تبليغاتX
تقویم تبعید

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

به مناسبت دهه زجر

البلاهت الوقیح ، آسد علی گدای زودباور
آن عالم ربانی ، آن شیخ مامانی ، آن رهرو بی همت ، آن شیخ بی غیرت
آن ملای بی قرار ، آن رهبر بی بخار ، آن مردمان را کرده در قفس ،آن خلق را بسته را ه نفس ، آن عاشق ترانه آمنه ، آ سید علی گدا ، خامنه .
بزرگ شیخی بود در سرای حوزه ،
گویند روزی آسید علی بر مراد خود وارد شد و گفت:
عمر تو دراز باد که گر نباشی ، ریشم را کفنم کنند. مراد گفت : نهراس که پس از من تو بیایی .
و این از معجزات سرزمین فارسیان بود که مقامات از قبل بشناختندی
از این سخن حالتی بر عارف گدا رفت که نعره زد و غش کرد.
پس از هوش آمدن قضیه را جدی گرفت و خود را تباه کرد.
از او پرسیدند : بزرگترین کیف از بلاهت وقیح شدن در چیست؟
گفت : اینکه کون اکبر کوسه بسوخت!

از کرامات شیخ همین بس که در زمانش هیچ بانگی بر نیامد مگر از سینه سوراخ شده و هیچکس به محبس نرفت مگر بی نیاز شد از طعام و روزه دار شد بر دوام!

روزی دیگر شیطان رجیم یانکی صفت(الجرج بوش) لعنت اله علیه ، در خواب حالش بپرسید شیخ علی گفت: دست بردار از این در وطن خویش غریب .
که این از عجایب بود که او ولی مسلمین میبود و هیچ مسلم از او تقلید نکرد.

از صفات روحانی آسید علی گدا این بود که یومیه به ساعاتی متوالی سیر آفاق و انفس میکرد و در این حالت منزل پر از دود مینمود و در عالم هپروت سیر میکرد ، چشمانش خمار میگشت گویی با اولیا محشور شده و مسئله از آنان باز می پرسد.
مریدان در این وقت عودها بسوزاندند تا همسایگان از عالم شیخ آگاه نگردند که به وقت رجعت از آسمان ، خواب او را درمی ربود.

-------------------------------------------------
آخوندک محمود احمدی نژاد فراخ الکانه
آن سوخته جمال ، آن نبرده فهم و کمال
آن کینه را مفتاح ، آن ملیجک مصباح
آن دارنده هاله ، آن ..س خل بیچاره
آن از تیره میمون ، آن خوراکش پنیر و تافتون
آن محو کننده اسرائیل ، آن ملائک بکرده عزرائیل
آن منابع را بداده بر باد ، شیخ محمود ان ، احمدی نژاد
کوچک اندامی داشت و دراز زبانی.
نقل است روزگاری دراز هیچ نخفت و بر لوایح بلاد انگشت میزد ،
که میگفت انگشت بر لوایح بلاد ، خواب کند مردم خراب.

روزی مریدی به والده ی شیخ محمود گفت : مهر مادری نه این بود که چنین ریختی بر فرزند بریختی.
مادر محمود گفت: هیچ مگو که نسل ما از ازل الی الابد چنین است.
الهام که از مریدان شیخ بود ، هر صباح ماشین شیخ هل میداد.بدو گفتند راز این همه هل دادن چیست؟
گفت : شیخ وعده به فردا داده . و فردا روزی معجزه این ریاضت مکشوف بگردید و الهام بر کابینه اذن دخول یافت.

عیال الهام بر صفت شیخ مکتوب بسیار نگاشت.جماعتی بدو گفتند:
تو که شیفته این شیخی ، چرا زودتر بله نگفتی؟
عیال الهام الاشد السلیطه گفت:
وصفش راحت تر از وصلش باشد!
این از کرامات شیخ بودکه هیچکس یارای نگاه خیره بدو نداشت و هرکه خیره شد بوقت خندیدنش ازعذاب جهنم دور گشت که کفاره گناهان پس داده بود.

روزی بر آسد علی که از مفاخر طلاب بود وارد شد و دستش ببوسید.
آسدعلی نوازشش نمود و گفت : تو خودت نمره بیستی ، تو مث آدمی نیستی.
شیخ محمود ان میگفت:
ما عدالت پروریم نه عداوت بر خلق ، و از کراماتش اینکه عدالتش عین عداوت بود و عداوتش عین جنایت.

روزی پس از قتلش بخواب بزرگی آمد که بزرگ درجا سکته نمود.پس روزی دیگر
بر خواب عیال نازل شد و گفت:
بواسطه خنداندن جمله خلایق دهر ، از گناهانم بگذشتند و در فردوس برین واردم نمودم !بسه دیگه سوختم سوختم .....

Farhad Heyrani
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 10:50  توسط فرهاد حیرانی  | 

مدتی ست درگیر درس و یادگیری زبانم
امروز دوستی از سوئد تماس گرفت و گفت خواننده ای در آنجا ، شعری
از رضا (برادرم) را خوانده ، کلی کیف کردم ، بجهت تبلیغات خانوادگی
این لینک را قرار میدهم.
" یه بهونه مونده بود تا
از تن خودم رها شم
واسه آسمون چشمات
یه عالم پرنده باشم"


سایت رضا حیرانی
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:5  توسط فرهاد حیرانی  | 

تاکنون انواع بهانه ها برای جداسازی مردان وزنان را شنیده بودیم ، مثل

جداسازی در اتوبوس ،  راه پله ادارات ، دفترکارمندان ،تفکیک پارکها ،

دانشگاه ، متون درسی ، قطار ، قسمت جلو تاکسی ها ... ، اما این بار

سخن از جداسازی در اموری ست که تخصص ،ویژگی اصلی آن است.

همزمان با اجرای فاز یک بیمارستان مخصوص بانوان ، لاله افتخاری

نماینده مجلس و هوادار دولت اعلام نمود :

۱. "در سرزمين اسلامي نبايد يك مريض زن به دست‎ ‎نامحرم مداوا شود".

البته خانم افتخاری توضیح ندادند از چه زمانی و از چه مرجعی به این نتیجه

رسیده اند که طبیب ، نامحرم است !

۲.  "جدا سازي در اماکن عمومي از جمله ادارات، پارک، سينما، قطار،

 آسانسور !!، دانشگاه و‎ ‎ساير اماکن ‏براي صيانت از زنان قابل اجراست".

۳."زنان با كمال ميل اين فرصتهاي شغلي را که با توجه به خلقت انسان

 برای بانوان مکروه است را در اختيار آقايان قرار‎ ‎مي‌دهند ".

شاید اشاره به این نکته بتواند دلیل خصومت خانم افتخاری را شفاف سازد:

این موجود نجیب و هراسان از جنس مخالف ، بدلیل شرایط غیر اسلامی در

دوران تحصیل خود ، خانه نشین شد و پس از انقلاب دوباره به درس روی آورد

و توانست در سن ۳۰ سالگی دیپلم گرفته و پس از مدت کوتاهی به صندلی

مسجد شورای اسلامی تکیه زند.

بجز عوام فریبی و ریا و کاسه داغتر از آش شدن چه نامی میتوان بر طرح هایی

اینچنین نهاد  ؟

ساخت بیمارستان ویژه بانوان آنهم در شرایطی که کمبود پزشک و

مراکز درمانی از معضلات اجتماعی در سرتاسر ایران ست تنها به یک

 لطیفه شباهت دارد ، که اولا برخلاف دستور صریح تمام کتب 

توضیح المسائل علما و مراجع تشیع ، از جمله خمینی کبیر است ،

و عوام فریبی ست چرا که اگر واقعا لمس دست بیمار توسط دکتر نامحرم

گناه باشد ،  بانوان مقیم شهرستانها باید تن به معاصی و گناه و تماس با

نامحرم دهند اما زنان تهرانی از این آسیب مهلک به سلامت خواهند

  گذشت ، البته اگر بتوانند بر ترافیک و دوری مسیر غلبه کنند.

ناگفته پیداست پس از افتتاح بیمارستان ویژه زنان ، مطمئنا خواهند گفت

بقیه مراکز درمانی از پذیرفت بانوان معذور میباشند !

پیشنهاد میشود تمامی موارد زندگی ایرانیان را با چنین تقسیم بندیهایی

تفکیک نمایند ،  مثلا خرید سبزی " شاهی" ( که از اسامی مونث است )توسط

 آقایان ممنوع شود مگر آنکه همراه خود دخترش را هم ببرد تا سبزی فروش

 " شاهی " را بدست نامحرم ندهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 0:11  توسط فرهاد حیرانی  | 

بازداشتگاه = مکانی است برای باز داشتن فرد از ادامه حایت (فرهنگ نفیسی)
با توجه به روند رو به رشد آمار خودکشی واعمال شیوه های یکسان پیشنهاد می شود:
1. فرهنگستان زبان پارسی ، واژه نامانوس خودکشی را حذف و بجای آن واژه معقولتر
و رساتر " خودشو بکشی " را ارائه دهد .
2. وزارت امورخارجه طی نامه ای پرشور خواستار محاکمه سران غرب و بویژه امریکا
شود ، مطمئنا این کافران غربی هستند که
باعث می شوند بازداشتگاههای ایران به" گیوتین کده " معروف گردند.
پیرو درخواست آیت اله هاشمی شاهرودی مبنی بر کاهش تعداد زندانیان ، این اعمال
در جهت هماهنگی قوه مجریه و قضائیه صورت میگیرد که درخور تحسین است.
3.ویروس " خودشو بکشی " اصلا خودی غریبه سرش نمیشه ، از سعید امامی گرفته
تا زهرا بنی عامری و ابراهیم لطف الهی ... و از تهران تا همدان و سنندج ... نشان دهنده ی
به فعل رسیده شعار مقام عظمای " بلاهت وقیح" است یعنی
سال وحدت ملی ، انسجام اسلامی.
در همین راستا رئیس جمهور دستور داد کشیدن قلیان آزاد شود تا ملت بدون واهمه
بتواند به حق مسلم خود دست یابد.

با توجه به اینکه همگام با استکبار جهانی و برای مقابله با حضور امام عصر و وقفه در
پیروزیهای دولت ،دشمن مصمم است با ایجاد موانعی( همچون : سرما و یخ بندان ، سقوط
هواپیما ، ترویج غسل جمعه بجهت ایجاد کمبود مصنوعی گاز ، شیوع ویروس
" خودشو بکشی" در بازداشتگاه هاو موارد عدیده دیگر ... ) ملت را از همراهی با دولت
بازدارد ( زهی خیال باطل) ، بدینوسیله پیشنهاد می شود خدای متعال را " به جرم
همراهی با استکبار و مخالفت با دولت مهرورز و مقام عظمای بلاهت " دستگیر وبه
منکرات همدان یا اطلاعات سنندج و یا اطلاعات تهران سلول شهید سعید امامی
اعزام دارند.


و من الله توفیق البته اگر پیرو ولایت باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:49  توسط فرهاد حیرانی  | 

وزیر کشور اعلام نمود بیست نفر از نمایندگان فعلی رد صلاحیت شده اند!

از رد صلاحیت های فله ای بگذریم ، از ردصلاحیت ها بدلیل اعتقادات بگذریم ، از
رد صلاحیت های سیاسی بگذریم ، ... ، اما از این یکی نمیتوان چشم پوشی کرد

وقتی نظام بر اساس نظریات خاص دیکتاتور عمل کند ، نتیجه این می شود که دیروز
بکار من می آمدی و امروز نه ، پس حذف شو !
سخن وزیر کشور نشان دهنده این است که به قول خودش : کسانی برای کشور
تصمیم می گرفتند که صلاحیت نداشتند !
کسانی بر کشور حکمرانی میکردند که لیاقت نداشتند !
شورای نگهبان از تعیین صلاحیت اینان در دوره گذشته غافل بوده و به خطا رفته ، پس
چگونه به تصمیم امروز شورای نگهبانی که به اعلام خودش در گذشته بارها کوتاهی
نموده و صلاحیت لازم را برای تعیین صلاحیت ها نداشته ، میتوان اعتماد نمودو یا
اصولا اینچنین شورای نگهبانی صلاحیت لازم برای بررسی صلاحیت ها را دارد

شاید بهترین دلیل برای عدم صلاحیت تمامی نامزدها این باشد که همه ی آنها ملزم به
پاسداری از قانون اساسی !! و تبعیت از مقام رهبری هستند و با این شرایط
نمیتوان امید به تصمیمات آنها برای آزادی و رفاه ملت داشت .
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 1:5  توسط فرهاد حیرانی  |