !
2. در سایتها آمده : آنچه از مناظره نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری بر می آید این است که در این سی سال ، کشتی جمهوری اسلامی بدست دزدان دریایی هدایت می شده !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 0:48  توسط فرهاد حیرانی  | 

تحلیلی پیرامون انتخابات ایران در تلویزیون ایرانیان برلین با حضور آقای پرویز دستمالچی ، کارشناس و صاحبنظر سیاسی و بازمانده از ماجرای ترور میکونوس .

بررسی شعارهای توخالی کاندیداها ( بخوانید خالی بندی ) !

 بخش دوم

بخش سوم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:52  توسط فرهاد حیرانی  | 

احمدی نژاد در مناظره با میرحسین موسوی پته هاشمی و ناطق نوری را روی آب ریخت . کرباسچی هم در پاسخ به او اعلام نمود :
حامیان دولت به اندازه همه سران نظام ثروت اندوخته اند !
احمدی نژاد در جمع حامیان خود گفته : کاندیداها هم می دانند که من رییس جمهور می شوم ، پس چرا تیلیغ می کنند !
مطمئنا احمدی نژاد پشت خود حمایت گروهی ذی نفوذ را احساس می کند که چنین جسورانه و البته وقیحانه گروهی که خود را مالکین انقلاب می دانند ، به چالش کشانده و به نوعی آنانرا تبدیل به مهره های سوخته نموده !
حذف روحانیون طراز اول ایران ، پس از ظهور احمدی نژد در دستور کار قرار گرفت تا سکان کشتی ایران بدست جنگجویان دیروز و مدعیان امروز بیفتد .
افشاگریهای یک جانبه پالیزدار نیز در همین راستا صورت گرفته .
باید منتظر ماند و دید نام چه کسی از صندوقهای آرا بیرون می آید تا ببینیم حاکمیت ایران در دست کدام گروه قرار خواهد گرفت .
قطعا خامنه ای رشته ی را که در طی این چهارسال بر گردن دوستان دیروزش انداخته تا بکشاند آنان را به هرکجا که خاطرخواه اوست ، به سادگی رها نخواهد کرد اما به قول رییس جمهور فعلی ، مافیای اقتصادی نیز اهرم های فشار قوی را در دست دارد ، نبرد گروههای مدعی حکومت به روزهایی رسیده که جز حذف یکی ، دیگری پیروز نخواهد شد .
آنچه از افشاگریها (یی که جای اعلام برنامه های کاندیداها را گرفته ) بر می آید ، نشان از آن دارد که گویی در توافقات قبلی ، صحنه سیاست به خامنه ای و دوستانش سپرده شده بود تا اموال ومنابع مالی در اختیار گروه های دیگر قرار داشته باشد اما امروز نبرد بر سر قبضه کردن قدرت و ثروت است .
انتخابات امروز ایران بنوعی با دوره های گذشته تفاوتی اساسی دارد ، دیگر از سیاهی لشکرهایی چون زواره ای ، توکلی ، غفوری فرد ، پرورش ، عسگراولادی و ... خبری نیست .
سرنوشت سیاست ایران ، نه در روز رای گیری ، بلکه در روزی معین خواهد شد که گروه غالب بتواند با غلبه بر دیگری ، نام کاندیدای دلخواه خود را بعنوان رییس جمهور اعلام نماید .
تعیین رییس جمهور بمنزله پیروزی در مبارزه قدرت است و الا همه نیک می دانند که رییس جمهور (با توجه به قانون اساسی ایران ) نقش مهمی در مدیریت کشور نخواهد داشت .
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 1:37  توسط فرهاد حیرانی  | 

احمدی نژاد 4 سال است که وعده می دهد اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام خواهد کرد !
سال گذشته در مصاحبه ای با دکتر فریبرز رییس دانا (در برنامه میزگرد تلویزیون ایرانیان برلین ) این سوال را طرح کردم :

وقتی رییس جمهور کشوری جرات اعلام نام مفسدان اقتصادی را ندارد ، چگونه می تواند ادعای مبارزه با آنها و قطع دستشان از منابع و شاهراه های اقتصادی کشور را داشته باشد.

بد نیست رییس جمهور عدالت پرور نیم نگاهی به روحانیون حامی خود و اعضای کابینه اش بیندازد ، شاید تعدادی از همین مفسدین را در کنار خود ببیند !
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:58  توسط فرهاد حیرانی  | 

همه مقلدین ایرانی که کتاب رساله علما را خوانده اند ، می دانند از اولین مسایلی (1) که در این کتاب به آن اشاره می شود ، نحوه پذیرش و اعتقاد به اسلام ست .
یعنی بر هر فرد بالغ واجب ست تا در مورد دینی که برمی گزیند تحقیق کند و مسلمان شدن به صرف تقلید یا مسلمان زاده شدن ، هرگز پذیرفتنی نیست !
از سوی دیگر اگر مسلمان زاده ای پس از رسیدن به سن بلوغ (و حتی پیش از آن ) اعلام کند با تحقیق به این نتیجه رسیده که دینی غیر از اسلام بر حق است و آنرا برگزیند ، هرگز از او پذیرفته نمی شود و بجرم ارتداد محکوم به اعدام است حتی اگر صدبار بگوید غلط کردم و مسلمانم !(2)
 به نظر می رسد طبق فتوای علمای دین ، بر هر فرد بالغ واجب است تا تحقیق کند و واجب ست تا به این نتیجه برسد که دین این آقایان بر حق است .
فلذا به همه علما و مراجع تقلید این پیروزی بزرگ را تبریک می گوییم که دین شما به اعلامیه حقوق بشر سور زده و روی همه ی مستبدین و خودخواهان را سفید نموده است .
--------------------------
قابل توجه :
دو نوع مرتد در فقه تعریف شده ، مرتد ملی و مرتد فطری .
مرتد فطری مسلمان زاده است یعنی والدینش مسلمان ست وباید اسلام اختیار کند و الا حکمش اعدام ست حتی اگر توبه نماید . همسرش بر او حرام ست و اموالش حتی در زمانی که هنوز زنده است باید بین ورثه تقسیم گردد !
مرتد ملی آنی ست که مسلمان زاده نیست و از قضای روزگار و بخت بد مسلمان می شود و پس از مدتی از اسلام بر می گردد . به وی فرصتی می دهند تا توبه کند ، اگر توبه کرد رهایش می کنند و اگر بر اعتقادش باقی ماند ، اعدام می شود !
-------------------------
(1) . رساله آقای منتظری ، صفحه 10
آقای بهجت ، پاراگراف : اجتهاد و تقلید .
آقای مکارم شیرازی
آقای خمینی
(2) نظر آقای منتظری .
نظر آقای مکارم .
نظر آقای خمینی .
نظر آقای بهجت .
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 18:29  توسط فرهاد حیرانی  | 

نامه سروش به محمود دولت آبادی را خواندم . از خودم و از سروش با هم بدم آمد.
سروش را دوست می داشتم بواسطه ابراز نظرهایی که از جنس دیگر بود .
با " علم چیست ؟ فلسفه چیست ؟" او را شناختم و با کتاب " نهاد نا آرام جهان " به دنیای ملاصدرا رفتم و درسها آموختم . فلسفه ملاصدرا شناخت به جهان را دگرگون کرد و بیش از عالم پیدا به کشف دنیای نهان شتافت ، هرچند بسیاری ، شناخت و معرفت ( تجربه های نبوی ) درونی را برتر از استدلالهای منطقی بیرونی می دانند.
کتابهای سروش را یک به یک خواندم ، حتی " صراط های مستقیم " و " بسط تجربه نبوی " که به اعتقادم نظریاتش ، پیش از هر نظر دیگر منتقد دیدگاه خودش بود !
بعد ها که حکومت ، جاهلانه و بی رحمانه بر او تاخت ، علاقه و بیش از آن دلسوزیم بیشتر شد که مظلوم بود وخود و خانواده اش در معرض خطر .
مدتها بود که دیگر ، آرایش را با وسواس می خواندم . هرچند نظریه برداشت های برون دینیش (پولاریسم دینی )حقیقت بود اما آنجا که قضاوت از نظارت جدا می ساخت و داور از ناظر تفکیک می نمود ، خود را فراموش می کرد که بر اساس همان دیدش ، حق قضاوت از او نیز سلب می شد و می بایست جامه قضاوت از تن بدر آورد!
... اما باز هم سروشی بود که به بحث و استدلال اعتنا داشت و زور با جور هم شان می دانست .
متاسفانه سروش نیز در مقابله با کمترین انتقاد آنچنان آشفته خاطر شد که گویی حریمش را همچون خرافات مقدس مآبانه حکومت ، دور از نقد و نظر می داند و نقد را غباری بر دامانش می پندارد .
در این فرصت نمی خواهم وارد بحث این دو عزیز شوم ،که هر دو از جایگاهی بس بلند برخوردارند و پرنده نحیفی چون من ، یارای همنوازی با سیمرغ و عقاب ندارد .
اما سخنی دارم با سروشی که جلای وطن از جبر تازیانه متکبران و دگم اندیشان گزیده . آنانی که هیچ نقدی بر خود برنمی تابند .
برادر عزیز
کاش در پاسخ به منتقد خود ( هرکه باشد ، چه محمود دولت آبادی و چه هر شهروند ایرانی دیگر ) یا از فعالیتهای خود در ستاد انقلاب فرهنگی دفاع می کردی و یا به زبانی ساده اما قابل قبول ، عذرخواهی می نمودی .
کار سختی نیست ، فرض کن با توهینی که به دولت آبادی روا داشتی ، زبان او را ببندی ، با دیگری چه می کنی ؟
کار سختی نیست ، همه کسانی که به نوعی ، روزگاری در خدمت جمهوری اسلامی بودند و امروز بر آنچه گذشت افسوس می خورند ، حداقل وظیفه شان ، یک عذرخواهی ساده است تا ماجرا بیش از این کش نیاید و مجبور نشویم دایره خودی ها را تنگ تر خلوت تر از آنچه هست کنیم و الا همه می دانیم در دوران انقلاب فرهنگی چه گذشت .
هنوز سخن شما را در همان اوان که به توجیه بسته شدن دانشگاه ها بر زبان آوردید از یاد نبرده ام :
ما تلاش می کنیم به فرمان امام ، دانشگاهی اسلامی ، با دروس اسلامی ، بسازیم !
عجبا ! همه سعی شما و دیگر دوستان آن روزتان ( دکتر حبیبی ، جلال الدین فارسی ، دکتر شریعتمداری ، و ... ) این بود تا دانشگاهی که می بایست محل تحقیق و بحث باشد و دانشجو بتواند آزادانه آرای دیگران را نیز از زبان خودشان و کتابشان فهم کند را تبدیل به حوزه علمیه ای دیگر سازید ....
سروش عزیز !
باور کن عذر خواهی از مردم ، شان و جایگاه تو را کاهش نمی دهد !
اگر هرکس که برای این نظام قدمی برداشته ، تصور کند می بایست تا ابد آن را انکار نماید ، مبادا که لعن و نفرینی دامنش را بگیرد ، پیش و بیش از امثال تو ، ما مردم مقصریم که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی مبتنی بر ولایت فقیه رای دادیم تا تو و امثال تو در آن زمان بر ما حاکم شوید و راه ولایتی منطبق بر بلاهت وقیح را هموار سازید !
من ( بعنوان یک ایرانی و نوجوان روزهای انقلاب و هرآنچه پس از آن کردم) امروز شرمنده کودکان آواره ام هستم که در آن زمان، ابلهانه به دنبال شیخی افتادم و او را وارث خدا بر زمین ساختم تا شان انسانی همه مارا لگد مال کند .
مرم ما فراموشکار نیستند اما باگذشتند .
من به سهم خود شرمنده ام ، اما ...
تو شرمنده نیستی ؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 3:15  توسط فرهاد حیرانی  | 

(نکته : تمام نقل قولهای نامزدها از برنامه ها و سخنرانی های آنان اقتباس شده )
مجری تلویزیون : بینندگان عزیز ، امروز در خدمت 4 نامزد ریاست جمهوری هستیم ، سوالات مشترکی از این برادران پرسیده خواهد شد و عزیزان می توانند ضمن نقد یکدیگر ، برنامه های خود را اعلام نمایند .
سوال اول موضع کاندیداها در رابطه با برنامه دولت آینده در زمینه سیاست خارجی است .
میر حین موسوی : بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده اعتقاد دارم مبنای سیاست خارجی ما بر اساس اسلام ناب محمدی و پیروی از خط امام ...
محسن رضایی : آقاجان امام که 20 سال پیش رحلت کرده !
موسوی : عجب !
محسن رضایی : من بسم الله الرحمن الرحیم و انجزه ؟!! چی بود ؟ انجزه وعده یا انجزه وحده ، خلاصه ،سلام می کنم به حوزه و طلبه ها و مراجع و حجج اسلام و آیات عظام...
احمدی نژاد : بسم الله الرحمن الرحیم و برای اینکه وقت برنامه گرفته نشه ، یک کلام عجل فرجهم . من همانطور که تا حالا عمل کردم ، بازم می کنم ، یعنی تو دهن دولتهای غربی می زنم ، اسراییل را نابودش می کنم ، مدیریت جهانی ...
کروبی : صبر کن بابا ، تو خادم اسراییلی ، ایران را حقیر کردی ...
احمدی نژاد : تو برو چرتت رو بزن بابا !
رضایی : من اعتقاد دارم ایران در معرض خطره ، من با مدیریتی قوی همه کارها را درست می کنم . من فرمانداری و استانداریها را دست جوانهای 20 ساله می دم .
میر حسین : نکن آقا ، من اوایل انقلاب همین کارها را کردم ، تا خواستند آن جوان ها با تجربه بشند ، پدر من و مردم درآمد و نتیجه اش هم همین احمدی نژاده که ...
احمدی نژاد : شما چرا اینقدر برای دولت مهرورز مسئله درست می کنید ، اصلا مخالفان من بزغاله هستند ...
مجری : یه پیام تبلیغاتی ...
مجری : خب حالا نظر نامزدها را در مورد زنان جویا می شویم .
احمدی نژاد : اصلا مگه مسئله دولت موی جوانهاست ؟ زنان در ایران از صد در صد آزادی برخوردارند ، فقط باید یاد بگیرند چطوری از آن استفاده کنند و بی جهت حرف اضافه نزنند ، ...
کروبی : من حتما یه وزیر زن در دولتم دارم ، احتمالا هم آشزخانه بنده خواهد بود که هم محرم منه و هم حرف برام در نمیارند ، مثل دورانی که سرپرست بنیاد شهید بودم ...
رضایی : من که گفتم ، وزیر خاجه من باید یک زن باشه ، مگه زنان ما چه چیزی از هیلاری کلینتون کمتر دارند ؟ ما هم که دست بیل کلینتون را از پشت بسته ایم .
در ضمن وقتی وزیر خارجه یکی مثل هیلاری کلینتون باشه ، رییس دفترم هم یکی مثل مونیکا لویینسکی خواهد بود .
میرحسین :من قویا طرفدار تک همسری هستم . ببینید ، من هرجا میرم این زهرا خانم دنبالمه ، همین نشون میده من برای زن ارزش قائلم .اصلا منو هیچ وقت تنها نمیذاره ، میگه می ترسه مثل مهاجرانی زیر سرم بلند بشه .
مجری : شما خودتان را چگونه می بینید ؟ آیا خود را برازنده ریاست جمهوری می دانید ؟
کروبی : من حضرت مریم نیستم ، بابام معلومه کیه ....
احمدی نژاد : تو اگه یه بابا داری ، من دو تا داردم ، ...
رضایی : من 4 سال پیش که کنار کشیدم ، خودم را هنوز برای ریاست جمهوری مناسب نمی دیدم ، اما امسال دیگه بزرگ شدم .
میرحسین : بعد از بیست سال استراحت ، من انرژی فراوانی در خودم می بینم که باید یه جوری آزادش کنم و کجا بهتر از صحنه سیاست ایران .
مجری : در سیاست داخلی ...
رضایی : آها ، من سیاست را مدیریت می کنم ، میدم دست جوونها ، مثل دوران دفاع مقدس که جبهه را سپردم دست بچه ها برند تو میدان مین و زیر تانک و ...
احمدی نژاد : به به ، حالا سلمان رشدی داخلی هم داریم ، آقا جان مدیریت مملکت دست امام زمانه ، یعنی چی این حرفا ، مدیرامام زمانه ، منم رییس جمهورش ...
کروبی : من مردم را مثل این آقا احمق فرض نمی کنم که برای رای ، سیب زمینی و روغن توزیع کنم ، از اول هم گفتم ، خشکه حساب می کنم و به هر ایرانی 50 هزار تومن ...
موسوی : من گشت ارشاد را جمع می کنم ، اصلا معنی نداره به دختر که با باباش داره راه میره بگیم شناسنامه نشون بده ، باید سین جین کنند و وقتی معلوم شد طرف باباشه ، بهش بگند حجابت را درست کن ...
احمدی نژاد : آقا میرحسین ، تو دیگه از این حرفا نزن ، هنوز مردم یادشون نرفته در دوران جنابعالی ، پیراهن آستین کوتاه جرم بود ، من فقط به چکمه و مو گیر میدم ، البته مشکل ما موی جووونها نیست ..
مجری : به مسئله اقتصاد می رسیم ...
احمدی نژاد : همه دنیا مشکل اقتصادی دارند الا ایران . من صد دفعه گفتم حاضریم راه حل های اقتصادی خودمون را به دنیا بدیم ... اصلا باید مدیریت جهانی را من بدست بگیرم ..
رضایی : من دکترای اقتصاد دارم ، باید مدیریت داشته باشیم ..من برای نجات اقتصاد به میدان آمدم ..
احمدی نژاد : خب بیا وزیر اقتصاد من بشو ...
رضایی : بابا جان تو که هفته ای یکبار وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی را عوض می کنی ...
کروبی :من به هر ایرانی 50 هزار تومن میدم ، همه پولدار می شند ..
موسوی : همنشینی با فقرا افتخاره ، من کوپن چاپ می کنم ، مثل روزهای جنگ ؛ اصلا کشور ثروتمندی که مردمش فقیز باشند ، اسلام ناب محمدی نیست ..
احمدی نژاد : نه که دوران تو همه مرفه بی درد بودند ...
مجری : در مورد دانشجویان ...
احمدی نژاد :من به همه دانشجویان ستاره دادم ، خیلی ها را هم فرستادم دانشگاه اوین تا در اتاقهای لوکس انفرادی که صد برابر بهتر از خوابگاه دانشگاه آزاده ، معلم خصوصی بهشون درس بده ...
کروبی : آقا ! دانشجو ستاره است ، او را ستاره دار نکنیم . وقتی حرف بدی زد که نباید ستاره دارش کنیم ، باید نقره داغش کرد !
موسوی : محروم شدن دانشجو از حق تحصیل را بر نمی تابم !
رضایی : پس چرا در دوران انقاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه ها مرده بودی !
مجری : حرفی دیگری اگر دارید ، لطفا بیان کنید .
رضایی : من از میرحسین و خاتمی و کروبی و احمدی نژاد در کابینه ام استفاده می کنم .
کروبی : اگه اینها را قبول داری پس چرا کاندیدا شدی ، می ذاشتی اینها انتخاب بشند و خدمت کنند .
احمدی نژاد : در این 4 سال مافیای اقتصادی نذاشت من برنامه هام رو اجرا کنم . قول میدم اگه انتخاب شدم همه بزغاله ها ، یعنی همه مخالفان را بفرستم اوین ، با قاضی حداد و قاضی مرتضوی هم هماهنگ کردم ..
میرحسین : مردم خط امام را می شناسند ، مردم ما اسلام ناب محمدی را می خواهند ، من مرفهین بی درد را ادب می کنم . من کوپن چاپ می کنم تا تعداد زیادی از بیکاران به شغل کوپن فروشی مشغول بشند و تعداد بیکارن کاهش پیدا کنه . من گشت ارشاد را جمع می کنم ، باید مثل اوایل انقلاب ، کارها دست کمیته و بسیج باشه ...
بیکاری باید رفع بشه ...
احمدی نژاد : آقا ! آمار دروغ نده، ما در ایران بیکار نداریم ، همه سرکارند !
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:48  توسط فرهاد حیرانی  |