صفارهرندی ، که سابقا از فرماندهان سپاه و سردبیر کیهان بوده و امروز وزیر ارشاد است ، فرموده :
هنرمندان اجازه ندارند از نامزدهای انتخاباتی حمایت کنند !
وزیر فعلی وزارت ارشاد ( بخوانید تنبیهات ) همچون زمان فرماندهی و سردبیریش ، حکم صادر می کند و رعایا را ملزم به اطاعت می داند .
هرندی البته فرموده ، اگر هنرمندی دستمزد بگیرد و فعالیتی ( عملی ) برای نامزد انتخابات ریاست جمهوری انجام دهد ، مانعی ندارد !
من مانده ام که آیا هنرمند باید حتما پول بگیرد تا بتواند نظرش را اعلام کند ؟
هنرمند
بمنزله یک شهروند ، مجاز نیست تا نظر خود را ابراز نماید ؟ در صورتی که
خواهیم دید از انجمن اسلامی گرفته تا طلاب حوزه ، از بازاری تا علما و
مراجع ، از ... همه مجازند تا هوادار یکی از کاندیداها باشند اما هرگاه
پای هنر به میان می آید ، شمشیر از رو کشیده می شود .
انگار فقط بی هنران مجاز به اعلام نظرند !
راستی آقای هرندی ، آیا هنرمند اجازه دارد رای دهد ؟!
چون شاه در کشورهایی ( مثل بریتانیا ) نماد وحدت و تمامیت ارضی کشوره اما در ایران که نهایتا چند قرن مدت زمامداری یک سلسله طول کشیده و آخرین حکومت پادشاهی در ایران هم به ضرب و زور کودتا بوجود آمد و تنها نیم قرن تداوم یافت ، مطمئنا نمی تواند مظهر وحدت ملی باشه .
در ضمن مست نیستم ، خیلی هم عصبانی هستم ، بهمین جهت اگه بد یا غلط می نویسم بخاطر اینه که دستم بجای عبا و عمامه رهبر فقط به کیبرد میرسه ، حیف ..
اما بعد ...
علی اکبر ناطق نوری سالی یک بار حرف میزنه اما... حرف میزنه ها ا ا ا.
یه جمله میگه و شهر را به آشوب می کشه و بر میگرده منزل با آشپزخانه گرم می گیره .
این بار ناطق نوری یه جمله در مورد بحرین گفت که البته زیاد بی راه هم نگفته ، اینکه بحرین زمانی استان چهاردهم ایران بوده و در مجلس ایران نماینده داشته خب یک حقیقته .
حالا اگر شیخ نشین بحرین شرم می کنه از اینکه زمانی متعلق به ایران بوده ، باید در یکجای دیگه بهش رسید .
مثلا اینکه باید هم شرم کنه که زمانی زیر دست حکومت ایرانی بوده که حالا چند تا آخوند بی وجود حاکمش شدند ، اما نمی گه این آخوندهای بی وجود و بی جنبه و بی خیلی چیزهای دیگه ، از تخم و ترکه خود این عربها هستند !
حالا بحرین هیچی ، یکی نیست به این مراکش ... (!) بگه تو سر پیازی ، ته پیازی ، تو چرا یقه جر میدی ؟!
آخه اگه این مراکش (که البته مراکش هم نیست ، مراکش اسم یک شهر از کشور موروکو ست ) حرف نزنه ، می ترسه بهش بگند لال ؟ تو بوی گندت نشون میده هستی ، نیازی به صدای بلند نیست !!
یادش بخیر ، شاه اگر هم بد بود و بد کرد اما باید قبول کرد بعضی کارهاش باید مورد توجه قرار بگیره و از آن کارها تقدیر بشه .
مثلا یکبار رسانه ای به نام خلیج درست کردند ، شاه خیلی ساده سفرای عرب را بیرون کرد .
همه آنها برگشتند و غلط کردیم گفتند که من نبودم دستم بود ، تقصیر آستینم بود !
این جمله شاه را خیلی دوست دارم :
مرز کشورهای عربی تا دم در اتاق خوابشونه !
باید براش یک فاتحه بخوانم . روحت شاد ، به قول بابام ، نور به قبرت بباره .
(میگند شاه به خواب خمینی آمده بود که بسه بابا ، بس که از صدقه سر حکومت تو ، مردم گفتند نوربه قبرت بباره ، چشام درد گرفته از نور زیاد ) .
امروز وقتی داشتم خبرهای مربوط به اخم کردن بحرین " ریقو " را کنار هم قرار میدادم ، در دلم گفتم ، اعلیحضرت ، کاشکی فقط یک امروز بودی و یاد این آخوندهای بی هویت می دادی که چطور باید از حیثیت و اعتبار ایران و ایرانی دفاع کرد .
سگ پدر اگه اینقدر دنبال دین هستی خب برو در مهد دینت ، برو مکه و مدینه دخیل ببند چرا از جیب مردم خرج خرافات می کنی ؟
----------------------------
در اوایل جنگ عراق علیه ایران ، عمه و پسرعمه هایم که از خرمشهر فرار کرده بودند ، مهمان ما بودند .
عموها و پدرم داشتند از آخوندها می گفتند که اینها آمدند و چنین کردند و چنان تا مردکی مثل صدام جرات کنه به ایران حمله کنه .
یک دفعه یکی از پسر عمه هام خیلی جدی از جاش بلند شد بره بیرون .
عمو کوچیکه بهش گفت ، کجا میری ؟
گفت ( با همان لهجه ی زیبای خرمشهری ) میرم یه چند تا آخوند بکشم ، برگردم !
عمو کوچیکه بدو بدو رفت دستش را گرفت که ای بابا ، مگه آخوند گوسفنده که بشه همین جوری بکشیش .
بابام گفت ، صد رحمت به گوسفند !
خلاصه خشم خرمشهری پسر عمه جان فرو نشست ، اما ... کاشکی رفته بود !
کلاس زبان آلمانی موقتا تعطیل شده تا برای آزمون آماده بشیم.
در این حدودا چهارماه همیشه اکثریت افراد با ویتنامی ها بوده .
آدمهایی هستند مهربان ، خونگرم ، عاشق مهمانی و سور دادن و...
مشکل
اینجاست که زبان آلمانی را با لهجه خاص خودشان حرف میزنند . لهجه من
افتضاحه ، اما حداقل همشاگردیها و معلم زبانم می فهمند چه می گویم . اما
این دوستان وقتی صحبت می کنند ، فقط خودشان می فهمند و بس.
یکروز یکی
از دخترهای ویتنامی ( تبارک الله احسن الخالقین !) آدرس سایتی را از من می
خواست و چند بار پرسید ، حدس زدم زبان سایت را سوال میکنه گفتم زبان سایت
انگلیسی ست ، باز حرفش را تکرار کرد ...
آخرش گفتم ، عزیز من ، داری آلمانی حرف میزنی یا انگلیسی؟
با شرم گفت انگلیسی !
گناهی ندارند چون الفبای زبان ویتنامی همان حروف ( الفبای) لاتینه فقط تلفظش فرق میکنه ، مثل اینکه به اکثر حروف میگند "س" .
من خیلی خنگ نیستم اما بعد از چهارماه ، هنوز نفهمیدم لهجه اینها مثل چهچه بلبله یاآواز قناری ؟!
باید سفارتخانه های ایران در کشورهای اروپایی اقدام به انتشار جزواتی کنند که در آن مفاهیم ادبی و فرهنگی خاص ایرانیان به تفصیل توضیح داده شود.
ببینید مثلا اینجا فرمانده سپاه تهدید به انفجار مراکز هسته ای اسراییل می کند و وزیر اطلاعات هم مژده می دهد که بزودی اسراییل محو خواهد شد ، خب وقتی یک سیاستمدار اروپایی این خبر را کنار هم می گذارد نتیجه میگیرد که ایران قصد دارد بزودی با موشکهای دوربرد خود مراکز اتمی اسراییل را مورد هدف قرار دهد و در نتیجه سراسیمه به همتایان خود در کشورهای دیگر تلفن میزند و درخواست جلسه ای فوری برای مقابله با ایران می نماید که وای بزودی چنین و چنان خواهد شد .
در حالیکه در همین زمان سفیر خوش خواب ایران بخود زحمت نمی دهد تا اصل ماجرا را برای آنها توضیح دهد .....
گفتم گناه از سیاستمداران ایرانی نیست ، بلکه تقصیر غربی هاست که نمی دانند " خالی بندی " چه نقش بزرگی در ادبیات حکومت ایران دارد !
چون در این سه دهه بگونه ای مستمر در راستای تبدیل جهان به سیرک ، نقشی تمام عیار والبته هماهنگ بازی کرده اند .
نوازش لطیف بر سر روی اعراب نمک نشناس و فرصت طلب تا بدانجا رسیده که بحرین شرم نمی کند از هویتش و سینه در مقابل ایران جلو می دهد :" منی که به مقدار دماوند شما خاک و به اندازه شهرکی در اطراف تهران شما وسعت و جمعیت و به میزان برگی از درخت تاریختان هویت و ... ندارم ، هم می توانم برایتان عرض اندام کنم .
کاش عمامه دارانی که دین و سلوک خود را از اعراب وام گرفته اند ، به میزان همین بی مایگان برای خاکشان ارزش قایل می شدند .
گویا دریافت وجوه خمس و زکات و تاراج ثروت ملی و دزدی اموال و ناموس مردم چنان این فربهان تهی از اعتقاد را مست نموده که شعور خود را در شعار اعراب گم می کنند و عزمشان بر برپایی بزم آنهاجزم می شود ، چه حماس باشد و چه بحرین .
حیف از خاک سرزمینم که بگویم بر سرتان باد !
نکته جالبی در خبرها آمده بود :
در کنفرانس شرم الشیخ که به منظور بازسازی غزه و کمک به مردم آن منطقه تشکیل شده بود ، همه عربها بودند الا حماسی که داعیه حکومت بر غزه را دارد !!
بیچاره حماس که به آتش ایران سوخت و الا همچون دیگر گروههای تروریستی می توانست سهم خود را از دول عربی دریافت کند !
دخالت دولتمردان ایرانی در سیاست منطقه نتایج دیگری را نیز بهمراه داشته :
سعود الفیصل ، وزیر امور خارجه عربستان از تلاش اعراب برای وحدت بمنظور مقابله با ایران سخن گفت .
احسنت و مرحبا یا اخی الاحمدی والنجاد !
حتی اسراییل هم نمی توانست تا این اندازه اعراب را به هم نزدیک کند .
اما به موضوعات عاشقانه هم بپردازیم ، دبیر سوم سفارت کره جنوبی اقدام به سرقت قطعاتی از تخت جمشید نمود .
با توجه به تلاش همه جانبه مسئولین برای انهدام زیر آب رسانی (ارسالی) آثار باستانی ، این فرد خیر می خواسته مقداری از این آثار را برای نسلهای آتی نگهدارد که متاسفانه در فرودگاه شیراز دستگیر شدو احتمالا قطعات سرقت شده برای زیر آب رسانی ( زیر آب ارسالی ) به مناطق نزدیک به سد سیوند فرستاده خواهد شد .
اما بعد ، در بازار بورس ، دامداران بر شیوخ نفتی پیشی گرفتند !
در زمانی که قیمت نفت هر روزه کاهش می یابد ، ( به گزارش سایت آفتاب ) بهای گوشت گوسفند ( در تهران ) افزایش یافته .
به همین جهت تعدادی از همشهریان طی توماری از رییس جمهور استدعا نمودند بجای وعده نفت ، چند گرم از پیه و دنبه گوسفندان را سر سفره های آنها ببرد .
از زمان انتخاب آقای احمدی نژاد ، قیمت گاو و گوسفند بصورت متوالی افزایش پیدا می کند که معلوم نیست به لحاظ تقصیر اوضاع مالی دولت ست یا تشریک دیدگاهی ؟ .
و اما دفن شهدای در دانشگاه .
بالام جان این مسئله اینهمه تفسیر و تحقیق نداره !
تنها دلیل گور بگورکردن و دفن مجدد این جنازه ها این ست که هر وقت بخواهند بتوانند وارد دانشگاه شوند تا هم فاتحه ای بر جنازه ها بخوانند و هم فاتحه ی دانشجویان را !
تا آنجا که من خبر دارم ، اگر گذر جبرییل هم به وزارت اطلاعات بیفتد ، مطمئنا به عمل شنیع و شیرین (!) لواط با شیطان اعتراف خواهد کرد و حتی بعید نیست بگوید آیات را از جانب خود بر پیامبر اسلام نازل نموده !
البته کافی ست به اتهامات دستگیر شدگان هم نظری بیندازیم :
1. توهین به مقدسات دینی :
واضح و مبرهن ست که اعتقاد به دین بهایی یعنی قبول ظهور امام زمانی که تشیع در انتظار آمدنش ، غرب را تهدید به اطاعت میکند .
فلذا همین اعتقاد به خودی خود بمنزله رد نظر حکومت ست و این یعنی جرم !
2. تبلیغ علیه جکهوری اسلامی :
با توجه به مورد قبلی ، می توان نتیجه گرفت که همان مورد کافی ست تا معتقدین به دین بهایی ، نافی تبلیغات و اصول حکومتی باشند که تمامی مساعی و البته درآمد خود را صرف ساختن راه های ورودی و عبادتگاههای خصوصی و عمومی برای مهدی موعود میکند .
بد نیست سخنان رییس جمهور ایران را در سازمان ملل ، کشورهای گمنام امریکای لاتین و ممالک ناپیدای افریقایی مرور کنیم تا ببینیم تاکید این مقام عالیرتبه سیاسی بر ظهور امام موعود چگونه اهداف سیاست خارجی وطن را تعیین میکند .
3. جاسوسی برای اسراییل :
اتهام جاسوسی از رایج ترین اتهاماتی ست که نثار دستگیر شدگان ( به هر جرمی) می شود .
از رامین جهانبگلو گرفته تا دانشجویان ، از سنجابهای مرزی تا دختران تهرانی که پاچه شلوار را روی چکمه می اندازند !
از دراویشی که همه هم و غم خود را به یک یاعلی مدد و هو 110 خلاصه می کنند تا پیروان بهایی !
اینجا را ببینید ونیز شکار کبوترهای جاسوس ، سنجابهای جاسوس ، بسیجی جاسوس ، ده نفره ، سه نفره ، هاله جاسوس ( البته نه آن هاله رییس جمهور ، ... ، خلاصه فقط سر من بی کلاه مانده که برای جاسوسی به نفع اسراییل انتخاب نشده ام !
. تعدادی از روزنامه نگاران ورزشی بازداشت شدند.
در
های و هوی برگزاری دربی پایتخت ، شایعه دخالت سیاستمداران برای تساوی این
بازی به گوش می رسید . امروز اعلام شد چندین روزنامه نگار ورزشی بدلیل
دلال بازی و دریافت پورسانت بابت انتقال بازیکنان و گرایش خبری ، بازداشت
شدند.( الله اعلم )!
در مملکتی که که همه چیزش انحصاری ست و قانون نسبت
به شخصیت حقیقی افراد تفسیر میشود ، به فرض صحت خبر ، منطقی ست اگر ورود
غیر را به حوزه دلال بازی ممنوع بدانند.
2. خودسوزی یک جانباز در مقابل بنیاد شهید .
خودسوزی
دردناکترین نوع خودکشی ست و تنها هنگامی روی میدهد که فرد از فرط استیصال
راه دیگری برای اعتراض و نجات از شرایط سخت نداشته باشد.
این دومین خودسوزی در چند روز اخیر است .
گویا مردم نجیب ایران درد سوختن را به درد تحمل شرایط نابرابر ترجیح میدهند.
مسئولین عزیز !
مبارکتان باد که در توسعه عدالت بین مردم به نحو احسن رفتار کردید و در این میان فرقی بین جانباز و غیر جانباز قایل نشدید.
از قدیم گفته اند : ظلم بالسویه ، عدل است !
3. دو فعال زن ( در سنندج ) شلاق خوردند .
محکومیت به مجازاتهای قرون بربریت فقط و فقط نشان از عزم جزم دولتمردان ایرانی برای مقابله با فعالان زن دارد .
یعنی فقط به صدور حکم زندان راضی نیستند و به هر نوعی تلاش می کنند تا شخصیت و شان انسانی این عزیزان را تخریب نمایند .
زمانی
شلاق و سیلی توهین بود که حاکم و مجری در هزاره گذشته ، راهی برای تادیب
نمی یافتند اما امروز ، از چنین حاکمی و چنین مجریانی ، هرچه توهین شدیدتر
باشد ، متهم نزد ملت عزیزترمی شود .
تا کی رسد زمانی که سیلی سخت ملت گوش آقایان لجام گسیخته را بنوازد .
4. سال آینده دولت بیست هزار میلیارد تومان کسری بودجه خواد داشت .
کاش
دولت آقای احمدی نژاد ، کمیسیونی را تشکیل میداد تا شاید بتوانند تعداد
صفرهای این رقم را بشمارند و برای رییس جمهور توضیح دهند !
احتمالا احمدی نژاد افزایش تعداد صفرهای کسیری بودجه را نیز نشان پیشرفت و البته جهش بلند و پرشتاب اقتصادی حکومت اسلامی میداند .
5. احمدی نژاد : دارایی من عشق مردم عزیز است .
جناب رییس جمهور : فعلا این دارایی مبلغ 200000000000 ریال کسری دارد ( با توجه به مورد قبلی ).
البته
اضافه کنید : بدن سوخته ( جزغاله ) دو ایرانی ( یکی در مقابل مسجد شورای
اسلامی و دیگری در برابر بنیاد شهید ) , تعداد بی شماری کالای قاچاق بنام
دختران ایرانی که به کشورهای خلیج ، پاکستان ، افغانستان و هند صادر شده
اند ، نوزادانی که نیامده رفته اند ( بدلیل کمبود دارو و گرانی مخارج
بیمارستان ) و ....
اگر این عشق است ، نفرت چیست ؟!
