تبليغاتX
تقویم تبعید

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

در سال ۱۳۵۸ و برای تشکیل اولین مجلس شورای ملی که بعدها با

حذف ملی ! به مجلس (بخوانید مسجد ) شورای اسلامی تغییر

نام یافت ، هنوز شورای نگهبانی وجود نداشت و هنوز مجلس چهارمی

تشکیل نشده بود تا در اقدامی بدیع ! قانون نظارت استصوابی را جهت

تائید ( بخوانید تعیین ) صلاحیت نامزدها تصویب ( بخوانید اختراع ) نماید.

در آنزمان برای جلوگیری از ورود نامزدهای گروههای مخالف مانند مجاهدین

خلق و فدائیان ، قانونی به تصویب رساندند تا فقط کاندیداهایی حق ورود

به مجلس را داشته باشند که در دور اول انتخابات به اکثریت مطلق آرا دست

یابند. تصور میکنم نظر بر کسب بیش از 50 درصد آرا بوده .

در روز ۲۴ اسفند و در جریان انتخابات هشتمین دوره مسجد اسلامی فقط

نامزدهائی که در دور اول موفق به کسب یک چهارم آرا شده باشند ، مجوز

حضور در مجلس ( بخوانید مسجد ) را بدست آوردند و به تعداد دوبرابر

کرسی های خالی ، کاندیداهای حائز بیشترین آرا به دور دوم انتقال یافتند.

شاید برای شما هم  این سوال مطرح شده که نظر مسئولین جمهوری

اسلامی از دو مرحله ای  کردن انتخابات چیست؟

 برای شفاف شدن مسئله موردی در نظر میگیریم ، تصور کنید در شهری که

یک میلیون و پانصد هزار نفر شرایط رای دادن دارند انتخابات مجلس برگزار

شود و  از این تعدا یک میلیون نفر در رای گیری شرکت کنند.

و قرار باشد فقط ده نفر نماینده برگزیده شوند.

در این فرض از یک میلیون شرکت کننده ، هشتصد هزار نفر هوادار گروه راست

و دویست هزار نفر طرفدار گروه چپ باشند  ، پس در حالت عادی میبایست

هشت نفر از راستگراها و دو نفر از چپگراها به مجلس راه پیدا کنند تا بتوانند

از حقوق عموم مردم دفاع کنند .

بعبارت دیگر ، و طبق این مدل فرضی ، برای دویست هزار نفری که چپگرا

هستند ، بدلیل بدیهی وجودشان و حضورشان در جامعه ، الزاما بایستی

تعدادی نماینده به نسبت جمعیتشان ، در مجلس حاضر باشند تا نظرات آنها

را هم بازگو کنند. هرچند در تصویب قوانین شاید بدلیل در اقلیت بودن نتوانند

لوایح مورد نظرشان را به تصویب برسانند .

واضح است که در صورت انتخابات سالم ، از ده نفری که بیشترین آرا را بدست

میآورند ، هشت نفر راستگرا و دو نفر چپگرا خواهند بود.

اما با تغییر قانون و شرط احراز حداقل ۲۵ در صد آرا ، فقط و فقط نمایندگان جناح

راست به مجلس راه پیدا میکنند و برای دو کرسی خالی ( از ده کرسی ) چهار

نفر به دور دوم راه می یابند که باز بنا به فرض اولیه و حضور هواداران دست راستی

که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند ، دو نفری که در دور دوم به مجلس راه مییابند

بازهم از راستگراها خواهند بود.

به بیان دیگر با وجود چنین قانونی ، اکثریتی از مردم همیشه کنترل همه مردم را

در دست خواهند داشت و در نتیجه ، اقلیت جامعه نادیده انگاشته خواهد شد.

یعنی مسئولین با توجه به در دست داشتن اکثریت نمایندگان که سدی ست بزرگ

برای تصویب قوانین مورد نظر گروه اقلیت ، حتی به این حد هم قانع نیستند و

حتی ، حتی ، حتی حاضر نیستند تا این گروه در مجلس حاضر شود تا نظرات

خود را بیان نمایند ، یعنی ! از شنیدن صدای مخالف هم وحشت دارند.

در صورتی که مجلس شورا در جوامع آزاد تعریفی دارد مبنی بر حضور نمایندگان

آحاد ملت برای دفاع از حقوق همه مردم.

بنا به فرض اولیه که تعداد یک میلیون نفر در چنین انتخاباتی شرکت کرده اند

در می یابیم که آرای دویست هزار نفر باطل خواهد شد و اگر این تعداد را بنا به

وضعیت موجود ایران چهل میلیون نفر در نظر بگیریم ، آنچه آشکار میگردد

حقیقت تلخی ست  بنام نادیده گرفته شدن بیش از ۸ میلیون رای دهنده !

موضوع آنگاه فاجعه نام میگیرد که بدانیم مسئولین حکومتی حتی به اینهم

قانع نیستند و با رد صلاحیت ها ، امکان حضور اکثریت قابل توجهی از نامزدها

را از بین برده اند .

یعنی اصل رقابت تبدیل به دایره رفاقت میگردد !

بر همین روال در می یابیم آنچه تعدادی از افراد در تشویق مردم به شرکت در

انتخابات مطرح میکنند ، تنها بدلیل حمایت از حکومتی است که نظر به حذف

دگر اندیشان دارد.

حال اینکه چه توجیهی میتوانند برای حقانیت دیدگاه خود ابراز دارند ، حقیقتا

شنیدنی است به شرط آنکه ناله های خود را از عدم صحت و سلامت رفراندوم

قطع کنند .

با توجه به تعریف مقام و موقعیت  " ولایت فقیه " در جامعه ، اظهار نظر آقای

خامنه ای مبنی بر حضور هواداران دولت در مجلس (مسجد ) شورای اسلامی

که تعبیری جز حکم حکومتی و فتوا نخواهد داشت ، با توجه به قوانینی که حتی در

صورت صحت انجام انتخابات ، نتیجه ای جز حذف آرای بسیاری از مردم ، نخواهد

داشت و با توجه به نحوه برگزاری رفراندوم که با رد صلاحیت ها آغاز و با شمارش

دور از انظار آرا به پایان رسیده ، دوستانی که همگام با ذوب شدگان ولایت در

انتخابات شرکت نموده اند ، چه توقعی از اعلام نتایج آرا داشته اند که اینک بر خلاف

انتظار و خواسته شان می باشد.

شاید اولین درس دموکراسی ، صداقت در عمل و بیان خواسته ها باشد ، چیزی که

متاسفانه در جمعیت به اصطلاح اصلاح طلب یافت نمی شود.

تنها و تنها با تحریم انتخابات میتوان حضور مردم را در نفی شیوه حکومت و مدیریت

مسئولین تاثیرگذار یافت .

به امید روزی که برای خودمان ، خواسته هایمان ارزش قائل شویم و اجازه ندهیم

حضورمان را تائیدی بر  اعمال شیوه های حذف و شکنجه خودمان ارزیابی کنند.

باور کنیم حضورمان نباید عاملی باشد برای توهین به شعورمان .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:6  توسط فرهاد حیرانی  | 

بسم اله الخالق الجمکران
ابتدا باید توجه همه مردم جهان را به امام غائب جلب کنم که مدیریت همه
امور کشوربدست اوست و ما فقط خدمتگزاریم و هیچ مسئولیتی در قبال اجرای

لایحه بودجه نمی پذیریم !
در ضمن تمام پیروزیهای بدست آمده در سایه رهنمودهای مقام معظم رهبری بوده
که اگر
رهنمودها و دخالتهای آقا و بویژه آقا زاده نبود حتی نام من هم ازصندوق
رای بیرون نمی آمد.

من وقتی به عملکرد ودلت در سال گذشته نگاه میکنم می بینم که این یک پیروزی
بود حتی بزرگتر از ترکمانچای و آن یکی قرارداد که من همیشه اسمشو اشتباهی

میگم.

خوشبختانه الآن قدرت اول دنیا هستیم و همه کشورها زنبیلشان را پشت مرزها در
صف ملاقات
با ما گذاشته اند که نمونه اش همین دیروز بود که سفیر یکی از
کشورها برای دریافت کمک به دیدار ما آمده بود و من و منوچهر متکی هرچه گشتیم

نتونستیم تو نقشه جهان این کشور را پیدا کنیم و این از معجزات الهیه که آنها ما را
پیدا کردند .

در ضمن ما آنقدر فهیم و قدرتمند هستیم که به قطعنامه های سازمان به اصطلاح
امنیت
یک مشت کاغذپاره میگیم ، مثل همین کاغذپاره اخیر که همه کشورهای
دوست و دشمن ما به آن رای مثبت دادند ، حتی لیبی پدرسوخته و روسیه و
چین ... که البته یک پیروزی بزرگتر از ملی شدن نفته چون مصدق در زمانی
که ایران تنها بود و همه ایران را تحریم کرده بودند و پوتین آنزمان روسیه !

طلاهای دولت مصدق را بلوکه کرده بود
تا دولت سرنگون بشه ، مصدق به دیوان لاهه شکایت برد و همه دشمنان
را متقاعد به پذیرفتن حق ایران کرد اما من تنهایی و با همین هاله نورم
همه کشورهایی که در شرایط عادی سایه هم را با تیر میزنند را با هم

متحد کردم تا علیه ما باشند.

در زمینه درآمدها الحمداله دولت عدالت پرور افتخار دارد که بیشترین
درآمد نفتی را
ازابتدای انقلاب تا حال ، داشته که نمود آنرا میتوان
در سبزی فروشی و قصابی محل ما دید که قیمتهایش ازبازار تره بار
هم ارزانتر است.

همچنین لایحه بودجه را در 50 صفحه تنظیم کردیم تا در مصرف کاغذ
صرفه جویی
بشه و بتونیم با پول صرفه جویی چندتا سفر خارجه بریم.
البته یه مشت بزغاله میگند این بودجه تورم زاست و ملت ما را از
تورم میترسانند درحالیکه ملت ما تا خرخره دچار تورمه
اما بحمداله صداش در نمیاد !

عده ای هم که از اقتصاد چیزی نمی فهمند میگند چرا ما صندوق ذخایر
ارزی را خالی
کرده ایم و معلوم نیست کجا هزینه شده ، خب اینها
چون مثل من به سفرهای خارجی نمیرنداثرات آنرا نمی بینند.
ما در کشورهای مسلمان مثل ونزوئلا و نیکاراگوئه کلی کارخانجات
و نیروگاه ساختیم تا کیف کنند همینطور برای مردم مسلمان کوبا مسجد
ساختیم که هفته پیش برادر رائول (کاسترو) زنگ زد که دستت درد نکنه

مردم مسلمان هاوانا دیشب در مسجد شما و بمناسبت عید ما ، کلی رقص و
استریب تیز کوبائی اجرا کردند .
وقتی میگیم ما باید رهبری جهان را در دست بگیریم ، الکی که نمیشه باید
هزینه اش را هم بپردازیم.


درآمد ما بیش از 150 میلیارد تومان یا دلار بوده که البته فرقی نمیکنه

اما مهم اینه که اهداف ما خرج داره ، تمام کشورها تحت تاثیر ما هستند و
 امید همه ملتها ما هستیم تا کشورشان را آباد کینم .

من مهندس هستم و تحلیل میکنم ، تخمی حرف نمیزنم ، سال آینده
اسرائیل نابود و امریکا محو خواهد شد .

آینده از آن ماست نمونه اش همین سفر اخیر به نیویورکه
که بچه های دوساله که هنوز بلد نبودند اسم مادرشان را بگویند
تا من یا عکسم را می دیدند میگفتند : این محموده ، این محموده !


در امر صادرات ما انقلابی کردیم بزرگتر از انقلاب اول و دوم
و سوم یعنی اگر
قبلا دولتها نفت میفروختند تا کالا تولید کنند و
با هزار مصیبت آنرا بفروشند ، ما راه بسیجی ترمز بریده را اجرا
میکنیم یعنی از تولید به مصرف ، نفت میفروشیم و پولش را
صادر میکنیم برای کمک به دولتهای بزرگ بزرگی مثل حزب اله
لبنان ، همچنین رویکرد ما به کشورهای اسلامی و در حال ناله است مثلا
دختران نوجوان ایرانی را به افغانستان و پاکستان و هند صادر میکنیم تا
مردهایشان روزی صدبار ایران را به خوبی یاد کنند و این بزرگترین تبلیغ
برای
نظامه حتی بزرگتر از فتواها کیلوئی مراجع عزیز.

در مسائل داخلی هم شکر خدا با هماهنگی بین مسئولین تراز اول یعنی خود ما
و مرتضوی و پسر مقام معظم رهبری و شورای نگهبان تونستیم ترتیب همه را
بدهیم .

در آموزش و پرورش من به خیلی از دانشجویان ستاره دادم و خیلی را هم به
دانشگاه اوین سپردم و معلم خصوصی برایشان گرفتم تا هم درسشون خوب
بشه و هم اخلاقشون !


در بستر زنان هم شکر خدا وضع بسیار گرم و نرم ست . زنان ایرانی از صد
در صد آزادی برخوردارند و اگه شوهرشون اجازه بده و از تبرج دوری کنند
اجازه دارند گاهی از خانه خارج شوند و خرید کنند .
مشکل جوانان ما تار مو و حجاب نیست ، آنها هم که حجابشون مثل همسر آقای
الهام نباشه میدیم دست سردار زارعی تا با هم نماز جماعت بخونند .
که این هم نمازی بزرگتر از نماز جعفر طیار است.

در بخش هسته ای کاملا خودکفا شده ایم و هر روز سانتریفیوژ میخریم و سوخت
می خریم و کلی چیزهای دیگه ، تازه تعدادی نوجوان 15 تا 16 ساله هم به کادر
فنی انرژی اتمی اضافه کرده ایم.

منتقدان دولت را هم تشویق میکنم و به منتقد اصلی دولت یعنی آقای شریعتمداری
جایزه " کاسه داغتر از آش " را دادم.
گاهی چند تا بزغاله میگند تورم و گرانی مثلا اجاره خانه ، سوال من اینه که چرا
امثال من که خانه شخصی داریم از نرخ اجاره خانه شکایت نداریم، یا اگرمردم
یاد بگیرند مثل من که چند تا گاو در دولت پرورش میدم ، مرغ و خروس پرورش
بدند دیگه کسی از قیمت گوشت و تخم مرغ ناله نمیکنه .

من کاری کرده ام که الآن حتی بچه های 7 ساله میگند اگه ریاست جمهوری اینه
چرا ما رئیس جمهور نشیم ! این از خصلتهای بزرگ جمهوری اسلامیه که بچه ها
مسئولیت دار کارهای بزرگ میشند.

نظرات ما در تمام کوچه خیابنهای دنیا دست بدست میچرخه ، همین دیروز
مادر بچه به من میگفت ، امروز سبزی خریدم و وقتی خواستم پاکش کنم دیدم
کاغدی که سبزی را توش گذاشته بودند ، همون نامه بنده به رئیس جمهور
امریکاست !

خلاصه اینکه مردم ما باید صبور باشند و حق شکایت هم ندارند و اگه اعتراضی
هم هست میتونند نامه ها را تو چاه جمکران بندازند تا آب آنها راببره ، باورکنید
کسی که با شما صحبت میکنه مهندسه و تحلیل میکنه
باور کنید این محموده ، این محموده !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:55  توسط فرهاد حیرانی  | 

در راستای اجرای طرح امنیت اجتماعی !

جانشین فرمانده نیروی انتظامی : آن دختر نباید (در مقابل نیروی انتظامی )
مقاومت
میکرد و دلیلی بر مقاومت در مقابل پلیس وجود ندارد


سردار سرتیپ زارعی ، رئیس پلیس تهران در یک خانه فساد به همراه
6 زن عریان
دستگیر شد


هر دو خبر از خبرنامه امیرکبیر

هماهنگی و همکاری کامل کلیه مسئولین انتظامی را به مقام رهبری تبریک عرض میکنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:5  توسط فرهاد حیرانی  | 

دوستانی هنوز سنگ شرکت در انتخابات را به سینه میزنند
استدلال مخالفین باند رهبری که موافق شرکت در رفراندوم هستند بسیار جالب ست
میگویند باید در این رای ! گیری شرکت کنیم مبادا مهره های تمامیت خواهان
بتوانند تمامی کرسی های مجلس را بدست گیرند

میگویند باید سعی کنیم تا حداقل جناح اقلیت را در مجلس بوجود بیاوریم شاید
بتوان از تندرویهای جناح رهبری جلوگیری کرد
میگویند بکوشیم ، شاید بتوان همچون خاتمی را به مجلس بفرستیم ، همانی که
در ماجرای کوی دانشگاه حتی جسارت اعتراض زبانی هم نداشت

میگویند به همفکران کروبی رای دهید ، بیچاره ملتی که در نهایت درماندگی
بجهت ترس از مرگ ، نه به تب که به وبا پناهنده شده

شرکت در انتخابات به معنی تائید رژیم است ، حکومتی که مبنای آن بر خلیفه گری
است یعنی یک نفر مختار است حق همه را وتو کند و نظرش بر خواست تمامی
مردم می چربد

شرکت در انتخابات یعنی گزینش از بین گزیده های رهبری
یعنی کسانی را به مجلس بفرستیم تا با تصویب قوانین ، منافع گروه های اغتشاش طلب
و دولتهای ورشکسته را بر نیازهای ضروری مردم ترجیح دهند

وقتی به فرض یافتن کاندیدای مورد نظر ، او اجازه دفاع از خواست عمومی را ندارد
و به فرض بیان و تصویب قانونی که مدافع آزادیهای حقه مردم است ، با اشاره
شورای نگهبان به مغایرت با اصول دین متهم میگردد ، وقتی در هیاهوی تصویب
آزادی نشریات ، با حکم حکومتی خاموش میشود ، وقتی بدلیل انتقاد از قوه قضائیه
و برخلاف همین قانون اساسی مصونیتش نادیده انگاشته و به زندان میرود
وقتی با رای ما ، دیگرانی که خود میخواهند به مجلس راه پیدا میکنند و این جماعت
رای به نامشروعی حق من وتو میدهند

چرا خود را مضحکه ملایانی کنیم که ایران را قربانی اهداف خود میکنند

دوستانی که میگویند باید سعی نمود تا حداقل چند نفری را برای فریاد به مجلس
فرستاد ، گویا توجه ندارند که اگر بنا بر فریاد است ، گلوی من و تو بیش از
همه توانایی اعتراض دارد و این گلو هر لحظه به نوعی و به اتهامی بریده
میشود

عزیزانی که در حوزه های رای گیری حاضر میشوند بدانند که حضورشان
تضمین کننده بقای نظام و تداوم نگرش حذف مردم از تصمیم گیریها ست
از فردای انتخبات ، ماموران رژیم ، شمایی را که به خواست آنان به
پای صندوقها رفته اید ، به بهانه بیرون بودن تار مویی میزنند و میبرند
نفتی که بنا بود بر سر سفره بیاورند به گروه های تروریستی و دولتهایی
اهدا میکنند که حتی قادر نیستند در نقشه جهانی ، خود را بیابند

به بهانه حق مسلم ، حقوق مسلم ما را زیر پا مینهند

تحریم انتخابات کمترین تاثیرش ، سیلی سختی خواهد بود تا بدانند دوران
سر دادن شعار( های به دور از ذهن همچون قدرت اول جهان ، امن ترین
کشور دنیا ، آزاد ترین مردم ، بهترین حکومت ، خدایی بودن رهبر ) به
اتمام رسیده

بد نیست این مطلب را هم بخوانید:
شرکت در انتخابات یعنی تشکر از سرکوب شدن !
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4:52  توسط فرهاد حیرانی  | 

هشتم مارس ۱۸۷۵ گروهی از زنان کارگر در امریکا برای بهبود وضعیت

شغلی خود به خیابانها آمدند که توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفته

و تعداد بسیاری نیز دستگیر شدند.

پس از ۱۱۸ سال مبارزه در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شده ، در سال

۱۹۷۵ سرانجام سازمان ملل روز جهانی زن را به رسمیت شناخت .

فرارسیدن روز زن بهانه ای ست برای نگاهی گذرا به قوانین موجود در ایران

قوانینی که با وقاحت تمام حقوق انسانی زنان را سلب نموده و حاکی از

نگاه بی شرمانه ملایان به بانوان است.

کاش ملایان درک میکردند که این نوع نگرش نفی شان انسانی کسی ست

که آنان را متولد نموده ، نفی (حقوقی ) انسانیت شریک زندگی و سند بردگی

دخترانشان است.

با نفی حقوق انسانی زنان ، مردان انسانتر نمیشوند و با وضع چنین قوانینی

نه تنها ارج و قربی بدست نمی آورند که مردان نیز چون زنان از بام انسانیت فرو

می افتند.

نگاهی گذرا به قوانین خواهیم داشت که این تاکید بر نابرابری حقوق به معنی تائید

اصل قانون و تلاش برای موازنه سهم زنان و مردان نیست بویژه در زمینه احکام و

مجازات اسلامی ، بلکه فقط تلاشی ست در جهت بیان نوع نگرش و دید ملایان

به زن.

سوای حقوق نانوشته که در جامعه بوضوح عیان است ماننند تعرض جنسی زنان

و آزار توسط همسر و خانواده شوهر ، سوءاستفاده جنسی و محدودیتها ی اجتماعی

رهبران جامعه ایران با وقاحت تمام چنین وضع نموده اند :

قانون اسای اصل ۲۱ در شرح وظایف دولت در حمایت از زنان بگونه ای ترسیم شده

که از آنان فقط بعنوان مادر و همسر یاد میشود .

در اصل ۴۱ تاکید بر حق تابعیت برای زن و مرد دارد اما در عمل تابعیت زنان وابسته به

شوهر است .

اصل ۱۱۵ بحث برانگیز ترین مورد در قانون اساسی ست که زنان را از دستیابی به

پست ریاست جمهوری محروم میسازد و بر همین روال قانون نانوشته در مورد رهبری

است.

در قانون مجازات اسلامی بوضوح می بینیم انسانها در ایران طبقه بندی شده اند

جالب اینکه تصویب و اجرای این قوانین که برگرفته از هزاره پیش است در جامعه ای

اعمال میشود که هزاران سال پیش منادی حقوق بشر و منکر ضد ارزشها بوده است.

در مجازات اسلامی در ماده ۴۹ و در تعریف اطفال (جهت برائت از جرم ) سن آنها را

سن بلوغ تعیین نموده و توضیح آمده سن بلوغ پسر ۱۵ و سن بلوغ دختر ۹ سال

تمام است بع تعبیر دیگر اگر پسری در ۱۴ سالگی جرمی را مرتکب شود از مجازات

مبراست اما همین جرم را اگر دختری ۱۰ ساله انجام دهد ، مجرم شناخته خواهد

شد.

در ماده ۷۴ و ۷۶ به صراحت شهادت زنان نفی شده و در مواردی دیگر ، شهادت زنان

بدون همراهی شهادت مردان فاقد اعتبار خوانده شده.

همچنین است در قانون ۱۱۹ (لواط ) ۱۳۷ ( قواعدی ) و ۱۸۹ (محاربه و افساد فی

الارض) که شهادت زنان را فاقد ارزش میداند حتی با همراهی شهادت مردان نیز

شهادت آنان فاقد ارزش توصیف میشود که تنها شهادت مردان پذیرفتنی ست.

در نادیده گرفته شدن شهادت زنان آنگاه پی به اهمیت ماجرا می بریم که تصور

کنیم در حضور تعدادی از زنان ، مردی به زنی تجاوز کند و اموالش را به سرقت برد

در مراجعه به دادگاه ، قاضی با استناد به همین قوانین ، تنها با لبخندی کریه حکم

به برائت متجاوز خواهد داد.

واگر زن در مقابله با متجاوز مصر بر تجاوز و به قصد دفاع خشونتی به خرج دهد که

منجر به کشته شدن متجاوز گردد ، زن محکوم به قصاص خواهد شد درصورتی که

اگر مردی همسرش را همبستر با مرد دیگری ببیند طبق قانون مجاز به قتل زن

خواهد بود. مواد : ۱۰۰۵ و ۱۱۱۴ و ۱۱۱۵ .

تفاوت پرداخت دیه از جمله موارد مضحک قانون مجازات اسلامی است .

ماده ۲۰۰ تصریح به آن دارد که دیه قتل زن مسلمان نصف دیه قتل مرد مسلمان

است و در ماده ۳۰۱ دیه زن اگر به ثلث کامل برسد ، باز هم بیش از نیمی از دیه

مرد نخواهد بود .

در قانون مدنی موضوع بگونه ای دیگر حکایت از دید غیر انسانی به زنان دارد حتی

زنانی که بدلیل مادر بودن ظاهرا بایستی مورد تکریم قانون قرار بگیرند.

از موارد کلی چون حق طلاق و مهریه و .. که بگذریم به مواردی میرسیم که آزادی

انسانی از نان گرفته میشود.

زنان به مجرد ازدواج استقلال و آزادی خود را پیشکش شوهران میکنند بگونه ای که

برای خروج از کشور و حتی خروج از خانه نیاز به مجوز دارند !

حضانت فرزندان بدون توجه به شرایط والدین به پدر سپرده شده و مضحک تر اینکه

به فرض مجرم بودن پدر یعنی حتی اگر پدر خانواده قاتل ، مفسد ، معتاد ، و فاقد

هرگونه ارزشهای انسانی باشد بگونه ای که از دید قانون ملایان هم مستوجب

مجازاتی سنگین شناخته شود ، باز هم حق حضانت از او ساقط نمیشود .

به بیان دیگر بنا بر قانون موجود ، پدر معتاد از مادر فرهیخته شایستگی بیشتری

برای نگهداری و تربیت فرزندان دارد.

به فرض اتهام قتل و درصورتی که مردی به اعدام محکوم شود ، باز هم مادر برای

سرپرستی فرزندانش لیاقت نخواهد داشت و حضانت به پدر مرد و بعد از او به جد

پدری خواهد رسید .

زن پس از ازدواج در مورد محل اقامت و سکونت ، یعنی شهر و محله و نیز نوع

منزل باید تابع شوهر باشد .

زن برای ادامه تحصیل و کار نیاز به اخذ مجوز شرعی توسط شوهر دارد که اگر شوهر

تحصیل یا کار را خلاف شان خود بداند ! برابر قانون این حق مسلم از زن سلب میشود.

قانون ۱۱۱۷ صریحا به این موضوع اشاره دارد

طبق قانون مدنی ۱۱۰۵ ریاست خانواده بر عهده شوهر است ، شاید وضع همین

قانون چنین دست و پای قانونگذار را برای تبعیض ها باز گذاشته .

مورد دیگر مسئله تمکین زن از شوهر است که بجز موارد فوق ، در زمینه جنسی

و سکس که قاعدتا بایستی هردو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند ، چنانچه

زن در هر شرایط و زمان خود را تسلیم رئیس خانواده نکند ، عدم تمکین محسوب

که عواقب ناشایستی در انتظارش خواهد بود و جالب این که در صورتی که زن از

شوهر تمکین نکند ، پرداخت نفقه از مرد ساقط میگردد .

در جوامع آزاد و مترقی نمونه این قانون را تنها میتوان در فاحشه خانه ها یافت !

تعدد زوجات ، عقد موقت ، نگهداری عده حتی بدون سکس ،حجاب ، محرومیت از

مدیریت کلان (مگر در موارد استثنا) ، سهمیه بندی دانشگاهها و .. بسیاری دیگر

از دیگر مواردی ست که نشان از شهروند درجه دومی زنان دارد .

در انتها تاکید میکنم که بازگو نمودن این قوانین بمنزله تائید آنها بویژه در مجازاتهای

اسلامی نیست که صرف تصویب و اجرایشان حکایت از بازگشت دوره جاهلیت دارد

بلکه سعی نموده ام دید و نگرش ملایان و قانونگذاران ایران را به زنان ترسیم کنم.

 

کاش می فهمیدند تنها در صورتی انسان شناخته میشوند که تائید کنند از انسان

زاده شده اند و حقوق انسانی مادر خود را به رسمیت شناسند .

کاش شریک زندگی خود را انسان میدانستند و برای دخترانشان حریم انسانی

قائل می شدند.

کاش باور میکردند با کوچک کردن زنان ، خود بزرگ نمی شوند !

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:45  توسط فرهاد حیرانی  | 

دولتهای غربی همیشه صحبت از ارتباط القاعده با دولت ایران کرده اند بدون اینکه
بتوانند سند ارزشمندی را ارائه دهند
اما بنده یک لا قبا در این اتاقک حقیر خود و به پاس وجود اینترنت ، این سند را ارئه
میدهم
با اعتراف صریح " ایمن الظواهری " مرد شماره دو القاعده مشخص شد که هردو گروه
در راستای رسیدن به یک هدف تلاش میکنند و این تلاش با یک شیوه اعمال می شود
خود بخوانید : ایمن الظواهری در پیامی فرمود

برپایی دولت اسلامی مجاهد به قدری ارزش دارد که

ریخته شدن خون بی گناهان در این راه بلامانع است


حالا باز ناله کنید که چرا مسئولین ایران میگیرند و می بندند و می کشند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 0:26  توسط فرهاد حیرانی  | 

قطعنامه سوم هم تصویب شد و برخلاف انتظار دولتمردان دولتهای برادر و دوست
به آن رای مثبت دادند
این توجیه که قطعنامه ها کاغذپاره ای بیش نیستند تنها حکایت از ناتوانی رژیم در مقابله
با همسو شدن جهانی است
پیروزیهای اعلام شده دولت بیش از آنکه ثمری برای ایران داشته باشد ، موفقیتی ست
در جهت متحد شدن جامعه بین المللی علیه ایران
مسئولین باید بدانند برای اعلام جنگ ، لازم نیست تا صراحتا به واژه حمله نظامی اشاره
شود ، که صدور مجوز برای کنترل فعالیتها و یا بازرسی محموله های ارسالی به ایران و
یا حتی پیشگیری از حضور واحدهای مشکوک به مداخله در عراق ، میتواند فرمان حمله به
خاک ایران را در پی داشته باشد

احمدی نژاد حتی با خالی کردن صندوق ذخایر ارزی و فروش نفت به بهای بیش از صد دلار
و هزینه کردن در کشورههای به ظاهر دوست ،نتوانسته از منزوی و مطرود شدن ایران
جلوگیری نماید

خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کار م از گریه گذشته ست به آن می خندم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:27  توسط فرهاد حیرانی  | 

بدنبال تصویب لایحه بودجه سال آینده ، دولت مهرورز از هم اکنون بابت

مشکلات و کاستی هایی که در سال آینده رخ خواهد داد از خود سلب

مسئولیت نموده !

سخنگوی دولت با صراحت اعلام نمود ما بودجه را اجرا می کنیم اما تمامی

مسئولیت بر دوش مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام است .

این واقعه از نوادر رویدادهایی ست که در کشوری ، دولت ضمن تعهد

به انجام قوانینی که خود پیشنهاد آنرا داده ، از قبول مسئولیت اثراتش

شانه خالی کند.

گفتنی ست احمدی نژاد از همان مجلسی انتقاد میکند که به روایت استادش

امضای امام زمان را در تائید اسامی دارد و نیز همواره ادعا نموده امام زمان

کنترل و مدیریت ایران را برعهده دارد.

نکته ی دیگری که از وخامت آینده اقتصادی ایران حکایت میکند ، گزارش واحد

اقتصادی نشریه معتبر اکونومیست است : سال آینده ، نرخ تورم در ایران رکورد

خواهد زد.

کاش مسئولین به همان اندازه که در سانت کردن کوتاهی مانتو و شمارش

 تار موی خارج شده از روسری و مصداق های تبرج در جامعه موشکافی

 میکردند ، به خالی شدن صندوق ذخیره ارزی و لایحه بودجه نیز اعتنا مینمودند.

بهر حال تا پیش از این دولت های سابق رژیم ، تمامی مشکلات را ناشی از حکومت

پهلوی عنوان می نمودند و با ظهور احمدی نژاد تقصیرات متوجه اصلاح گرایان می شد

اما از فردا شاهد خواهیم بود که پیروان ولایت برای شکستن کاسه کوزه ها به سر

هم نیز رحم نخواهند کرد.

Farhad Heyrani

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 0:51  توسط فرهاد حیرانی  | 

هر دم از این باغ بری میرسد !

خبر شکایت دفتر ریاست جمهوری از روزنامه هایی که صفحه اول خود را به

پیروزی هسته ای ایران اختصاص نداده و یا کمرنگ منعکس نموده بودند

از جهتی مایه تعجب و تاسف است

تا پیش از این عادت داشتیم به سانسور مطبوعات و لغو امتیاز در قبال انتقاد

از مسئولین تندرو نظام اما اینک فضای حاکم بر رسانه ها کاملا تغییر نموده

ارسال نامه از سوی شورای عالی امنیت به جامعه مطبوعات و دستور صریح

مبنی بر اختصاص تیتر صفحه اول به پیروزی هسته ای و بزرگ نمایی آن ، و

شکایت دفتر رئیس جمهور به دادستان تهران ، مرتضوی - قاتل مطبوعات ،

ضمن آنکه ادعای مسئولین جمهوری اسلامی که حاکی از فتح الفتوح در

پرونده هسته ای ایران بوده ، را زیر سوال می برد ، نشان از ایجاد اختناقی

شدید و بیرحم بر جامعه خبرنگاران و رسانه های جمعی ست.

اگر پیش از این خبرنگاران و روزنامه ها پس از تخلف از مدح و ستایش مسئولین

جناح تندرو مورد مواخذه قرار میگرفتند اینک فاش شده که حتی نوع نگرش به

اخبار و تنظیم تیترها و تفسیر ها میبایست به فرمان شورای امنیت ملی

باشد!

اکنون بوضوح سخن وزیر ارشاد و پیروان مصباح معنی می یابد که کشور نیازی

به اینهمه ! روزنامه و مجله ندارد !

براستی اگر قرار باشد تنظیم اخبارو تفسیر آن در انحصار هواداران خامنه ای

قرار گیرد ، نیازی به تعدد روزنامه ها و حتی احزاب نیست ، کافی ست حزب

فراگیر رستاخیز تشکیل شود و تنها یک روزنامه بنام نامی مقام ولایت منتشر گردد

متاسفانه پس از ورود سلاح های ساخت کره شمالی ، اینک شیوه مدیریت

کیم جونگ ایل اما با رنگ مذهبی بر کشور احاطه می یابد

روزگاری در قرآن آیه بود که :

ای مردم ، پیروی کنید کسانی را که از شما نخواهند مزدی !

اکنون باید دعا گو باشیم تا تنها مزد و سهم و قدرت بخواهند و از جان مردم بگذرند !

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:57  توسط فرهاد حیرانی  | 

" آخ که چقدر دشمن داری خدا ، دوستاتم که مائیم ، یه مشت عاجز

علیل ناقص عقل که در حقشون دشمنی کردی " . (۱)

آی مردم ، اصلا نیازی نیست اینهمه به خودتان فشار آورید !

مسئله آنقدر روشن ست که احتیاج به حل ندارد!

انتخابات یعنی انتخاب کردن و کلمه انتخاب اگر برگرفته از استقلال و

آزادی فرد در گزینش نباشد ، معنی نمی یابد.

تنها خواست سران حکومت اسلامی حضور مردم در حوزه های رای گیری ست

تا بتوانند حضورمان را تائیدی قلمداد کنند در حمایت از شعائر حکومتی مبنی

بر سرکوبی حقوق و خواسته هایمان !

مطمئن باشید از ساعات اولیه روز رای گیری ، دستگاههای تبلیغاتی و سران

رژیم فریاد سر خواهند داد که مردم با حضورشان با آرمانهای انقلاب تجدید میثاق

کردند ، همان آرمانهایی که همین رهبران به آنها خیانت کرده و میکنند :

" استقلال ، آزادی ، رفاه ، امنیت و حق تعیین سرنوشت کشور برای مردم ".

مطمئن باشید حضورمان را بهانه ای قرار میدهند تا بگویند ما حامی حکومت

خلیفه ای هستیم تا یک نفر برای همه ما تصمیم بگیرد.

خواهند گفت مردم پشتیبان طرح های دولت هستند ، همان تصمیماتی که منجر

به افزایش تورم و بیکاری ، اشاعه فساد و فحشا ، فروش دختران به کشورهای

عربی و افغانستان و چین و... ، شده تا ثروت ملی ما یاری دهنده گروههای

تروریستی و آبادی کشورهایی بی اثر و خاصیت در دورافتاده ترین نقاط دنیا شود.

 

وقتی خودشان افراد را برای ما گلچین !! میکنند

وقتی من اجازه ندارم به فرد مورد نظرم رای دهم

وقتی فرد راه یافته به مسجد ! ( مجلس ) اسلامی مطابق با قوانین فعلی حق

دفاع از حقوق مرا ندارد

وقتی رای من اصلا شمارش نمیشود

چه اصراری ست تا بازیچه خواست مسئولین شوم؟

چه دلیلی دارد تا با حضور در حوزه ها ، اجازه دهم از حضورم در تائید اهداف مورد

نظرشان بهره جویند ، اهدافی که برای تغییر آنها به پای صندوق ها میروم !

---------------------------

(۱) . دیالوگی از علی حاتمی در فیلم سوته دلان که در وبلاگ

" چیزی هست که هرگز پیر نمیشود " خواندم .

Farhad Heyrani

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:13  توسط فرهاد حیرانی  | 

خانم فاطمه رجبی ، همسر اقای الهام ، سخنگوی دولت و از طرفداران

سینه چاک احمدی نژاد در یادداشتی که در انصار نیوز منتشر شد

مطالبی را عنوان نمود.

اگر کسی نام سید حسن خمینی را حذف کند  ، خواننده تصور میکند نامه

خطاب به رئیس جمهور است !

با هم گوشه هایی از این نوشتار را مرور میکنیم :

خطوط آبی رنگ ، دقیقا از متن نوشته فاطمه رجبی اقتباس شده.

 آقای سیدحسن خمینی! مبادا در این موج عظیم "آقازاده پروری" گرفتار شوید

.... چون او در نظر و عمل با "خانواده‌سالاری"، قبیله‌گری...مبارزه نمایید .

این واژه خانواده سالاری و قبیله گری مطمئنا درخور احمدی نژاد و دوستان اوست

ليست روساي فاميلي دولت احمدي نژاد(۱)

داوود احمدي نژاد         : رييس بازرسي رياست جمهوري        > برادر احمدي نژاد
حسين شبيري           : رييس صندوق مهر رضا                     > شوهر خواهر احمدي نژاد
پروين احمدي نژاد        : معاون مركز امور زنان رياست جمهوري > خواهر احمدي نژاد
علي اکبر محرابيان      : وزير صنايع                                      > خواهرزاده احمدي نژاد

احمدی مقدم             : فرمانده نیروی انتظامی                    > باجناق احمدی نژاد

اقوام هاشمی ثمره ، همه کاره رئیس جمهور :

مهندس مهدي هاشمي ثمره :مديركل وزارتي وزير نيرو        > برادر هاشمي ثمره
خانم قند فروش                   : مشاور خانواده وزير كشور     > زن برادر هاشمي ثمره
عبدالحميد هاشمي ثمره      : معاون وزير صنايع                 > برادر هاشمي ثمره

مهندس زريبافان (دبير هيات دولت):  

داوود مددي           : رييس سازمان تامين اجتماعي                      > باجناق زريبافان
سيدمحسن نبوي  : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي> داماد زريبافان
عليرضا مددي        : مديركل وزارتي وزارت تعاون                   > برادرزاده باجناق زريبافان
ناظمي اردكاني     : وزير تعاون                                          > شوهر عمه داماد زريبافان
دانش جعفري        : وزير اقتصاد                                         > پسر عمه پدر داماد زريبافان

همسر سخنگوی دولت در ادامه چنین آورده :

خمینی عزیز، آن وارث انبیاء و اولیاء ..  خاضعانه فرمود: "اگر کسی عکس مرا

 پاره کرد، با او برخورد نکنید."

و صد البته همه میدانیم با دانشجویان معترض به حضور رئیس جمهور در دانشگاه امیرکبیر

و حتی نمایندگانی که مخالف رئیس جمهور بودند چه ها کردند !

قانون اساسی، گرانقدرترین یادگار امام عزیز و خونبهای شهیدان است. در این

 قانون همه مردم با هم مساویند، و رهبری نیز با مردم مساوی!

و دقیقا بهمین دلیل تعدادی را رد صلاحیت میکنند و تعدادی رد حیات !

آفت بزرگ انقلاب خمینی، که بیماری صعب‌العلاج آن را موجب شده، قبیله‌گرایی

 و خانواده‌سالاری است.

قابل توجه معجزه هزاره سوم !

فریبکاری دموکراسی‌خواهانه به منظور گرفتن آرای نانوشته مردم برای

اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم است.

فریبکاری دین محوری و ریاکاری و متدین نمائی به چه منظوری ست ؟

روزهای شکست شرم آور را پیروزی قلمداد کردن ، چه تعبیری دارد؟

باج دهی به دولتها و گروههای فاقد اهمیت ، سفر به شهر ها وروستاها

و تصویب کیلوئی مصوبه هائی که هرگز اجرایی نمیشوند ، چه هدفی را

دنبال میکند ؟

به جرات می‌گویم این فتنه "عمروعاصی"، "قرآن بر سر نیزه کردن" است

 که متاسفانه "عجول‌های همیشه قیم" هم بدون استدلال و منطق، به دنبال

 آن راه افتاده‌اند.

این قرآن بر سر نیزه کردن ، سپر دین مداری و چماق اسلام ناب محمدی  همیشه

در انحصار گروه تمامیت خواه قرار داشته تا آنجا که حتی خرافاتی چون خواب نما

شدن را برای دیگران جرم و برای خود ارزش میدانند.

آقای سیدحسن خمینی!

در این عرصه راه جد بزرگوارتان را بپیمایید، و در سرکوب فتنه بپا شده به

 بهانه شما، وارد میدان شوید.

تنها برداشت از این موعظه آمرانه این است که باید همچون دهه شصت و

سالهای آغازین انقلاب ، بدون حساب و کتاب نسبت به قلع و قمع مخالفان

اقدام نمود . توجه نمائید که این مخالفان ، همراهان دیروز خمینی و پیشکسوتان

انقلاب هستند ، حال خود در نظر بگیرید نظر همفکران ایشان مثل مصباح

یزدی ، احمدی نژاد ، خامنه ای ، جنتی ، خزعلی و... را در مورد افرادی که به

ولایت فقیه و نظام اسلامی اعتقادی ندارند.

بیایید و با خلع سلاح "آقایی‌کنندگان همیشه" و آقازاده‌پروران مافیایی که

روش آنها دور از ساحت خمینی و منسوبان اوست، راهی بگشایید تا

چون "من" بتواند سخنانی را با شما در میان بگذارد.

سخنانی که از هراس همین سرکوبگری‌ها در گلو نگاه داشته‌ام .

شاید طنز آمیز ترین و بی شرمانانه ترین قسمت نوشتار همین چند جمله اخیر

باشد ، که تداعی گر : ببری مال مصلمان و چو مالت ببند

بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست !

مسلما هتاک تر و گستاخ تر از این خانم در جمع مسئولین سراغ نداریم.

هیچکس از تهتمت و توهین ایشان در امان نیست ، هرچه میخواهد میگوید

آنهم با ادبیاتی بس توهین آمیز ، باز هم ناله میکند که چرا او و همچون اوئی

فضا را برای گستاخی بیشتر ! ناامن می بینند !

در ادامه نوبت به شریعتمداری کیهان نشین میرسد و از سردار عزیز جعفری

سخن به میان می آورد که "سخن سردار جعفری نه "بخشنامه" بود، نه

 "فرمان اجرایی" !

اما هرگز نمی گوید که اگر سردار عزیزش ، جعفری ، نظرش را بخشنامه میکرد و

فرمان اجرائی صادر می نمود ، دیگر دخالت تعبیر نمی شد که نام کودتا

بیشتر برازنده عمل سردار میبود ، هرچند بخوبی میدانیم که همین اظهار نظر

به معنی صدور فرمانی علنی برای  " صندوق پر کنی و آرا خوانی " میباشد !

متاسفانه وقاحت از حد گذشته ، افرادی مصدر امور قرار گرفته اند که با

پشتیبانی رهبر و دخالت علنی پسر او فضا را برای حکومت نظامی اعلام نشده

مهیا نموده اند.

نوشته خانم رجبی تنها بازگو کننده خط مشی باند خام(خامنه ای ، احمدی نژاد

و مصباح ) است.

حکومت دینی راه بجائی نخواهد برد که دین را گوهری میدانند که تنها خود را مفسر و

گوهر شناس قلمداد میکنند و بنام خدا بی محابا سر از بدن افریدگانش جدا میسازند.

-----------------------------------

(۱) افراد ذکر شده از اینجا برداشت شده، شاید تعدادی برکنار شده باشند اما

حتی عزل یا استعفای تعداد انگشت شمار آنان تائیدی ست بر

( به قول خانم رجبی) "خانواده سالاری و فامیل بازی " . راس آنان چیست و کیست

که اینان دنباله او هستند !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 1:39  توسط فرهاد حیرانی  | 

آیت الله مشکینی :

"تشكر ويژه از حضرت بقية الله دارم كه ..اسامی

نمايندگان مجلس هفتم ..را امضا كردند."

شورای نگهبان ،

صلاحیت بیش از ۵۰ نفر از نمایندگان مجلس هفتم را رد کرد !

کدام گزینه صحیح است ( میتوانید چند گزینه را انتخاب کنید)

۱. امام زمان معصوم نیست و جایز الخطاست !

۲.آقایان فرق امام و کابوس ناشی از پرخوری(یا بو جوراب بالای سر)

را نمیدانند.

۳.برخی نمایندگان مجلس هفتم ، امام زمان را فریب داده بودند .

۴. امام زمان مسئولین را فریب داده بود.

۵. همه همدیگر را فریب می دادند اما زور اینها بیش از آنها ست.

۶.تعدادی از نمایندگان در پستوی خانه خود از فروش دختران ایرانی به

پاکستان و افغانستان و شیخ نشین ها انتقاد کرده بودند.

۷. نمایندگان سابق و بی اعتباران فعلی ، احتمالا ته مانده آب لیوان

رئیس جمهور را نخورده اند.

۸.تعدادی از دختران ترشیده مسئولین رده بالا ، ازدواج کرده و باجناقهای

تازه داماد، نیاز به پست و مقام دارند!

۹. حمزه به خواب رهبر آمده و امضای امام زمان را وتو کرده .

/////

کاش مسئولین در همان خواب شیرین باقی میماندند .

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 2:11  توسط فرهاد حیرانی  | 

شیعه نیوز: حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت، در
سومین روز همایش صبح قریب گفت :
رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله میگردد
آقای طلبه ای بیش نیست ! یا نمیداند کمربند زلزله چیست و یا چون دیگر علمای حوزه
اعتقادی به کمربند و بسته بودنش ندارد!
درضمن با توجه به اینکه نهایت بی بندوباری سکس است
میتوان به ارتباط زلزله و سکس پی برد ، به این معنی که در هنگام سکس ، زلزله رخ میدهد
اما نه در خیابان که در تختخواب !
در آلمان زلزله نمی آید

بهتر است ایمان و تقوی را از آلمانی ها بیاموزیم تا از
زلزله در امان باشیم

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 9:45  توسط فرهاد حیرانی  | 

شورای نگهبان صلاحیت تعدادی دیگر از کاندیداها را تائید کرد .

به مرگ می گیرند تا به تب راضی شویم !

این شیوه فروشندگان مغازه های بنجل فروش است که ابتدا قیمت بالا را

پیشنهاد میکنند تا با چانه زدن مشتری به همان قیمت مورد نظرشان برسند .

نه شورای نگهبان توان عمل بر خلاف نظر رهبر را دارد و نه خامنه ای ناآگاه از عملکرد

شورای نگهبان است اما این بازیها برای تهییج مردم به شرکت در انتخاباتی ست

که حکومت فقط انتظار حضور در باجه های رای گیری را دارد و الا نتایج از حالا

روشن است چه شیخ بخوابد و چه تا صبح بیدار بماند !

هر دوره شاهد تکرار این بازی کثیف از سوی رهبران جمهوری اسلامی هستیم

و عجب که تصور میکنند هنوز این بازی برای مردم تازگی دارد !

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:34  توسط فرهاد حیرانی  | 

امروز بدلیل حضور مهمانی عزیز مجبور شدم برنامه کنکاش که از

شبکه یک (جهانی جام جم ) جمهوری اسلامی پخش می شد  را ببینم.

مهمان  ، وزیر کشور بود.

چند نکته از صحبتهای وزیر کشور به نظرم قابل تامل آمد :

۱. مردم عراق در انتخابات ، به قانون اساسی خود بدلیل مشابهت با قانون

اساسی ایران رای دادند و در انتخابات مجلس نامزدهایی را برگزیدند که تمایل

به ایران دارند.

۲.شورای نگهبان ، صلاحیت نمایندگان و مسئولانی را رد کرده که فساد مالی

یا اخلاقی داشته اند !

۳."بعضی ها بدلیل عدم احراز صلاحیت رد شده اند"  و  این عدم احراز را چنین

معنی نمود:

اینکه شماره شناسنامه یا تاریخ تولد نامزد را نمیدانستند و از این قبیل !

۴.افراد ۱۵ ساله بدلیل شور نوجوانی قادر به تشخیص افراد خبره نیستند .

در مورد اول جای سوال است که آیا حکومت امریکا و حضور نظامیش در عراق

باعث شده تا مردم این کشور از آزادیهای حقه خود محروم شوند یا خیر؟

اگر امریکا با اشغال نظامی و به قول پورمهدی با صرف هزار میلیارد دلار و خسارات

مالی و تلفات انسانی توانسته باشد دموکراسی را در این کشور برقرار نماید ، قابل

تحسین است!

چگونه دولت امریکا پس از تصرف عراق به ذهنش نرسیده تا با تشکیل شورای نگهبان

از حضور نمایندگانی که برخلاف سیاستهای حاکمان بر نزدیکی با ایران اصرار دارند ،

جلوگیری کند!

به عبارت بهتر ، دولت نظامی امریکا حقی که دولت آخوندی ایران برای خود قائل

شده  را غیر انسانی میداند آنهم برای کشوری که با خسارات و تلفات فراوان به

تصرف درآورده .

۲. بیان  "فساد مالی و اخلاقی " در رد صلاحیت مسئولین سابق اتهامی ست که این

روزها به سادگی و فراوانی جایگزین "دگراندیشی و عدم همراهی" شده.

جای تردیدی نیست که کلیه مسئولین فعلی از برکت انقلاب به نوائی رسیده اند.

۳.ناتوانی در تشخیص هویت یا به زبان وزیرکشور مشخص نبودن شماره شناسنامه

یا تاریخ تولد نامزدها ، از توجیهاتی ست که تنها از زبان فردی شنیده می شود که

مردم را فاقد شعور و درک میداند و الا اولین مدرک برای ثبت نام ، شناسنامه متقاضی

ست !

شاید بهتر بود جناب وزیر می گفت :

مسئولین تشخیص صلاحیت ،در هنگام بررسی مدارک نامزدها عینک به همراه

نداشته اند !

و اما مورد چهارم که جای بحث فراوان دارد !

در هنگام رفراندوم جمهوری اسلامی ، خمینی اعلام نمود افراد بالای ۱۵ سال

حق رای دارند ، بعبارتی ، در حکومت ستم شاهی و دیکتاتوری شاه ، نوجوانان

به شعور سیاسی لازم رسیده بودند اما امروز و پس از گذشت سی سال که

نوجوانان امروزی و پدر و مادرشان تحت تعلیم ملایان هستند از درک مسائل سیاسی

عاجز شده اند . به بیان دیگر ، حکومت جمهوری اسلامی حتی از حکومت شاه که

آنرا دیکتاتوری و خفقان میدانستند ، در زمینه آموزش و اطلاع دهی ، عقب تر است.

شاید بخاطر همین یک مورد بتوان به نظام ملایان آفرین گفت که در جهت دستیابی

به حکومتی که مردم تحت فرمانش را خاموش و بی نظر میخواهد ، پیشرفت بسیاری

داشته.

اکنون "شعار دین از سیاست جدا نیست" کاملا معنی یافته :

سیاست چیزی جز دین نیست ، و دین یعنی خرافاتی که انسان را ملزم به تقلید از

مراجعی میکند که از زمان خود هزار سال دورند .

در پایان هم وزیر کشور ابراز امیدواری کرد تا در آینده سیستمی بکار گرفته شود

که افراد نتوانند خود را کاندید نمایند تا دلیلی برای بررسی صلاحیت ها وجود نداشته باشد !

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:11  توسط فرهاد حیرانی  |