البته ایشان به نام من یا وبلاگ اشاره ای ننموده اما آنچه باعث شد تا (حد اقل قسمتی ) از مقاله این بزرگوار را پاسخ به مطلب مورد اشاره در وبلاگم فرض کنم ، عباراتی ست که مستقیما از مطلب " صد رحمت به تروریستها " انتخاب شده ، بعنوان نمونه :
"یک «روشنفکر ایرانی» در نوشتار خود، پس از آن که با ارائه آمار دروغین و استدلال های جعلی، اسرائیل را مسؤول خون ریزی در منطقه و جان باختن زن و کودک فلسطینی معرفی می کند، در پایان می نویسد: اسرائیل، سپاسگزارم که به من کمک کردی از تو متنفرشوم! "
" آن فرد دروغگو که ادعا می کند در آن هشت سال تنها دو اسرائیلی کشته شده اند، برای اثبات این سخن نادرست، به دروغ دیگری متوسل می شود و این آمار جعلی را از قول جیمی کارتر نقل می کند."
"آن یک، گستاخی را به آنجا می رساند که تلفات در غزه را با هولوکاست برابر می داند و به بهانه دلسوزی نسبت به جان انسانها، فریاد اعتراض برمی آورد."
من منشه امیر عزیز را درک می کنم ، متاسفانه این بزرگوار گویی خود را مسئول و متعهد میداند تا در قبال هراقدان دولت اسراییل ، از این حکومت پشتیبانی کند ، در حالی که می توانست گاهی اوقات ، بعضی امور را نیز از دید تحلیل منطقی ، به نقد کشاند ، همان کاری که روزنامه اسراییلی هاآرتص انجام داد و مطمئنا نه تنها چیزی از ابهت دولت اسراییل نکاست که بر اعتبار دموکراسی و منطق یهودیان ساکن اسراییل بسیار افزوده ست.
مقاله آقای منشه امیر بسیار متفاوت با آنی ست که من از ایشان در ذهن داشتم ( والبته دارم ) ، فردی بسیار صبور و منطقی .
بهرحال هرچند از دید ایشان دروغگویی هستم که گستاخی را تا بدانجا رسانده ام که برای اثبات خشونت و جنایت دولت اسراییل در غزه ، متوسل به ارائه آمار دروغین شده ام ، اما از نظر من زمینه بحث در این بستر بسیار مناسب و راهگشا خواهد بود بویژه آنکه نظر همه منتقدین جنگ در غزه ، به سوی مردم بی گناه و کودکان است .
ابتدا بایستی نسبت به مواردی که آقای منشه امیر به آنها اشاره نموده ، توضیحی ارائه دهم :
1. آماری که ایشان مدعی شده اند به دروغ به جیمی کارتر نسبت داده ام ، از سایت " رادیو فردا " وام گرفته شده و به صراحت از قول جیمی کارتر عنوان شده که در مدت هفت سال موشک پرانی حماس به اسراییل ، تنها 3 نفر کشته شده اند .
هرچند در هیچ جمله ای در نوشته ام ، به صرف تعداد کم کشته شدگان ، از جنایت حماس و ترور کور آنها نه تنها حمایتی نشده ، که به صراحت ، به دلیل تلاش کور برای قتل انسانهای بی گناه ( در اسراییل ) ، آنها را جنایتکار و تروریست دانسته و میدانم .
2. ایشان آورده اند که تلفات در هولوکاست و غزه را برابر دانسته ام .
امیدوارم این اشتباه از سوی ایشان سهوی باشد ، من آورده ام که اگر اسراییل بدلیل هولوکاست مظلوم بود ، بجهت غزه منفور شده ، که ایشان هم به اعتراض گسترده علیه کشتار در غزه اعتراف نموده اند . بدیهی ست جمعیت ساکن غزه ، حتی با توجه به تراکم بالای آنجا ، هرگز به تعداد یهودیان قربانی در هولوکاست نیست ، چه رسد به کشته شدگان آنها در جنگ غزه .
انتقاد من متوجه قتل مردم و بخصوص کودکان بی دفاع ساکن غزه بوده و از این بایت ( حمایت از مردم بی گناه ، بویژه زنان و کودکان ) بر خود می بالم و هراسی نیست اگر مرا دروغگو و چپ گرا بخوانند و یا هر برچسب ناچسب دیگری را حواله ام دهند .
3. در مورد جمله " اسراییل عزیز ممنونم که به من کمک کردی از تو متنفر شوم " ، تصور میکنم بهتر است این بزرگوار مطلب را دوباره بخوانند ، هیچ فرد انسان دوستی نمی تواند از قتل و کشتار حمایت کند .
اینکه در مناطق دیگر هم مردم بی گناه به قتل میرسند ، حرفی ست صحیح ، اما آیا به صرف جنایت دولتی و ارتشی علیه کودکان ، آیا این مجوز به دیگران هم داده می شود تا در حوزه تحت کنترل خود چنین کنند و چنان نمایند ، و هرکه بد گفت ، حواله اش دهد که تو قبلا باید به آنها اعتراض می کردی ؟(البته در مورد قتل مردم چچن هم در مطلبی حمایت ایران از دولت روسیه را ناموجه و غیر انسانی توصیف کرده بودم ) .
انتظار از دولت اسراییل که شما بر جنبه های دموکراسی ، مردمی و انسان دوستانه آن تاکید دارید ، بیش از اینهاست .
در فرصتی که به یمن تلویزیون ایرانیان در برلین برایم فراهم آورد ، از نزدیک با شما گفتگویی انجام دادم در آن گفتگو (که نوار آن موجود است ) از شما پرسیدم ، چه میکنند مردم اسراییل در شرایطی که هر آن انتظار دارند بمبی و موشکی منفجر شود.
شما پاسخ دادید مردم اسراییل با این وضعیت نار آمده اند و اصلا ترسی بابت ترورها و انفجار بمب ها احساس نمی کنند و تمامی مردم شهرها با آرامش به زندگی عادی مشغولند .
اما در مقاله خود با تاکید بسیار شرایط تلخی که حماس برای مردم اسراییل بوجود آورده را به نقد کشیده اید.
قطعا هیچکس نمی تواند از برهم زدن امنیت مردم عادی حمایت کند ، در این مورد فرقی بین مردم اسراییل یا فلسطینی های ساکن آن ویا مردم ایران و آلمان و امریکا و .. نیست .
اشاره من به این قسمت از مقاله شما فقط و فقط به جهت آن است که بگویم برادر عزیز ، نباید واقعیت ها را آنگونه که مناسب حال ست و زمان اقتضا میکند ، دگرگون کنیم ، و الا بر هم زدن آرامش خاطر کودک اسراییلی هم همان اندازه مرا آشفته می کند که گریه کودک ایرانی دلم را به درد می آورد ، درست به همان اندازه که دیدن عکس کودکان زخمی و کشته شده در غزه اشک به چشمانم می آورد .
کاش کودکان را بیش از سیاست دوست می داشتیم ، بیش از مسئولیتها و تعهدات خود و حتی بیش از خود .


