تبليغاتX
تقویم تبعید Image and video hosting by TinyPic

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

استقلال تهران در روزی که می توانست برنده بی چون و چرای دربی پایتخت باشد ، با اشتباه قلعه نویی ، پیروزی را از دست داد.
تعویض اکبرپور و به زمین آوردن علیزاده در دقایق پایانی ، اشتباه مکرری ست که گویی مربی مغرور استقلال نمی خواهد باور کند دستش از این سوراخ بارها گزیده شده.
خطای هندی که علیزاده مرتکب شد ، تنها در بازی تفریحی " دست رشته " در پارکها اتفاق می افتد آنهم زمانی که جمعی از دوستان و آشنایان بخواهند اوقات فراغت خود را با شادی و " سربسر گذاشتن رقیب ! " پر کنند .
هنوز ضربه سر علیزاده ( در بازی سپاهان ) را فراموش نکرده ایم که در نهایت شکست آبی پوشان محبوب پایتخت را رقم زد .
در همان بازی ، در صحنه ای علیزاده بدون اینکه از طرف بازیکنی تحت فشار قرار گرفته باشد ، عرض زمین را با توپ طی کرد تا نهایتا خود و توپ از زمین خارج شدند !
این اشتباهات فاحش مسلما تعمدی نیست و نشان از آن دارد که بازیکن مورد علاقه قلعه نویی ، مرد لحظه های حساس و دقایق پرفشار بازی های بزرگ نیست .

استفاده از دست در دقایق تلف شده ( در بازی با پیروزی ) عکس العمی بود ناخواسته و غیرقابل کنترل از بازیکنی که تحمل فشار جو حاکم در بازیهای بزرگ را ندارد.
قلعه نویی برای چندمین بار گزیده شد و افسوس که با توجه به روحیه ویژه وی نمی توان امید داشت تا از این تجارب آشکار برای بازیهای آتی بهره ای برد.
فرار نیکبخت از استقلال ، مهاجرت سامره به کشورهای عربی ، از دست دادن عنایتی ، جذب بازیکنانی که تنها خاصیتشان ، پرکردن لیست بازیکنان است و اصرار به ندیده گرفتن نظرات کارشناسان فوتبال ایران ( نظیر محصص ) قابلیت های فراوان این مربی جوان و جسور را زیر سوال می برد .
اینبار هم استقلال در روزی که می توانست درس عبرتی فراموش نشدنی به قرمزپوشان تهران دهد ، قربانی تفکرات نسنجیده کادر فنی خود شد .
و باز باید نگاهمان به تقویم خشک گردد تا روزی دیگر فرصتی دیگر مهیا شود.

پرسپولیس جست و جان سالم بدر برد . جشن هواداران این تیم پس از ( هر دو ) بازی ( رفت و برگشت ) حکایت تلخی ست برای آنانکه زمانی قرمزپوشان را مقتدر می دیدند و اندوه آبی دوستان نشان از بزرگی تیم همیشه محبوب استقلال دارد .
توقعی که بی جهت بدست نیامده . تفاضل گل استقلال به اندازه مجموع تفاضل گل چهار تیم بعدی ست ( +34 ) .
فاصله 9 امتیازی دو تیم اجازه نمی دهد هواداران پرسپولیس خواب قهرمانی را ببینند .
اختلاف گلهای زده استقلال با رقیب سنتی ( پرسپولیس ) تقریبا به اندازه انگشتان دستها و پاهای مربی قرمزپوشان می باشد .
استقلال بهترین خط دفاعی لیگ برتر را بخود اختصاص داده ( 27 گل خورده ) ، در صورتی که دروازه پرسپولیس تا بدینجا 33 بار به مهاجمان حریف خوش آمد گفته ( شاید در این زمینه باید کسی به عابدزاده یادآوری کند که پیش از شروع بازیها چه قولهایی مبنی بر بسته بودن قفل دروازه داده بود ) .
اشغال رده سوم جدول بیش از آنکه نتیجه توانایی قرمزپوشان پایتخت باشد ، حاکی از ضعف سپاهان ، صبا و پیکان ست .

حیف شد ، نباختند تا تساوی را چون پیروزی عزیز شمارند !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 2:31  توسط فرهاد حیرانی  | 

رییس جمهور خالی بند ایران در 22 بهمن آماری از پیشرفتهای ایران ارائه داد که گویی تنها کاربرد انتخاباتی دارد.
احمدی نژاد ادعا کرد : امروز بیش از 86 درصد مردم باسوادند.
خبرگزاری آفتاب از قول رییس مرکز آمار ایران آورده : در سال 1385 آمار جمعیت باسواد کشور 61 درصد است !
احتمالا در دو سال اخیر یا تعداد بی شماری از بی سوادان به ملکوت اعلی اعزام شده اند و یا طبق عادت ، رییس جمهور بی خبر ، نام آنها را پاک نموده (بلایی که قرار است سر اسراییل بیاورد ) .

احمدی نژاد در بخشی دیگر از سخنرانی خود اعلام نمود : قبل از انقلاب اكثر بیماران برای مداوا به خارج از كشور اعزام می شدند .
و البته اشاره ای نداشت که امروز ، افراد سالم از کشور خارج می شوند و البته میلی به بازگشت هم ندارند!

رئیس جمهور افزایش انتشار مقالات علمی در مجلات معتبر بین المللی را از دیگر پیشرفت های كشور خواند .
کاش ایشان تعدادی از این مقاله ها را نام می برد تا نگویند منظور ایشان مقالات منتسب به " کردان " ، " زاهدی ، وزیر علوم" و خانم " معصومه ابتکار " است .

همچنین رییس جمهور به تعداد دانشجویان در قبل و بعد از انقلاب اشاره نمود و مقایسه آمارها را نشانه پیشرفت علمی حکومت اسلامی دانست .
لازم به ذکر است پیش از انقلاب دانشجویان بصورت رایگان تحصیل میکردند و امروز شمار کثیری از دانشجویان بایستی شهریه های سنگین را به دانشگاه آزاد پرداخت کنند .

وی از توجه ویژه دولت خود به حفظ آثار باستانی بعنوان خدمتی بزرگ به ایران نام برد و صد البته اصلا اشاره ای به سد سیوند و نابودی تنگه بلاغی ننمود .

رییس جمهورضمن ارائه آمار افزایش بی سابقه ساخت سد ، نیروگاه برق و خدمات برق رسانی ، حکومت اسلامی و بویژه دولت خود را مجری طرح ها مذکور نامید .
کاش این بزرگوار که گویا " مهندس است و مسایل را تحلیل میکند " ، دلایل قطع 12 ساعته آب و برق ( تابستانی ) پایتخت را عنوان می نمود .

احمدی نژاد با اطمینان اعلام نمود ایران ابرقدرت واقعی جهان است .
اصولا ادبیات احمدی نژادی سبک خاصی از خالی بندی ست که 3 سال گذشته وارد ادبیات سیاسی جهان شده.
لطفا لبخند بزنید و جدی نگیرید ، رییس جمهور ایران با شما سخن می گوید !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 3:1  توسط فرهاد حیرانی  | 

قصاص یعنی هم رتبه شدن مجرم و مجری !
قصاص یعنی ارتکاب جرم بدست قانون.
قصاص یعنی قانون تنبانی (1) تنبیه بجای تنبه .
قصاص یعنی جبران بی کفایتی قانونگذار و مجری با اعمال خشونت و فراموشی اصل انسانی : تناسب مجازات با جرم .
قصاص یعنی ...

چشم برای چشم، سکوت برای چه

دو پدر با یک درد ولی با دو واکنش متفاوت

قصاص یعنی دو تا چشم کور دیگر

حکم قصاص جوان اسید پاش تایید شد

چشم در مقابل چشم روش آدمیزاد نیست

حکم قصاص چشم در مقابل چشم

چشم در مقابل چشم به کجا ختم می شود؟

چشم در مقابل چشم جنایت است یا عدالت؟

نمایشنامه چشم در برابر چشم

آواز دهل شنیدن از دور خوش است .
--------------------
(1) : برای قوانینی اینچنینی که در ایران اجرا می شود ، آیا کلمه ای مناسب تر از بند تنبانی می توان یافت ؟

پ .ن .
مهمترین نکته در بررسی قوانین جزایی هر کشور ، مطمئنا میزان رشد فرهنگی ، رفاه اقتصادی و امنیت اجتماعی و فردی ( حفاظت از شان انسانی ) ست که می بایست لحاظ شود .
هیچ عقل خردورزی از وقوع جرم حمایت نمی کند اما نادیده گرفتن تناسب مجازات و جرم نشانه از بی مسئولیتی قانونگذار و بی کفایتی مجریان امر دارد . اگر رفاه اقتصادی و رشد فرهنگی در حدی مطلوب باشد ، بسیاری از جرایم واقع نخواهند شد ، اما برخورد خشونت آمیز ، بدون درنظر گرفتن شرایط جامعه ، تنها سرپوشی ست بر بی عدالتی ها و جبران بی کفایتی مسئولین .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:44  توسط فرهاد حیرانی  | 

شنوندگان عزیز، ببخشید ، خوانندگان عزیز
توجه ، توجه
طبق آخرین خبر ، اسراییل از روی زمین محو شد !
دلاور زنان خطه مازندران با شلیک 650 موشک به سوی اسراییل ، احتمالا این کشور را از روی زمین محو کرده اند .
مقام معظم رهبری در پیامی این پیروزی بزرگ را که حتی بزرگتر از پیروزی قبلی ست ( شکست نیروی هوایی امریکا توسط نیروی هوایی ایران در مانوور عملیات فرضی حمله به ایران ) به آحاد ملت تبریک گفت.
در همین راستا ، صنف کاغذ فروشان از این عملیات مبتکرانه استقبال نمودند و اعلام داشتند چنانچه امریکا را هم به این طریق نابود کنیم ، در آینده ای نزدیک ، کشور با بحران کاغذ مواجه خواهد شد .
عکس اختصاصی سایت " دریا نیوز " از عملیات سلحشورانه بانوان مازندرانی علیه اسراییل را مشاهده فرمایید .


برای خواندن خبر ( شليك 650 موشك از مازندران به اسرائيل! ) به اینجا مراجعه فرمایید !


پ .ن .
سیایت هر کشور یعنی حیثیت و آبروی ملت آن و سیاست هر مملکت باید حافظ منافع مردمش باشد ، وقتی بناست قطعنامه دان سازمان ملل پاره شود ، هنگامی که دیپلماسی لنگه کفش سیاست خارجی کشور میگردد ، وقتی ایران را با شعارهای توخالی و گرمابه ای ، در وضعیت بحران و جنگ قرار می دهند ، باید هم امثال کردان ها دولتمرد جمهوری اسلامی شوند .
باید که مردم هم در این ( بچه ) بازیها شرکت کنند تا در مسابقه مضحکه از مسئولین مسخره عقب نیفتند .

کار از طنز گذشته ، باید فکری به حال درمان مسئولین کرد که گویا بیماری آنها به تعدادی از هموطنان نیز سرایت کرده !


+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:18  توسط فرهاد حیرانی  | 


وقتی سن آدم از مرزی عبور می کنه ، دوران شنیدن اخبار ناگوار و تلخ شروع میشه .
اگر در روزگار جوانی ، خبرهای دوستان حاکی از سرور و جشن بود ( عروسی و تولد نوزاد و موفقیت و پیشرفت در کار ) ، در عبور از مرز میانسالی خبرها بیشتر نشان از بیماری و فوت دوستان دارد .
امروز هم یکی از همان روزهاست ، بویژه آنکه در ماتم سرای غربت ، آدم دوستان زیادی نداره ، یارانش کم تعداد هستند و هر ضایعه ای که وارد بشه ، خسارتش خیلی بیشتر از موقعی ست که در وطن و جمع خیل عزیزان باشه .
با رامین مولایی در انجمن وبلاگنویسان ایران ( پنلاگ ) آشنا شدم ، قلم تیز و نقد صریحش که با طنز خاصی همراه بود مسئولین پنلاگ را هدف قرار داده و بصراحت از ناکارآمدی آنها انتقاد میکرد .
همیشه فکر میکردم جوانی ست پر شور که نشاط از تک تک کلماتش بر می خواست . گویی شور مبارزه با ظلم و استبداد ، خون جوانی در رگ قلمش جاری می ساخت .
کمی بعد و بواسطه مسئله ای تماس تلفنی با هم برقرار کردیم و ارتباط نزدیکتر شد ، برایم جالب بود که گاه تلفن میزد و حال مادرم را می پرسید . میگفت میدانم چقدر سخته غم درد مادر و ... .
بواقع هرچه قلمش تیز بود ، صدایش گرم و آرامبخش .
بیمار بود اما نه تا آنحد که مانع از فعالیتش شود ، شمار وبلاگهایش بیش از آنی ست که در اینجا بتوان نام برد ، و اصلا اصراری بر نوشته های خود و درج نامش نداشت که بسیاری از وبلاگهایش ، به انعکاس مطالب دیگران می پرداخت تا بشیتر خوانده شوند .
آنچه برایش مهم بود فعالیت و مبارزه بر علیه ظلم رژیم بود .
میگفت این منتقدان نمی فهمند که تا وقتی حکومت برقراره ، انتقادشان باد هواست . تا وقتی ولی فقیه بر سرکاره، اینها فقط نق میزنند و نتیجه ای نمی گیرند ، باید تیشه بر ریشه زد ، باید با اساس نظام مقابله کرد.
اما این همه ، همه ی او نبود ، رامین از خبرگان فیلمبرداری بود ، متخصصی که تخصصش مورد تائید آلمانی ها بود ، آلمانی هایی که مشهورند به سخت گیری و قریب نوازی و غریب گریزی .

رامین هم رفت . هرچند دیگر درمیان ما نیست اما مطمئنا همیشه در کنار ما خواهد ماند .
باور نمی کنم کسیکه برای آزادی وطن سر از پا نمی شناخت و کار فرهنگی ( دراز مدت ) را بر خشونت ترجیح می داد ، بتواند از جمع دوستانش و از همراهی آنها تا رسیدن به هدف ، کناره گیرد .

در این ماتم سرایی که تعداد دوستان یکرنگ و بی ریا زیاد نیست ، مرگ هر رفیق ، بمثابه کنده شدن پاره ای از وجود انسان است ، آنچنانکه جایگزینی برای آن نمی توان یافت .
به حرمت همین دوستان ، باید این تن خسته را به مقصد رساند ، هرچند که در ادامه راه باز هم تکه ای جدا شود و دوستی از قافله بازماند اما چه باک که نهایتا کسی به مقصد خواهد رسید ،هرچند تنها ، اما به مقصد خواهد رسید : تا او کدامیک از ما باشیم که غزل پیروزی را بیاد یاران بسراییم ؟

--------------------------
نوشته ها و دیدگاهش را در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا می توانید بیابید .
و در بسیاری دیگر ، هرجا که نشانی از مبارزه علیه استبداد است .
* . عکس را از " ایران سبز " وام گرفته ام .
و آخرین مطلبی که رامین مولائی پیش از مرگش در سایت قرار داد:
"هنوز چراغ ها را درست و حسابی روشن نکردیم، اما ترمز دستی را خواباندیم !
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 3:11  توسط فرهاد حیرانی  | 

ایران ورزشی :
باشگاه  فرهنگى  ورزشى  استقلال  ديروز با انتشار بيانيه اى خروج نام گروهك منافقين از فهرست گروه هاى تروريستى را محكوم كرد.

اعتراض به خروج نام مجاهدین از فهریست گروههای تروریستی ، مطابق با فعالیتهای فرهنگی شماست یا ورزشی ؟
کافیه خبر به فیفا برسه تا بدلیل دخالت تیم فوتبال استقلال در سیاست ، آنها را از مسابقات باشگاه های آسیا محروم کنه !
عجب مملکت شیر تو شیریه ! آقایان در همه امور دخالت می کنند الا در زمینه مورد تعهد و مسئولیتشان .

-------------------

اینجانب فرهاد حیرانی ، ( خوشبختانه ) پسر بابام ،  هرگونه تماس ، رابطه و یا حتی تمایل شخصی خود را نسبت به  " سازمان مجاهدین خلق " و سازمانهای تابعه مثل شورای مقاومت (کجاست؟) انکار میکنم .
از دید من این سازمان نمونه ای دیگر از رابطه ولایتی ست که اعضا و یا هواداران باید چشم بسته نظرات شخص اول سازمان را اطاعت کنند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:27  توسط فرهاد حیرانی  | 

گویا در حکومت ولایت فقیه ، نوجوانان ( یعنی رده سنی ده تا دوازده سال ! ) به خود اجازه دادند تا معصیتی کبیره انجام دهند : باز ی فوتبال !
تیم نوجوانان دختر و پسر استقلال ، در زمانی کاملا محدود ( گویا نیم ساعت ) با هم مسابقه فوتبال برگزار می کنند . عرش کبریایی به لرزه می آید و عزراییل خنجر خود به مسئولین می سپاردتا دمار از روزگار ورزشکاران درآورد .
محرومیتها و مجازاتهای مالی سنگین ، ذهن آشفته مسئولین را آرام نمی سازد ، پس طبق روال همیشگی ، پاک کردن صورت مسئله (مسئله ! ) را چاره رسوایی میدانند : تیم فوتبال نوجوانان دختر استقلال منحل شد!
مبارک است بر حکومتی که حتی نوجوانان دخترش باید بیاموزند مواجهه و مبارزه با پسرها گناهی ست نابخشودنی .
شکوه از ذهن علیل دولتمردان ایران به کجا برد ؟

خبرورزشی: نمایندگان مجلس ( بخوانید مسجد ) شورای اسلامی پس از 3تا4 ساعت صحبت ( بخوانید بازجویی) با مسئولین باشگاه استقلال ، محرومیتها تعیین شده را کافی ندانسته و عنوان نمودند در روزهای آتی موضوع را پیگیری و نتیجه را اعلام می کنند .
آقای اوباما ، لطفا صبر کنید ، فعلا موضع مهمتری در دستور کار مجلس ( مسجد ) شورای اسلامی ایران مطرح است !

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:56  توسط فرهاد حیرانی  | 

اعتراف مسئولین رژیم : شکست طرح امنیت اجتماعی !

" در آخرين ماه هاي باقي مانده تا انتخابات رياست جمهوري، و با افزايش نگراني حاميان دولت از ناضايتي راي ‏دهندگان، راستگرايان در يک عقب نشيني انتخاباتي از شکست طرح امنيت اجتماعي سخن گفته و به نقض گسترده ‏حقوق شهروندي در جريان آن اعتراف مي کنند. طرح امنيت اجتماعي و برخورد با بدحجابي در 2 سال گذشته ‏منجر به بازداشت هزاران نفر، اعدام ده ها نفر، تذکر به ميليون ها نفر از زنان و جوانان، و پلمب هزاران محل ‏کسب و کار و شرکت خصوصي شده است.‏" (روز آنلاین )

اکنون حکومت ایران میبایست پاسخگوی سوالات بسیاری باشد ، از قبیل :
1. قاعدتا پس از شکست طرح ها ، مسئولین ذیربط باید پاسخگو باشند . کمترین توقع ، استعفای آنها (بدلیل عدم شناخت ، هدر دادن سرمایه ، وقت و ناراضی نمودن مردم ) ست .
2. چگونه است که در اجرای هر طرح و سیاستی ( در ایران ) بر نقش مبتکرانه رهبری تاکید میشود اما در زمان شکست طرح ها ، مسئولین مجری مورد خطاب ( و نه انتقاد ! ) قرار میگیرند . (البته اگر بگیرند !)
3. بنا بر گفته مسئولینی که در زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی از آن پشتیبانی میکردند ، اکثریت قریب به اتفاق خاطیان ، از نسل جوان و نوجوان کشور بودند که به اتهام اخلال در امنیت اجتماعی دستگیر شدند ، این مسئولین حتی از فریب این عده توسط دولتهای خارجی خبر میدادند.
چگونه است که دولتها خارجی از دور می توانند جوانان و نوجوانان وطن را جذب کنند اما دولت جمهوری اسلامی با دراختیار داشتن رسانه های جمعی و دستگاههای عریض و طویل تبلیغاتی ، از جذب نسل آینده ساز ایران ناتوان بوده ، و یا بعبارتی ، نسلی دین گریز را در دامان خود پرورش داده .
و جالب تر آنکه ، مسئولین دولتی ادعا نموده بودند این عده با بدحجابی ، گوش دادن به موزیک غربی ، نوع آرایش مو و لباس ، اساس حکومت جمهورس اسلامی را خدشه دار نموده بودند .
اعدام بدون کیفر خواست بمعنی غیرقابل تحمل بودن بازداشت شدگان ست .
حکومتی که بنیادش با مویی و ابرویی برهم ریزد ، باید هم حکومت نظامی اما بنام امنیت اجتماعی ، بر شهرها برقرار کند .
4. همیشه در زمان انتخابات ، برخی نارسایی ها و کمبودها ، موقتا برطرف می شود تا مردم با خیالی آسوده در همه پرسی ها شرکت کنند و پس از آن ، روز از نو و روزی از نو !
هنوز یادمان نرفته احمدی نژاد چند روز قبل ازانتصاب به مقام ریاست جمهوری از اختیار جوانان بر انتخاب مدل مو و لباسشان سخن میگفت و چند روز پس از دستیابی به مقام ریاست جمهوری ، همان ها را مخل امنیت حکومت نامید .
آزموده را آزمودن خطاست ، مردم در رنج و مظلوم ایران نباید به هیچکس اعتماد کنند ، آنکه فرمان به اجرای طرحی میدهد ، از دسترسی بدور است و این مهره ها نقشی چون خاتمی را بازی خواهند کرد . خاتمی با در اختیار داشتن مجلس ( زمان خود ) چه گلی بر سر مردم زد؟ کاش پاسخ را از دانشجویان می شنیدیم.

اعتراف به شکست طرح امنیت اجتماعی ، اعتراف به ناتوانی حکومت از ارائه برنامه های مدون اجتماعی ست .
مسئولین همیشه پس از اجرای طرح ها آنچنان انتقاد میکنند که گویی مبتکر و مجری آن دولتهای خصم غربی بوده اند!
این نوبت هم گویی آش آنقدر شور شده که صدای آشپز را هم درآورده .
"طرح مقدسی " که گویا باید برای زمانی موقت ، به زباله دانی فرستاده شود . امید است این زباله را بار دیگر از سطل ذهنی خود بیرون نیاورند .

تاکید بر این نکته ضروری ست : حکومت همیشه بوقت نیاز به حضور مردم ، موقتا و در حد توان ، دولت به ، به ، چه نیکویی میشود .باید به آنها ثابت کرد، خیر اخوی ! خودتی !
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:55  توسط فرهاد حیرانی  | 

خانم مینو صابری عزیز پیشنهاد نموده برای توجه به حقوق حیوانات مطلبی بنویسیم . انجام خواست این دوست نادیده اما عزیز را بر خودلازم میدانم . امید آنکه دوستان دیگر هم به این مطلب بپردازند .
خداباوری برای بعضی افراد بهانه ای ست تا خود را خدا فرض کنند و مطلق پندارند .
آموزه های دینی متاسفانه آغشته به خرافاتی ست که گویا واقعا آفریدگار تمامی کهکشانها را برای موجودی نحیف اما پرآزار بنام نامی " انسان " آفریده و این مخلوق خالق فریب ، محق ست بر انجام هرآنچه صحیح فرض می نماید .
این پندار غلط تا حدی بر اعمال افراد غالب گشته که هرکس در حیطه قدرت خود ، مالکیتی تمام عیار برای خود در نظر میگیرد ،" انگار نه انگار که نگاری " داشته و شرکایی در این جهان هستی بوده و هستند ، هرچه می بیند و هرچه هست، ابزاری ست برای رسیدن به هدفی که شاید تنها از دید او مشروعیت داشته باشد .

نگاه این نوبت به موجوداتی ست که اگرچه در شکل گیری حیات بر کره زمین سهمی غیر قابل انکار ( و حتی نقشی بنیادین ) داشته اند اما امروز از سوی اکثریتی خودخواه و خودمحور از آنچه از آن آنهاست محروم می مانند : " حیوانات " .
در آموزش غلطی که بواسطه انسان محوری و در شکل نهایی مردسالاری به کودکان داده می شود ، حقی از حیات برای حیوانات در نظر گرفته نمی شود.
هرجا پرنده ای ست ، سنگی می باید و هرجا چهارپایی ست ، شلاقی !
در ایران امروز، متاسفانه طرح ستیز دائمی با غیر خودی ها بسترش را نه فقط از دگر اندیشان که حتی از موجوداتی که آزاری غیر از " تحمل حضور ما" را ندارند (!) می بایست پاک شود .
باید باور کنیم سند کره خاکی را بنام ما نزده اند و بایستی بپذیریم بسیار حقیرتر از آنی هستیم که اعتقاد داشته باشیم کهکشانهایی که از ثبت آمارش عاجزیم ، تنها برای من و ما خلق شده .
کره زمین متعلق به همه " مایی " ست که بر آن زندگی می کنیم ، اعم از انسانها و گیاهان و حیوانات .
هرچند در جهان آشفته امروز ، شاید نگاه انسانی ( طبیعی ) به حیوانات خشم کسانی را که از جنگ و جنایت خسته شده اند ، برانگیزد اما توجه به این نکته ضروری ست که اگر بنا باشد حق را به عدالت تقسیم کنیم و آزادی و رهایی انسانها را مد نظر داشته باشیم ، چاره ای نیست مگر آنکه حدود و مرزها را به درستی تعیین نماییم .
آزار و قتل حیوانات نشات گرفته از اندیشه افرادی ست که تمامیت خواهی را پیشه نموده اند ، در این رهگذر اگر بر حقی از محقی چشم بپوشیم ، بدعتی خواهد بود تا در مراحل بعدی جهت اثبات حقوق حقه انسانها هم با سپر مطلق پنداری روبرو شویم.
حیوانات دوست داشتنی تر از آنی هستند که کسی از روی فطرت و " وجود " ( ماهیت ) بشر بتواند انکارشان نماید ، مایل به آزارشان از باورهای غیر طبیعی شکل گرفته !
استناد مذهبیون افراطی و دگم اندیشان به طرد حیوانات ، به داستانهایی برمیگردد که تنها موجب تفریح و دستمایه ای برای نشاط جمعی با ذکر دلایل آنهاست !
سگ را نجس می دانند و میمون را پلید چون روزی یزید آن دو را یار خود می پنداشت و جالب آنکه این قرآن باوران ، هیچگاه به متن قرآن رجوع نمی کنند تا دریابند چگونه از اعتقادات خود بدور افتاده اند .
در هیچ آیه ای از قرآن سگ لعن نشده و تنها آیه ای که در مورد سگ نازل شده ، سفارش به نگهداری و تربیت سگ می کند !
این نمونه ای است از هزاران .
و جالب تر آنکه مدعیان قرآن باوری از دستگاه تبلیغاتی خود برای بسط فرهنگ و اندیشه جاهلیت " حیوان ستیزی" استفاده می کنند .
آقای ضرغامی آیا این موجودات هم دگر اندیش هستند ؟ صهیونیستند ؟ شیطانهای کوچک و بزرگند ؟
یعنی قوم و قبیله فکری شما قادر به تحمل هیچکس نیست !

حیوانات را حقی ست غیر قابل انکار . حیات ما و کره زمین ، مدیون حضور همین جانورانی ست که بی دلیل از خود میرانیم و ابلهانه محیط سبزمان را با انکارشان ، تیره میکینم.
------------------------
1. در همین زمینه ، لطفا اینجا را هم بخوانید . دشمنی با حیوانات از رسانه جمعی جمهوری اسلامی !
2. هرچند امروز حال و هوایی دیگر بود و من در فضایی نه چندان گرم و خوش بدنبال خودی بودم که مدتهاست در دسترس نیست ، اما امیدوارم بانوی مهربانی که همیشه دغدغه رفع مشکل و غبارکدورت از دلی را دارد ، از من بپذیرد .
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 17:32  توسط فرهاد حیرانی  |