تبليغاتX
تقویم تبعید Image and video hosting by TinyPic

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

آقای منشه امیر گویا در تفسیر سیاسی هفته خود  در سایت وزارت امور خارجه اسراییل (اینجا هم درج شده ) در پاسخ به مطلب " صد رحمت به تروریستها " به نکاتی اشاره نموده که تصور میکنم بدلیل تعجیل در نوشتار ، کمی از جاده انصاف دور شده باشند.
البته ایشان به نام من یا وبلاگ اشاره ای ننموده اما آنچه باعث شد تا (حد اقل قسمتی ) از مقاله این بزرگوار را پاسخ به مطلب مورد اشاره در وبلاگم فرض کنم ، عباراتی ست که مستقیما از مطلب " صد رحمت به تروریستها " انتخاب شده ، بعنوان نمونه :
"یک «روشنفکر ایرانی» در نوشتار خود، پس از آن که با ارائه آمار دروغین و استدلال های جعلی، اسرائیل را مسؤول خون ریزی در منطقه و جان باختن زن و کودک فلسطینی معرفی می کند، در پایان می نویسد: اسرائیل، سپاسگزارم که به من کمک کردی از تو متنفرشوم! "
" آن فرد دروغگو که ادعا می کند در آن هشت سال تنها دو اسرائیلی کشته شده اند، برای اثبات این سخن نادرست، به دروغ دیگری متوسل می شود و این آمار جعلی را از قول جیمی کارتر نقل می کند."
"آن یک، گستاخی را به آنجا می رساند که تلفات در غزه را با هولوکاست برابر می داند و به بهانه دلسوزی نسبت به جان انسانها، فریاد اعتراض برمی آورد."

من منشه امیر عزیز را درک می کنم ، متاسفانه این بزرگوار گویی خود را مسئول و متعهد میداند تا در قبال هراقدان دولت اسراییل ، از این حکومت پشتیبانی کند ، در حالی که می توانست گاهی اوقات ، بعضی امور را نیز از دید تحلیل منطقی ، به نقد کشاند ، همان کاری که روزنامه اسراییلی هاآرتص انجام داد و مطمئنا نه تنها چیزی از ابهت دولت اسراییل نکاست که بر اعتبار دموکراسی و منطق یهودیان ساکن اسراییل بسیار افزوده ست.
مقاله آقای منشه امیر بسیار متفاوت با آنی ست که من از ایشان در ذهن داشتم ( والبته دارم ) ، فردی بسیار صبور و منطقی .
بهرحال هرچند از دید ایشان دروغگویی هستم که گستاخی را تا بدانجا رسانده ام که برای اثبات خشونت و جنایت دولت اسراییل در غزه ، متوسل به ارائه آمار دروغین شده ام ، اما از نظر من زمینه بحث در این بستر بسیار مناسب و راهگشا خواهد بود بویژه آنکه نظر همه منتقدین جنگ در غزه ، به سوی مردم بی گناه و کودکان است .

ابتدا بایستی نسبت به مواردی که آقای منشه امیر به آنها اشاره نموده ، توضیحی ارائه دهم :
1. آماری که ایشان مدعی شده اند به دروغ به جیمی کارتر نسبت داده ام ، از سایت " رادیو فردا " وام گرفته شده و به صراحت از قول جیمی کارتر عنوان شده که در مدت هفت سال موشک پرانی حماس به اسراییل ، تنها 3 نفر کشته شده اند .
هرچند در هیچ جمله ای در نوشته ام ، به صرف تعداد کم کشته شدگان ، از جنایت حماس و ترور کور آنها نه تنها حمایتی نشده ، که به صراحت ، به دلیل تلاش کور برای قتل انسانهای بی گناه ( در اسراییل ) ، آنها را جنایتکار و تروریست دانسته و میدانم .
2. ایشان آورده اند که تلفات در هولوکاست و غزه را برابر دانسته ام .
امیدوارم این اشتباه از سوی ایشان سهوی باشد ، من آورده ام که اگر اسراییل بدلیل هولوکاست مظلوم بود ، بجهت غزه منفور شده ، که ایشان هم به اعتراض گسترده علیه کشتار در غزه اعتراف نموده اند . بدیهی ست جمعیت ساکن غزه ، حتی با توجه به تراکم بالای آنجا ، هرگز به تعداد یهودیان قربانی در هولوکاست نیست ، چه رسد به کشته شدگان آنها در جنگ غزه .
انتقاد من متوجه قتل مردم و بخصوص کودکان بی دفاع ساکن غزه بوده و از این بایت ( حمایت از مردم بی گناه ، بویژه زنان و کودکان ) بر خود می بالم و هراسی نیست اگر مرا دروغگو و چپ گرا بخوانند و یا هر برچسب ناچسب دیگری را حواله ام دهند .
3. در مورد جمله " اسراییل عزیز ممنونم که به من کمک کردی از تو متنفر شوم " ، تصور میکنم بهتر است این بزرگوار مطلب را دوباره بخوانند ، هیچ فرد انسان دوستی نمی تواند از قتل و کشتار حمایت کند .
اینکه در مناطق دیگر هم مردم بی گناه به قتل میرسند ، حرفی ست صحیح ، اما آیا به صرف جنایت دولتی و ارتشی علیه کودکان ، آیا این مجوز به دیگران هم داده می شود تا در حوزه تحت کنترل خود چنین کنند و چنان نمایند ، و هرکه بد گفت ، حواله اش دهد که تو قبلا باید به آنها اعتراض می کردی ؟(البته در مورد قتل مردم چچن هم در مطلبی حمایت ایران از دولت روسیه را ناموجه و غیر انسانی توصیف کرده بودم ) .
انتظار از دولت اسراییل که شما بر جنبه های دموکراسی ، مردمی و انسان دوستانه آن تاکید دارید ، بیش از اینهاست .
در فرصتی که به یمن تلویزیون ایرانیان در برلین برایم فراهم آورد ، از نزدیک با شما گفتگویی انجام دادم در آن گفتگو (که نوار آن موجود است ) از شما پرسیدم ، چه میکنند مردم اسراییل در شرایطی که هر آن انتظار دارند بمبی و موشکی منفجر شود.
شما پاسخ دادید مردم اسراییل با این وضعیت نار آمده اند و اصلا ترسی بابت ترورها و انفجار بمب ها احساس نمی کنند و تمامی مردم شهرها با آرامش به زندگی عادی مشغولند .
اما در مقاله خود با تاکید بسیار شرایط تلخی که حماس برای مردم اسراییل بوجود آورده را به نقد کشیده اید.
قطعا هیچکس نمی تواند از برهم زدن امنیت مردم عادی حمایت کند ، در این مورد فرقی بین مردم اسراییل یا فلسطینی های ساکن آن ویا مردم ایران و آلمان و امریکا و .. نیست .
اشاره من به این قسمت از مقاله شما فقط و فقط به جهت آن است که بگویم برادر عزیز ، نباید واقعیت ها را آنگونه که مناسب حال ست و زمان اقتضا میکند ، دگرگون کنیم ، و الا بر هم زدن آرامش خاطر کودک اسراییلی هم همان اندازه مرا آشفته می کند که گریه کودک ایرانی دلم را به درد می آورد ، درست به همان اندازه که دیدن عکس کودکان زخمی و کشته شده در غزه اشک به چشمانم می آورد .
کودکان آسیب پذیر ( با هر ملیتی ) هیچ گناهی ندارند مگر اینکه در کنار یا همسایگی کسانی زندگی می کنند که زندگی را عمومی تلقی نمی کنند .
کاش کودکان را بیش از سیاست دوست می داشتیم ، بیش از مسئولیتها و تعهدات خود و حتی بیش از خود .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 4:1  توسط فرهاد حیرانی  | 

استقلال تهران امروز تیم برق شیراز را با نتیجه خیره کننده 4-1 شکست داد ، آنهم در شیراز ، اما من از برد استقلال ترسیدم !
متاسفانه ورزشی نویسان ایرانی بیش از کیفیت بازی به نتیجه آن اهمیت می دهند . استقلال هرچند بازی امروز را با برتری مطلوبی پشت سر گذاشت اما دفاع باز و ناهماهنگ این تیم که فرصت های بسیاری برای مهاجمین ناشی برق شیراز فراهم آورد ، مطمئنا در بازیهای آینده شکننده نشان خواهد داد.
کاش فوتبال نویسان ایرانی یکبار دیگر بازی امروز این دو تیم را تماشا کنند و موقعیتهای فراوان تک به تک (و گاه دو به هیچ ! )مهاجمین شیرازی را بشمار آورند ( که چگونه دو مهاجم برق با هم درگیر می شدند تا یکی نقش مدافع آبی پوشان را بازی کرده و دیگری را از به ثمر رساندن گل محروم نماید) .
و یا تعداد سانترهایی که روی دروازه استقلال فرستاده شده را محاسبه نمایند ، سانترهایی که مدافعین تماشاگر بودند تا ضربات مبتدیانه مهاجمان برق توپ را بجای دروازه ، راهی خط طولی زمین کند.
چشم بر واقعیتها نباید بست .
استقلال سالهاست روی توپ هایی که از کناره فرستاده می شود ، مشکل دارد تا جایی که حتی مهاجمین کوتاه قد و بازیکنانی که روی ضربات سر تبحری ندارند ، هم توپها را قبل از مدافعان بلند قامت استقلال به گل تبدیل کرده اند.
ضعف دیگر بازیکنان خط دفاع استقلال کندی و دریبل خوری آنهاست ، همچنین عدم پوشش مناسب ، زمانی که بازیکنان حریف در مقابل منطقه جریمه توپ را بین خود رد و بدل می کنند تا از فضای خالی بین مدافعین بهره برند.
بازی بعدی استقلال با صبای قم است ، تیمی که مربی کاردان و زیرکی چون فیروز کریمی رهبری آنرا بعهده دارد.
این چند خط را نوشتم تا هواداران آبی پوشان همیشه محبوب پایتخت ، انتظار نداشته باشند در بازیهای آتی هم مهاجمان تیم های مقابل ، دست رد به " بفرمای " ( به قول قلعه نویی ) ساختار دفاعی تیم بزنند .
استقلالی که همیشه برای من محبوب و قهرمان بوده و هست ، تنها بهانه ای ست که مرا با تلویزیون ایران آشتی میدهد .
اینجا وقتی در بیمارستان بستری بودم و پرستار مهربان ! خونم را در شیشه میکرد ، با تعجب به او گفتم :
من همیشه فکر میکردم خونم آبی ست ، حتما آبی بوده اما به محض خروج از رگ این رنگ زشت را بخود گرفته .
پرستار آلمانی از همه جا بی خبر گفت : خیر ، خون همه ما قرمز است.
گفتم نخیر ، خون میلیونها نفر در ایران آبی ست ، باور ندارید یکبار بازی فوتبال استقلال را ببینید !
هرچند با کلنجار بسیار ( بدلیل ضعفم در زبان آلمانی ) توانستم منظورم را برسانم ، اما خوشحال شدم که یکنفر دیگر هم فهمید که من استقلالیم ، هیچ آدم منطقی و با وجدانی ، عشق خود را پنهان نمی کند !
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 0:24  توسط فرهاد حیرانی  | 

جیمی کارتر : میزان تلفات ناشی از حملات حماس به شهراهای جنوبی اسراییل در طی 7 سال ، فقط 3 نفر بوده !
-----------------
از دید من ، حماس یعنی ترور و قتل انسانهای بی گناه .
حماس جنایتکاره ، تروریسته بدلیل اینکه به سمت اسراییل موشک پرتاب میکند آنهم بدون در نظر گرفتن هدفی معین !
یعنی فرقی نمیکنه نظامی کشته بشه یا مردم عادی ، مسئولین دولت مورد اصابت قرار بگیرند یا کودکان خردسال ، به همین دلیل ساده ، حماس را گروهی تروریستی و جنایتکار می نامند.
اما اسراییل را چه باید نامید ؟
وقتی ترور کور ، یعنی ارسال بی هدف موشکهایی که در طی هفت سال ( تا پیش از جنگ غزه ) فقط 3 نفر را کشته بود ، چنین مکافاتی را برایش در نظر بگیرند ، اسراییل را باید چگونه مجازات کرد ، اسراییلی که با برنامه قبلی و بسیار هدفمند کودکان و زنان بی دفاع را هدف قرار می دهد.
چگونه می توان مردم آسیب دیده را زا دارو ، غذا و حداقل امکانات برای زنده بودن ( و نه زندگی ) محروم کرد و محاصره کرد و کشت .

بنا بر گزارش منابع غربی و رسمی ، بیش از پنجاه درصد کشته شدگان کودک و زنان هستند و از نیم دیگر معلوم نیست چند درصدشان عضو حماس باشند !
وقتی اسراییل زنان و کودکان را به زور در خانه ای سکنی میدهد تا بعد آنرا به توپ و گلوله ببندد و اکثریت آنها را ( 30 نفر) به قتل عمد ! برساند ، چه نامی شایسته آنان است ؟
حماس تروریست است ، قبول اما صدرحمت به تروریستها که حداقل بی هدف و دیمی تیری میزنند ، شما که گویا دنبال نسل کشی هستید و کودک و زن بی دفاع را بیش از مرد مسلح حماس دنبال می کنید !

اسراییل عزیز ،
تو بهترین و عمیق ترین انگیزه و احساسات را نه خردسالان ساکن غزه دادی تا بکوشند در آینده انتقام بگیرند و باز دنیا حتما می پرسد : چگونه کسی حاضر می شود خود و هواپیما را به ساختمانی بزند ، چگونه دینی ست که کسی حاضر است بمب به خود ببندد و خود را به کشتن دهد شاید نفراتی از دشمن را بکشد !
اسراییل عزیز ،
اگر به جهت هولوکاست مظلوم بودی ، الآن بدلیل هولوکاست آفرینی ، منفوری !
اسراییل عزیز ،
ممنونم که به من کمک کردی از تو متنفر شوم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:33  توسط فرهاد حیرانی  | 

جمهوری اسلامی ایران ، حمایت از مردم فلسطین برای بازپسگیری سرزمینهایشان را دستاویزی قرار داده جهت آشوب طلبی در منطقه .
در گفتگویی که با منشه امیر داشتم ، این شخصیت برجسته ایرانی - اسراییلی گفت : بعد از جنگ جهانی دوم ، برای حفظ فرهنگ قوم یهود ، و با توجه به شواهد تاریخی ، بنا شد مردم یهود در این سرزمین سکونت یابند و امروز اسراییل حافظ فرهنگ قوم یهود است .
جالب است که هر دو طرف مخاصمه صحبت از گذسته ها می کنند بدون اینکه توجه نمایند اگر قرار باشد مرزهای جهان امروز به گذشته ، ولو گذشته نه چندان دور بازگردد ، باید شاهد باشیم تا اولا شوروی دوباره قد علم کند و سرزمینهای استقلال یافته مستعمره شوند.
باید مردم کانادا و امریکا را به دریا ریخت وسرخپوستان را ، اگر تعدادی از آنها باقی مانده باشند ، یافت و در آنجا سکنی داد.
باید بحرین به ایران ملحق شود و برای تصاحب جزایر سه گانه دوباره به بحث نشست .
باید و باید هایی دیگر ، ... ، اما در این رهگذر آنچه بدان توجهی نمی شود ، مردم بی گناهی ست که سالها بر این سرزمینها زندگی کرده اند و اکنون به همین سرزمین ها تعلق دارند .
اگر قرار باشد هر دولتی به میل خود بدنبال بازستانی سرزمینی دیگر باشد و مرزها را بدلخواه خود تغییر دهد ، تا ابد شاهد جنگ ونزاع خواهیم بود و قربانیان ، مردم و بویژه کودکان بی دفاعی هستند که اصلا تمایلی برای ورود به این نزاع ندارند .
آیا زمان آن نرسیده که انسانها ، انسانیت خود را ملاک قرار دهند و تلاش کنند تا درکنار هم ، مرزهای امروزی را باور کنند و سلاح به صلاح نزدیک گردانند ؟

دلم خون است از دیدن عکس کودکانی که قربانی زیاده خواهی و توحش سیاستمداران شده اند ، فرقی نمی کند ، ایرانی ، فلسطینی یا اسراییلی .


کودکان ، فرشته اند و همه کس و همه چیز را پاک می بینند .
کودکی که به آسمان خیره شده تا سقوط موشکی بر خانه اش را شاهد باشد ، تصور میکند این موشک ، فرشته ای ست که از آسمان برای بازی و همراهی با او پرواز می کند .
اگر کودکان می دانستند در سنین (به اصطلاح ) بزرگسالی ، تبدیل به کسانی خواهند شد از قماش همین جانورانی که مرگ به انسانها هدیه میکنند ، هرگز دنیای کودکانه و معصوم خود را ترک نمی کردند .
کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:2  توسط فرهاد حیرانی  | 

متاسفانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، تمامی مرزهای ارزش گذاری از بین رفت ، اخلاق دینی آغشته تزویر گشت و به فحشا و اختلاس و فساد کشیده شد.
حکومتی که شعار عدالت جهانی را سر می دهد ، شهروندان خود را از حداقل حقوق انسانی محروم نموده تا ملت ایران از سر سجده در سجاده ، به قیام علیه قیامت تمایل پیدا کند .
این روزها فاجعه انسانی در غزه بیداد می کند اما چگونه می توان یکی از دو طرف را محق دانست وقتی مرزی برای تفکیک باقی نمانده .
قصه اسراییل و فلسطین ، غصه ای ست بر دلهایی که خواهان صلح و عدالتند . کدام حق و کدام باطل را می توان در این سلطه جویی و وام خواهی یافت .
متاسفانه ما در جهان سیاست با دو دنیای کاملا متفاوت رودر روییم ، دنیای حقیقت و دنیای واقعیت .
هرچند هردو عنوان شیرین است اما بستر آنها فاصله ای بعید با هم دارد تا آنجا که نمی توان یکی را در دیگری دخیل دانست یا موثر پنداشت.
در دنیای حقیقت ، اسراییل پس از جنگ جهانی دوم و با فشار دولتهای غالب بوجود آمد تا بنوعی جبران مافات کنند و رضایت قدرتمندان یهودی را جلب نمایند .
در این بستر (حقیقت ) ، فلسطینیان همگام با دول غالب و همراه با یهودیان ، وطن خود را گام به گام تسلیم خواست آنها نمودند ، هرچند از دیدگاه تئوریها و قوانین بین المللی ، غصب سرزمین فلسطینیان ، موجه نبوده و نیست اما قوانین بازیچه دست قانونگذارانی بوده و هست که میبایست مجری آنها باشند .
از جهت حقیقت جویی ، نمی توان حقوق ملت فلسطین را منکر شد ، اما دنیای حقیقت ، دنیایی ست که شخص در خلوت خود می بایست دنبال کند و اجازه ندارد آنرا در منافع ملی خود دخالت دهد.
این امر آنگاه آشکار و عیان میگردد که امروز می بینیم ایران با شعار های مسئولین نابخرد حاکم ، تاوان منافع کسانی را می دهد که هیچگاه برای مردم ایران منفعتی نداشته و هرچه بوده زیان اندر زیان بوده اند.
هنوز غارت یاسر عرفات در اوایل انقلاب را فراموش نکرده ایم که چون پای ایستادگی به میان آمد ، مال ملت ایران را خورد و جانب صدام گرفت !
امروز هم حسن نصراله حقوق به ریال میگیرد و مبلغ منافع عربهاست حتی به قیمت زیر پا گذاشتن منافع ملی ما و انکار حقیقت ، خبرگزاری حزب اله که با پول ایرانی اما مدیریت حزب اله اداره می شود ، خلیج همیشه فارس را با عنوانی عرب پسند عنوان می نماید !
نفع حکومت ایران در حمایت از فلسطینیان و حزب اله ، تنها متشنج نگهداشتن منطقه است برای پیشبرد اهداف خود و الا خود نیز بخوبی واقفند که حتی تامین مخارج فلسطینیان و عربهای لبنانی ، تضمینی بر حمایت آنها نیست .
در دنیای واقعیت ، با جهانی روبرو هستیم که کنش و واکنش ها در آن هویداست و هر عملی تاثیری مستقیم بر منافع ملی ما دارد .
در این دنیا (ی واقعیت ها ) عقل و وجدان حکم می کند مسئولین در درجه نخست ، به منافع ملت خود فکر کنند و هرگز برای خواست دیگران ، کشور و مردم خود را به مخاطره نیندازند .
با توجه به حضور بیش از 250 هزار ایرانی و ایرانی زاده در اسراییل و نیز پیوند های عمیق فرهنگی و تاریخی ، ایران می تواند با جلب حمایت اسراییل ، امنیت خود را در منطقه تامین نماید .
هشدارهای هر ازگاه حکام عرب مبنی بر غاصب و متجاوز بودن پارسیان و میل به کوتاه کردن دست ایرانیان از سرزمینها فارس را باید جدی گرفت . تمایل امروزی کشورهای عربی به نزدیکی با اسراییل ، نه تنها بجهت قبول قدرتمندی این کشور که بدلیل برنامه های آتی آنهاست برای رو در رویی با ایرانی که تنها تر از همیشه ، لقمه ای چرب به شمار می رود .
تاکید من بر وجود دنیای حقیقت و دنیای واقعیت از این جنبه است که ما باید واقعیتها را درک کنیم ، اسراییل مورد حمایت جهان غالب است و تصور خدشه براو وارد کردن ، حتی به ذهن بیمارگونه امثال خامنه ای و احمدی نژاد نیز خطور نمی کند .
آنچه حکومت دینی ایران از شعارهای بی ملاحظه و خصم برانگیز خود در نظر دارد، ابزاری ست برای توجیه سیاستهای سرکوبگرانه داخلی و تشنج آفرینی در منطقه .
پیش از اینها هم بوده اند کسانی که رویای رهبری جهان اسلام را با شعار نابودی اسراییل دنبال کرده اند ، افرادی همچون ناصر و صدام .
اما غزه !
متاسفانه بدلیل تندرویهایی که از هردوسو اعمال میشود ، مرزهای تفکیک محو شده ، امروز چگونه می توان در غزه جانب اسراییل یا فلسطینیان را گرفت ؟
اسراییل آنچنان بی محابا بر زن و کودک فلسطینیان می تازد که حتی دل مردم خود را به درد آورده و فلسطینیانی که دلخوش کرده اند به پرتاب موشکهایی که هنوز شمار قربانیان (بی گناه ) آن از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نکرده !
آیا حماس نمی داند با پرتاب این موشکها و به فرض کشته شدن ده یا بیست غیر نظامی و مردم عادی ( و کودکان ) خدشه ای بر اقتدار اسراییل وارد نمی آید ؟
نیک میداند ، اما دنیای سیاست ، دنیای وحشتناکی ست ، برای آنکه سوار بر موج احساسات مردم شوند ، لازم است تا بنوعی بکشند و (از مردم عادی) کشته دهند !
با تمام هزینه های گزافی که متاسفانه مردم ( و بویژه کودکان ) پرداخت می کنند ، شاید با برچیده شدن بساط حماس از نوار غزه ، ادعاهای مسئولین ایرانی رنگ ببازد ، هرچند این از خدا و خلق خود بی خبران ، پر رو تر از آنی هستند که سیلی خصم را ، نزد ملت ، به نوازش و تسلیم تعبیر نکنند .

کاش اسراییل فقط و فقط این حقیقت را می پذیرفت :
هیچکس تروریست به دنیا نمی آید ، آنکه خود را به برج وباروی دیگران میکوبد تا با فدا کردن جان خود ، خسارتی هرچند ناچیز را به دشمنش وارد کند ، انگیزه ای قوی بر توجیه عملش داشته ، این انگیزه را شما در دوران کودکی به او داده اید .
کودکانی که در غزه و لبنان شاهد جان دادن عزیزانشان هستند ، هیچ نمی جویند مگر فرصتی برای انتقام .
از کودکی که سقف خانه بر سرش می ریزد و ناله مادر را تا لحظه جان دادن می شنود ، چه انتظاری دارید ؟ پایبندی به قوانین بین المللی و تامین آسایش و صلح آنانی که وی قاتلین خانواده خود می پندارد ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 2:24  توسط فرهاد حیرانی  | 

تحصن دانشجویان در فرودگاه مهرآباد برای اعزام به غزه !

خبر جالبی است و جالبتر آنکه این خبر نشان از شعار بی شعور دارد !
کاش می توانستم این سوال را از دانشجویان بسیجی متحصن بپرسم و درخواست کنم یکی از گزینه های زیر را انتخاب نمایند :

سوال یک ( تستی):
با توجه به اینکه حماس فقط موشک به سوی اسراییل پرتاب می کند و اسراییل هم با حملات هوایی ، غزه را بمباران می نماید ، شما دانشجویان، به فرض اعزام به غزه ، چه کاری در آنجا از دستتان ساخته است ؟
الف . بعنوان سوخت موشکهای حماس ، بسوی اسراییل پرتاب شوید
ب. در هنگام شلیک موشکها ، شعار : "تا خون در رگ ماست ، سید علی رهبر ماست " را سر دهید و به محض حملات هواپیماهای اسراییلی اشهد خود را بخوانید .
ج. در غزه بمیرید تا آمار کشته شدگان بیشتر شود ، شاید احساسات جهانی جریحه دار گردد
د . ( با توجه به تجربه شما در ضرب و جرح دانشجویان و اخراج آنها از دانشگاه ها ) در غزه خانه ها را بگردید و مخالفین احمدی نژاد را از غزه اخراج کنید

سوال دو (تشریحی )
شما مثلا دانشجوی این مملکت هستید و طبیعتا باید فردای ایران را بسازید ، با این تفکر و تقید و تحجر ، توقع دارید مردم ایران چه تصویری از آینده وطن در ذهن ترسیم نمایند .
سخن با ادبیات رییس جمهور : آخه مگه جنگ تن به تنه که می خواید برید اونجا ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 1:20  توسط فرهاد حیرانی  | 

محمود احمدی نژاد در پیامی بمناسبت کریسمس گفته :
" اگر عیسى مسیح امروز زنده بود، براى اصلاح نظام اقتصادى و سیاسى جهان مبارزه مى کرد. "
اولا عیسی مسیح اصلا و ابدا اهل مبارزه نبود چه رسد تلاش برای تغییر نظام سیاسی.
مسیح در دورانی زندگی می کرد که رومیان با خشونت تمام جان مال مردم را به یغما می بردند . وقتی از او در رابطه با پرداخت خراج به رومیان سوال کردند گفت : پول رومیان را به رومیان بازگردانید !
به عبارت ساده تر ، باباجان این پولی که از شما بعنوان خراج طلب می کنند را به اینها بدهید و تمام !
در تمام دوران زندگی ، مسیح علاقه ای به سردمداران حکومتی از خود نشان نداد و تنها می گفت عشق بورزید و مالیات دهید ، به من ایمان آورید و وظیفه خود را در قبال اربابان به نحو احسن انجام دهید .
مسیح پدیده ای بود برای اوقات فراغت مردم : در این دنیا رنج کشید و به من و پدرم ایمان آورید ، پس از مرگ نزد من خواهید نشست ، بزک نمیر بهار میاد !
البته مسیح تنها سه سال رسالت خود را دنبال نمود و سپس بالای صلیب رفت و بسوی پدر پرواز کرد .
اگر دوران ابتدایی اسلام را هم مرور کنیم ، می بینیم در سالهای ابتدایی نه حرفی از حکومت بوده و نه خشونت و تنبیه ، فقط عشق و محبت و دوستی ، فقط کمک به فقرا .
دعوت اسلام رویگردانی از بتها بود و تسلیم در برابر خدا ، نه صحبتی از قداست پیامبر به میان آمد و نه کلمه ای از باب قصاص و نه تهدیدی از قتل دگراندیشان .

اما به فرض مسیح به زمین بازگردد؟ چه خواهد کرد اگر او این نوبت در ایران ظهور کند !
مطمئنا اگر مسیح بر همان سیاق رفتار نماید خواهد گفت :
ای مردم با ایمان ایران ، پول ایران را به ملاها بدهید ، مبادا به صرف ظلم آنها بر شما ، آنان را نفرین کنید . هرکه از شما را که کور کردند ، بینایش خواهم کرد . هر نوجوانی که اعدامش کنند ، زنده می کنم ، هر آزادیخواهی که به زندان افتد ، برایش دعا می کنم تا در عرش در کنارم بنشیند ، فقط به من ایمان آورید و بس .

رییس جمهور همیشه از همه جا بی خبر ایران که تمامی روایات و مسایل را از دید خود می بیند و چون مهندس است و مسایل را تحلیل می کند ، همواره برداشت فانتزی خود را بیان می نماید ، از مبارزه مسیح بر علیه نظام اقتصادی و سیاسی جهان سخن گفته ، کاش قبل از نوشتن پیام بمناسبت کریسمس ، توجه میکرد که پیروان عیسی مسیح ، چهره ای دیگر از او در ذهن دارند و سخنان احمدی نژاد تنها باعث خواهد شد تا آنها هم بفهمند که این کوچک مرد در خیالات خود آنچنان غرق شده که امیدی به نجاتش نیست .
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 3:23  توسط فرهاد حیرانی  | 

محمدرضا خاتمی ، در مناظره با روانبخش آب پاکی را روی دست همه آنانی ریخت که با تهییج مردم برای حضور در انتخابات ، تصور میکردند با برگزیده شدن افرادی نظیر خاتمی ، نوری و امثال آنها ، می توانند تغییرات بنیادین در نظام حکومتی ( از قبیل حذف ولایت فقیه ! ) ایجاد نمایند .
محمدرضا خاتمی در این مناظره گفت :

امام اعتقادی به خشونت نداشت، مشی امام اين بود که لازم نيست مخالف را بزنند، بريزند و بشکنند.همچنين ايشان معتقد بودند که نبايد چيزی را بر ملت تحميل کرد و اسلام اجازه ديکتاتوری را نداده است.امام(ره) حتی معتقد بودند کسانی که مخالف اساس نظام جمهوری اسلامی هستند، اجازه اظهارنظر دارند.

آقای خاتمی ، دستور کشتار دهه 60 را چه کسی صادر کرد ؟
قلع و قمع مارکسیست ها به امر که بود ؟
آتش زدن دفاتر روزنامه های منتقد دولت با حمایت چه کسی انجام شد ؟
اعلام ارتداد نهضت آزادی ، پس از انتقاد مسئولین نهضت به لایحه قصاص ، از سوی چه کسی اعلام شد ؟
حذف کلیه احزاب و اشخاص که به خط امام و رهبری حزب جمهوری اسلامی اعتقادی نداشتند ، از کجا سرچشمه می گرفت ؟

سری به گورستان بهشت زهرا بزنید و با دیدن قبور شکسته اعدام شدگان سیاسی ، از خود و اعتقادات خود خجالت بکشید .

جالب است هنوز کسانی که خود را سیاستمداری آگاه و مطلع به اوضاع ایران می دانند ، اصرار بر حضور مردم در انتخابات دارند تا به زعم خود با برگزیده شدن افرادی همچون خاتمی یا عبداله نوری ، بتوانند تغییرات اساسی را در نظام حکومتی ایجاد کنند . غافل از آنکه همه این اصلاح طلبان و منتقدان ، مثل اصولگرایان و ذوب شدگان بر یک اصل صحه گذاشته اند : حفظ نظام جمهوری اسلامی !
کافی ست پسوند حکومتی را به نام و عنوان گروههای سیاسی امروز ایران اضافه کنیم تا معنای کامل تر و صحیح تری از آنها بدست آوریم .
چه طیف راست بطور عام و چه باند احمدی نژاد بطور خاص : اصولگرایان حکومتی !
بواقع هم این گروهها اصول لایتغیر نظام را دنبال می کنند و در حصول آن از پرداخت هیچ هزینه ای رویگردان نیستند .
زمانی که احمدی نژاد در سازمان ملل در حضور افرادی که هرکدام یک پرونده قطور از نقض حقوق بشر، شرایط حاکم بر ایران و حتی اسامی فعالینی که به قتل رسیده اند یا زندانی شده اند ، را دارند با وقاحت تمام از آزادی کامل مردم ایران و آزادی صد در صد زنان سخن می گوید ، بواقع راست میگوید که از دید ذوب شدگان در ولایت و از جهت اصول حکومتی ، میزان آزادی مردم و بویژه زنان در همین حدی ست که گویی اصلا نیست !
طیف دیگر( که به نادرستی منتقد نام گرفته) نیز پسوند حکومتی را در عنوان خود کم دارد : اصلاح طلبان حکومتی !
اینان نهایت خواستشان تغییراتی اندک و رفرمهایی سطحی در ظاهر جریان حکومتی است و الا با اصل نظام دینی ، حکومت مطلقه ولایتی و نقض مدام آزادیهای اساسی و بدیهی مردم مشکلی ندارند .
گویا اقایان فراموش کرده اند در زمانی که پست ریاست جمهوری و بیش از آن ، اکثریت مجلس ( بخوانید مسجد ) شورای اسلامی را در دست داشتند چه بر سر دانشجویان آمد و چه ها که با مردم نشد . اما دریغ از ناله ای که از سوی خاتمی ( رییس جمهور ) و نمایندگان اصلاح طلب به گوش کسی رسیده باشد !

خانه از پای بست ویران است . باور کنید آخوند از مخالف می ترسد ، هرجا به مانعی سخت برسد ، تسلیم می شود .
تنها یک راه باقی مانده : تحریم !
تحریم انتخابات ، تحریم نمایشهای رژیم تحت عنوان : برگزاری مناسبتها ، آیین های مذهبی ، راه پیمایی ها ، و هرآنچه که از سوی حکومت تدارک دیده می شود .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 1:53  توسط فرهاد حیرانی  |