تبليغاتX
تقویم تبعید Image and video hosting by TinyPic

تقویم تبعید

روایت فرهاد حیرانی

نهاد رياست‌جمهوري: احمدي‌نژاد، سقراط زمانه است .

بررسی شخصیتی سقراط و احمدی نژاد صحت ادعای نهاد ریاست جمهوری را اثبات میکند.

سقراط بسیار میگفت و هیچ نمی نوشت ، اطلاعات ما بواسطه شاگردانش بدست آمده ،

احمدی نژاد هم بسیار میگوید اما ثبت نمیکند تا بتواند بعدها تکذیب کند همچون :

نفت بر سر سفره ها ، هاله نور ، هولوکاست و....

اما شاگردانش بسیار از او میگویند که اگر فاطمه رجبی نبود ، ما هرگز نمی فهمیدیم

رئیس جمهور معجزه هزاره سوم است و در اعجازش همین بس که در ساعتی تعداد آرایش

هزار برابر شد!

سقراط بیشتر عمرش را صرف مباحثه در بازارهای آتن میکرد و به هیچ کاری مشغول

نمی شد ، احمدی نژاد هم هیچ نمیکند مگر در به در بدنبال بحث یا ارسال نامه به روسای جمهور 

 اما کسی توجهی به او نمیکند.

سقراط به فکر زن و فرزندانش نبود ، رئیس جمهور هم به فکر زن و فرزندان مردم نیست.

بسیاری از کسانی که با سقراط بحث کردند ، بعدها نماینده فکری فلسفه های

گوناگون در یونان شدند ، بسیاری از کسانی که حرفهای رئیس جمهور را جدی میگیرند

در همان لحظه مسئول پستهای کلیدی میشوند.

سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد و به خانه ها برد ،

احمدی نژاد نفت و بنزین را از پمپ بنزینها جمع کرد و به خانه های دوستان خارجه اش برد.

سقراط دموکراسی آتن را به سخره میگرفت ، احمدی نژاد هم دموکراسی غرب را

نکوهش میکند و آزادی تحت امر بلاهت وقیح را مبلغ است.

سقزاط عقیده داشت همانگونه که نجار و کفاش باید در کار خود استاد باشند ، حاکم نیز

باید در رشته حکومت تخصص داشته باشد ، احمدی نژاد میگوید تخصص ، تفکر شیطانی

ست ، همان ریش و نماز کافی ست ، حاکم نیز باید ولی فقیه باشد هرچند با یکصد گروه

رصد ، نتواند ماه را ببیند!

سقزاط بجهت عقایدش جام شوکران نوشید ، اما محمود خالی بند ، تیر خلاص به بسیاری

بزدو خود بزیست .

سقراط میگفت باید جهان شناسی را کنار گذاشت و به انسان بازگشت ، احمدی نژاد

میگوید باید انسان ها را کنار گذاشت و به جهان شناسی ( سفرهای خارجه ) پرداخت.

سقراط ادعا میکرد پیامهای مخصوصی از غیب به قلبش میرسد ، رئیس جمهور نیز مدعی

ست که هاله دور سرش طواف میکند.

سقراط در توجیه بزرگی سوراخهای بینی ش میگفت : مگر نه این است که این سوراخها برای

تنفس است ، پس هرچه بزرگتر ، بهتر !

احمدی نژاد هم در وصف بزرگی بینی ش میگوید : بزرگی بینی کمک میکند تا در هنگام ورود

به هر منزلی نیاز به اهن ، اهن گفتن نباشد که بینی من ده دقیقه زودتر از خود من وارد

سرای شود و قبل از دخول ، بشارت ورودم دهد !

----------------------

شرح سقراط برگرفته از سایت تاریخ فلسفه میباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:35  توسط فرهاد حیرانی  | 

آيت‌الله جنتی :

در اسلام هميشه اکثريت با اهل باطل بوده اقليت با اهل حق بوده که

 خوشبختانه به لطف خداوند همان اقليت‌ها با تلاش‌هاي خود توانسته‌اند

بر اکثريت پيروز شوند.

ترجمه به فارسی :

جنتی اشاره به دو معجزه الهی در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی دارد،

اولی ، رفراندوم ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ میباشد که اکثریت باطل رای به جمهوری اسلامی

داد و نفهمید چه شکری میخورد!

دومی هم رفراندوم ریاست جمهوری اخیر است که با لطف خدا و امدادهای غیبی و

یاری بسیج و دفتر رهبری و شورای نگهبان خلافت " بلاهت وقیح " ، نکبتی بنام

احمدی نژاد شد رئیس جمهور مردم ایران !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 19:4  توسط فرهاد حیرانی  | 

احمدی نژاد خطاب به ایتام :

من از شما یتیم ترم چون دوبار پدرم را از دست داده ام!

پرونده هسته ای از نظر ما بسته شده و فقط دو سه کشور با آن مخالفند مثل :

اروپا ، امریکا ، آسیا ، افریقا و اون یکی که نمیدونم اسمش چیه .

مهمترین ویژگی حکومت ما ولایت فقیه و چاه جمکران است که بهم راه دارند.

کشور ایران در این چند سالی که من رئیس جمهور شده ام ، پیشرفتهای محسوسی

داشته از جمله : بردن نام امام زمان در سازمان ملل ، تماس تلفنی با پادشاه

عربستان ، هماغوشی با چاوز و مهمتر از همه ، ما عاملی بودیم برای اتحاد کشورهای

منطفه و حتی جهان .

من به غرب نصیحت میکنم مسلمان شوند و الا کشور آنان را هم از نقشه جهان در

اتاق کارم پاک میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:35  توسط فرهاد حیرانی  | 

اطلاعیه دفتر مقام معظم رهبری در مورد رویت هلال ماه

بسم اله القاسم خماریون
بدینوسیله به اطلاع امت شهیدپرور و روزه دار میرساند ، امروز پس از پریدن خماری از سر
مقام معظم رهبری ، ایشان اطلاع دادند آنچه که ظهر دیروز مشاهده نموده بودند ، ماه نبوده بلکه
آفتاب بوده که بدلیل تحلیل رفتن موقت قوه بینایی حاصل از خماری شب قبل ، هلال ماه تصور شده
لذا بر کلیه روزه داران واجب است تا اطلاع ثانوی بخورند وبیاشامند که رهبرمان نشئه است .
والسلام علی امت المقلد والمقلدان بی مخ

دفتر مقام معظم رهبری
متخصص ماهشناسی از حوزه علمیه قم

-----------
ویکی پدیا - عوارض خماری : تحلیل رفتن موقت بینائی .
 

عضو كميته علمي ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبر:
برخي اوقات دفتر مقام معظم رهبري براي اطمينان بيشتر از ديده شدن هلال، از هواپيم
ا استفاده مي‌كند كه اين به وضعيت و خصوصيت هلال ماه بستگي دارد و كارشناسا
ن در مورد هلال امسال به اين نتيجه رسيدند كه استفاده از هواپيما موفقيت‌آميز نخواهد بود زيرا در هواپيما نمي‌شود از تجهيزات رصدي خيلي پيشرفته بهره جست و از
دوربين‌هاي متوسط استفاده مي‌شود لذا امسال اقدامي در مورد استفاده از هواپيما صورت نگرفت.

توضیح :
در مکتب تشیع ، رویت هلال ماه بایستی با چشم غیر مسلح انجام شود فلذا تجهیزات رصدی پیشرفته یعنی
عمل بر خلاف فقه شیعه توسط ولایت فقیه !!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:52  توسط فرهاد حیرانی  | 

TinyPic image

به منظور مسلمان کردن خداوند و فرشتگان ، ماهواره مصباح به فضا پرتاب شد!

عکس در ابعاد بزرگتر در اینجاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 12:46  توسط فرهاد حیرانی  | 

TinyPic image

با حذف ۳ صفر ، اسکناس (هاله) نور منتشر شد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 13:49  توسط فرهاد حیرانی  | 

احمدی نژاد : مگه شهر هرت است ، حمله نمی کنند !
فرهنگ لغت : شهر هرت اصطلاحا جایی ست که در آن بی قانونی حکم فرماست و هرکه
هرچه خواهد انجام میدهد.

در ایران دو نوع قانون وجود دارد ، یکی قوانینی که در کتاب قانون موجود است اما اجرا
نمی شود و دیگری قوانین نانوشته ای ست که که بر زندگی مردم حاکم است.

بعنوان مثال طبق قانون اساسی تشکیل اجتماعات بدون حمل سلاح آزاد است اما هر نوع
اجتماعی اعم از حمایت از حقوق زنان ، خواسته های سندیکای کارگری ، حقوق معلمان
و حتی درخواست ورود به ورزشگاه آزادی و .... به دخالت پلیس و ضرب و جرح و
دستگیری مردم می انجامد.

آزادی بیان در قانون اساسی تضمین شده اما هر نوع انتقادی به دستگیری و شکنجه و
نهایتا مصاحبه و توبه افراد منجر می شود.

در ایران مقامات در تمامی زمینه ها اظهار نظر میکنند الا در محدوده مسئولیت خود!
در ایران رهبر قادر است به اشاره انگشتی تمامی مصوبات را از اعتبار ساقط کند.
در ایران شورایی ست بنام شورای نگهبان که طبق مصوبه مجلس پنجم دارای اختیاراتی
در زمینه بررسی و رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی شده اما این اختیارات را پس از
آن نتوانسته اند ملغی کنند حتی همان مرجعی که این بی قانونی را تصویب نموده بود.

در ایران مردم توانایی انتخاب رهبر خود را ندارند که سطح شعور مردم را در حد
تشخیص خیر و شر خود ، باور ندارند و مفتخرند بر چنین مردمی حکم راندن .

در ایران هرگاه صلاح بدانند سن رای دهندگان را تا 15 سال پائین میآورند و هرگاه
لازم ندانند تا 18 سال بالا میبرند،
جالب است در اوایل انقلاب و برای رفراندوم جمهوری اسلامی ، به نوجوانان 15
ساله که در رژیم شاه تربیت شده بودند حق رای دادند که به معنی قبول شعور سیاسی
آنها بوده اما پس از نزدیک به سه دهه حکومت اسلامی ، سن رای دهندگان را تا 18
سال بالا برده اند که به معنی عدم توانایی رژیم در گسترش فهم سیاسی و آگاهی ملت است.

در ایران مسئولین شعار صلح سر میدهند اما دوستان حکومت تنها گروههای آشوب طلب و
کشورهای جنگ زده یا جنگ طلب است.


اگر ایران نمونه بارز شهر هرت نیست پس شهر هرت کجاست ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:52  توسط فرهاد حیرانی  | 

دو هفته پیش در گلویم غده کوچکی را حس کردم که اندازه یک نخودچی بود،

روز بعد شد گردو و روز بعد پرتقال و ... از ترس اینکه مبادا به فکر هندوانه شدن

بیفته خودم را شبانه رساندم به بیمارستان .

هرچه مار از پونه بدش میاد ، رژیم غذائیش میشه آش پونه یا مد سال میشه گل پونه

منهم که عاشق کنج اتاقم هستم ، مجبور شدم برم بیمارستان بساط پهن کنم.

خلاصه دکتر نازی  با گرمک گلویم بازی کرد و دستور بستری شدن داد .

اتاقهای بیمارستان دو تخته بود ، شب اول خوابیدم و صبح دیدم از هم اتاقی خبری نیست!

پرستارها گفتند بیچاره برای فرار از صدای خرناسم به اتاقی دیگر پناه برده!!

باجناق آلمانی من که صدای خرناسم را به اره شدن درخت تشبیه میکنه اما خداوکیلی

آن صدای هلیکوپتر بدلیل بسته شدن راه تنفس بود که از شب دوم  ، هم اتاقی عزیزم

شب را با آرامش به صبح میرساند اما همان حکایت شب اول کافی بود تا عیال پیراهن

عثمان بدست آورد و بگوید : چقدر بگم سیگار نکش ، ببین من چه میکشم!

شب اولی که با این هم اتاقی کمی تا قسمتی تپل مپل بودم دیدم لباسش تنها

روپوش بیمارستان است و صحنه های فجیعی را مقابل چشمان حریص من هویدا میکرد

و شاید بدلیل نگاههای متعجب ! من بود که از شب بعد شورت ماماندوزی که نفهمیدم

از کجا پیدا کرده بود به تن کرد.

از این بیچاره در عجب بودم که پس از مرخص شدنش جوانی جای او را گرفت و تا به او گفتند

لباس اتاق عمل این است ، بلافاصله با یک حرکت همه چیز را پائین کشید و در معرض دید

قرار داد!

نوبت عمل من که شد ، از پرستار اصرار که باید همه لباسها را در آوری این شورت !! و

روپوش را به تن کنی و از من انکار !!

گفتم من اصلا شوخی ناموسی با کسی ندارم ، یا شورت بلند برام بیار یا من با

همین شورتم به اتاق عمل میآیم و هرچه پیش آید از میکرب و باکتری گناهش گردن من !

خلاصه قبول کرد و مرا به اتاق عمل  برد.... اتاق عمل نگو ، بهشت برین!

من بودم و ۹ تا بانوی سبز پوش .

گفتم لطفا منو بیهوش نکنید تا ببینم چه بر سرم میآید ، خندیدند  و گفتند تو یک نفر

اینجا مردی و ما همه زن ، هم بیهوشت میکنیم و هم دست و پایت را محکم میبندیم!!

دکتر نازنین که با آن حجاب اسلامی - جراحی هم زیبا بود ، ضمن مالیدن شانه ام ماسک

را بر صورتم گذاشت و گفت نفس عمیق بکش تا راحت بخوابی ....

چند لحظه ای گذشت و با اشاره چشم و ابرو خواستم تا ماسک را بردارد ، بعد گفتم

تا شما شانه مرا میمالید ، محاله خوابم ببره ، من خودم میخوابم فقط اینقدر نمالید!

دکتر دیگری دست به سینه ام کشید و ضمن نصب سیمها روی آن از وجود موی سینه

گله میکرد .

ترس وجودم را گرفت که مبادا هرجا مویی روئیده ، او بخواهد سیمی نصب کند!

خلاصه عملم کردند و به هوش آمدم ، پرستار نازینی برای بردنم آمد و گفت نگران نباش

که همه چیز بخوبی طی شد.

خندیدم و گفتم بین ۹ تا زن مگر ممکن ست جز به خوبی طی شود ، من حاضرم فردا

هم عمل شوم!

گفت خیلی خوبه چون فردا شیفت اتاق عمل ، ۹ تا مرد هستند !!

تقریبا ساعت ۱۰ شب بود که به اتاق رسیدم و بلافاصله به همسربانو تلفن زدم که

عمل شدم.

گفت : تو که قرار بود فردا عمل بشی.

گفتم با اجازه بزرگترها بعلللله اما چون جلو انداخته بودم و درد دقیقه ای یکبار شده بود

مجبور شدند عملم کنند.

پرسید خب همه چیز خوب پیش رفته؟

گفتم معلومه که خوبه خوب بوده ، من بودم و ۹ تا زن ، دست هرکدام جایی بند!

غرض از نوشتن این مطلب  چند پی نوشتی ست که در ادامه میآید:

پ ن ۱. پرستارها و دکترها آنقدر مهربان هستند که گویی خویش بیمارند.

پ ن ۲.من عاشق این بی وقتی ملاقاتم ، هر زمان ، هرکس بیاید به راحتی میتواند

بیمار را ملاقات کند.

پ ن ۳.دو روز بعد از عمل وقتی همسرم به خانه برمیگشت منهم همراهش از بیمارستان

خارج شدم تا سیگار بخرم ، جالب است که ملاقات کننده های بعدی را نه در اتاق

که در خیابان و در فاصله ۵۰۰ متری درب ورودی بیمارستان دیدم و با هم قدم زنان وارد

بخش شدیم.

پ ن ۴.شبی که خود را به بیمارستان رساندم ، نه کارت شناسایی داشتم و نه بیمه ،

حتی نام شرکت بیمه را هم نمیدانستم که قبلی را فسخ و با دیگری قرارداد بسته بودم

اما مطمئن نبودم در آن شب کذایی کدامیک مرا تحت پوشش قرار میدهند!!

اما بدون سوال اضافه مرا بستری کردند و تا دو روز بعد که همسر و دخترانم از سفر آمدند

و مدارکم را آوردند ، از هیچ چیز کم نگذاشتند.

یاد هموطنانم در ایران افتادم .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 1:37  توسط فرهاد حیرانی  | 

جناب آقای خامنه ای
دستور مبارک حضرتعالی رویت شد. از اینکه حکم قتل مرا صادر اما اجرایش را منوط به حکم
حاکم شرع نموده اید ممنونم ، بهر حال خوشایندتر از احکام فله ای اعدام در دهه های گذشته است .
اما ای کاش به ضمیمه ی فتوی ، سندی که نشان از حق تملک حضرتعالی بر خون و جان من
داشته باشد را نیز ارائه مینمودید.
شخصا بیاد ندارم تار مو یا قطره خونی را وقف حضرتعالی یا دین و مرام شما نموده باشم که
اکنون آنرا بی دریغ حراج نموده اید.آیا تا بحال مرا دیده اید ؟ آیا زمانی ولو اندک هم صحبت بوده ایم ؟

چگونه به صرف خواندن تعدادی از مقالات در نقد دین وحکومت ، مجاب شده اید تا انسانی را
از حق حیات محروم نمائید؟
حقی که حد اقل شما بعنوان یک مسلمان باور دارید که خدا دادی ست.
کاش پایه های حکومتی را که ادعا میکنید بر ستون مکتب الهی و مبانی خدشه ناپذیر دینی
بنا نهاده اید ، بر مبنای خرد انسانی وضع می نمودید تا بدینگونه با هر نقدی به رعشه نیفتد و
حضرتعالی مجبور به صدور حکم قتل و ارتداد نمی شدید.

جناب آقای خامنه ای
حکم فتلی را که شما ارسال نموده اید سندی ست دیگر برای اثبات تلاش " جمهوری اسلامی "
مبنی بر حذف تمامی نواندیشان و مخالفان سیاسی و منتقدین عقیدتی.

اما " به کجا چنین شتابان " ؟
" به کدام مکتب ست این ، به کدام مذهب است این " که بگوئید هرکه چون من نمی اندیشد باید
بمیرد تا من و امثال مصباح یزدیها و احمدی نژادها در کره ارض تنها باشیم.

بخدایی که شما میشناسید ، وسعت زمین بیش از حد تصور شماست .
برای همه جا هست!
پاسخ شما به تاریح چیست ؟ توجیه شما به نسل آینده چه خواهد بود؟
آیا فکر میکنید نسل فردا توهمات و شعارهای فسیل شده ی شما را خواهد پذیرفت؟
"وای اگر از پس امروز بود فردایی"

جناب آقای خامنه ای !
لحظه ای لباس روحانیت را از خود دور کنید و بدور از تملق گویان با خویش خلوت کنید.
سعی کنید مثل مردم عادی باشید و باور دارید همچون یک انسان عادی جائز الخطا اجازه
دارید در مواردی اشتباه کنید ، آیا حتی در حد تصور و گمان ، فرض نموده اید
که اگر من و ما بر حق باشیم و شما در خطا ، چه فاجعه ای بدست شما و پیروانتان
شکل گرفته و همچنان تداوم می یابد ؟ راه برگشت باقی بگذارید !

با حذف دیگران صحنه خالی نخواهد شد ، تنها کینه ها عمیق تر میشوند و فردایتان سیاهتر !
--------------------------
پ .ن . یکی از دوستان ! تعدادی از مقالات مرا در نقد دین به همراه شرح مختصری از برادشت

خود را به دفتر آقای خامنه ای ارسال نموده که پاسخ آنرا پس از دریافت برای من قرائت نمود.
برای قرار دادن میل در سایت Tinypic و اینجا مجبور شدم آنرا کپی و به فرمت Jpeg برگردانم.
بهرحال ای میل دفتر آقا برایم ارسال شده ، مسئله من و تو نیست ، مائیم و این دگم اندیشی که بر
ما حاکم است ، مطمئنا بسیاری از دوستان نیز شامل چنین لطفی از سوی آقا هستند و....

TinyPic image

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 0:3  توسط فرهاد حیرانی  | 

اولین بار که علیرضا افشار را ملاقات کردم ، سال ۱۳۵۸ بود.در دفترش واقع در میدان انقلاب

،ساختمان جهاد شازندگی که گویا از القانیان مصادره شده بود.

در آن سالها عضو جهاد سازندگی بودم و افشار مسئول مستقیم گروه ما بود.

اتاقی ساده داشت ، کف اتاق لخت بود و تنها در کناره ای موکتی تا شده قرار داشت .

میز چوبی یک در یک (متر) او که مملو از پرونده های روستائیان بود بیش از هر چیز دیگر

توجهم را جلب کرد ، افشار با ریشی انبوه و لباسی نامرتب که از ویژگیهای انقلاب های

آنزمان بود !! به درخواست انان رسیدگی میکرد.

روستائیان صف بسته بودند و هرکدام نامه یا تقاضایی داشتند.

شاید بتوان گفت جهاد سازندگی در بین نهادهای انقلابی بگونه ای دیگر بود ، حداقل

در زمانی که من بودم ، "سنگرسازان بی سنگر " ، شعاری که مایه فخر همه جهادیان

بشمار میرفت . کار گروه ما که در ادارات مستقر بودیم ، شناخت نظام اداری و نقد بوروکراسی

حاکم بر ادارات بود ، همچنین انجام پروژه هایی که دستگاههای اداری بدلیل نبود

نیروی متخصص و یا عدم تامین هزینه های سنگین ، قادر به انجامش نبودند.

شعار "" کار بقدر توان ، مزد به قدر نیاز "" در جهاد به فعل رسیده بود....

از مطلب دور نیفتیم ، در سال ۱۳۶۱  بدلیل نظرات افراطی علیرضا افشار ، اختلافات

در شورای مرکزی ۳ نفره جهاد بالا گرفت .

علیرضا افشار که قدرتمند ترین عضو شورا بود به جهت اطمینان از انتخاب خود ، پیشنهاد 

داد تا انتخابات مجدد صورت گیرد تا بتواند با بدست آوردن دستاویز لازم، نظراتش را اعمال کند

انتخابات انجام شد اما او انتخاب نشد !!

سپاه پاسداران که مرکزی بود برای افراطیون راست ، به سرعت او را جذب نمود و بعد ها

به بسیج رفت تا اجرایی شدن ایدئولوژی کسب قدرت با اعمال خشونت را گسترش دهد.

برای شناخت افشار کافی ست بدانیم تنها موسیقی مورد علاقه اش " مارش نظامی " ست!

امروز در خبرها خواندم ، افشار پس از خدمات فراوان ! در سپاه و بسیج به وزارت کشور

رفته تا دولت " نظامی - الهی " یکدست تر از سابق به اهداف باند "خام"(خامنه ای -

احمدی نژاد - مصباح ) نزدیک شود.

با انتخاب برادر جهادی سابق و سردار امروزی برای انجام انتخابات مطمئنا امیدهای واهی

مدعیان اصلاح نظام از طریق انتخابات رنگ میبازد .

امثال نبوی (خارج از کشور نشینان ) و اصلاح طلبان بی هویت داخلی شاید اکنون بفهمند

که تکیه بر باد زده اند.

نگاهی هرچند گذرا به گفتار و عملکرد مسئولین دگم اندیش جمهوری اسلامی این باور را

میرساند که اینان به اعتقاد راسخ بر خرافات و سعی میکنند کشور  را به بحرانی غیرقابل

عبور نزدیک کنند.

منظور از دگم اندیش نه ابراز توهین که بیان حقیقتی ست واضح در مورد باند "خام" (خامنه ای

- احمدی نژاد - مصباح ).

باند خام تصور میکند در تمامی بن بست ها دستی از آسمان بیرون خواهد آمد و دشمنان را

نابود خواهد کرد.

باور دارند که دنیا بدلیل عدم تمایل به تنش و آشوب ، سرانجام در برابر زیاده خواهی های

اینان تسلیم میشود ، تصوری که صدام هم داشت و گرفتار صد دام شد.

امروز وظیفه همه ما تحریم انتخاباتی ست که توسط باند جمهوری اسلامی انجام میشود

برای ملایان مهم نیست مردم چه آرایی به صندوقها بریزند که نفس شرکت و حضور در

شعبات رای گیری کافی ست تا باند " خام " خوراک تبلیغاتی مناسبی برای اثبات

حقانیت و مشروعیت خود نزد مردم ، بیابد.

بکوشیم بازیچه نشویم.

ایران تنها کشوری ست که نتیجه آرایش قبل از انتخابات مشخص است ، افشار آمده

تا خاطر نظام و نظامیان از عدم انتخاب بازیگوشان جمع باشد.

Farhad Heyrani

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 11:42  توسط فرهاد حیرانی  |